رضا رفیع

رضا رفیع ، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز ایرانی ، به تاریخ ۶ مرداد سال ۱۳۴۷ در تربت حیدریه دیده به جهان گشود .

رضا رفیع را باید مهم ترین و تاثیر گذار ترین نویسنده ی طنز ایران در طی دهه ی اخیر بدانیم .

او یکی از بزرگترین روزنامه نگاران ، شاعران و مجریان طنز ایران است

که سابقه ی بسیار درخشانی در حوزه ی کار نویسندگی دارد .

عمده ی فعالیت او در نویسندگی در روزنامه ها و مطبوعات کشور می باشد ،

اما وی شهرت بسیارش را از مجری گری در برنامه قند پهلو کسب کرد .

او مدرک فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی را داراست ، اما به غایت از هزاران استاد ، استاد تر است .

اما بعد اگر بخواهیم از زندگی شخصی او بگوییم باید به این مسئله اشاره کنیم که او در جنوب مشهد و در تربت حیدریه به دنیا آمده است .

پدر او حاج محمود رفیع زاده ، یکی از آموزگاران زحمت کش آموزش و پرورش بوده است

و برادر او نیز جلال رفیع یکی از مشاوران فرهنگی رئیس جمهور ایران در دوره ی آقای خاتمی و نویسندگان به نام ایرانی می باشد .

رضا رفیع

گذری بر زندگی و فعالیت های ادبی رضا رفیع

رضا رفیع ، دوران تحصیلات ابتدایی خودش را در دبستان بیهقی و دوره ی راهنمایی را در مدرسه علی تمدن

و در دوره ی دبیرستان خود را در پر قدمت ترین دبیرستان آن زمان شهر ، دبیرستان رازی تربت حیدریه به ثمر رساند .

او نویسندگی را از دوران دبیرستان آغاز می کند .

او خود در این باره می گوید که  :

” دوران دبیرستان برای من آغاز دوره ی نویسندگی بوده است .

من این دوره را خودم دوره ی انحرافات ادبی نام گذاری می کنم .

مسئله ی طنز نویسی من درست از همین نقطه شروع شد .

جایی که یک سری از مقالات طنز را با عنوان نشنو از نی ، در تابلوی مدرسه نصب می کردم و مخاطبان بسیاری هم داشت . “.

اما بعد ، او تصمیم گرفت که شعرها و نوشته هایش را برای مجلات کشور ارسال کند و کمی حرفه ای تر به نویسندگی بپردازد .

از این رو ، او شعرهایش را برای سهیل محمودی که او نیز از بزرگان ادب می باشد

ارسال می کند تا که در مجله جوانان آ زمان به چاپ برسد.

سهیل محمودی اشعار او را چاپ می کند و در کنار چاپ این اشعار

یک نامه شخصی بسیار طولانی نیز برای رضا رفیع می نویسد و به او می گوید که  :

” بیش از شعرهای جدی ات ، قدر قلم طنزت را بدان . ” . در همین دوره ، یعنی دوره ی پیش از ورود به دانشگاه بود که وی همکاری با عنوان طنز نویس را در نشریات تهران آغاز می کند.

او ابتدا به مجله جوانان امروز در کنار محمد پورثانی و عباس خوش عمل می رود و بعد ها با دیگر نشریات وقت همکاری می کند. او سال ۷۲ به تهران می آید و در تهران ساکن می شود.

او بعد از آمدن به تهران ، شروع به تحصیل در رشته ی زبان و ادبیات فارسی می کند و در همین دوره نیز طنز خود را روانه ی دیدگان مخاطبان مجله های ادبی می کند. رضا رفیع ، در سال ۷۶ با یک تحول کاری مواجه می شود.

او خود تصمیم می گیرد که ماهنامه ای را به ثمر برساند و آن را دنیای طنز بنامد.

او همزمان نیز در سمت سر دبیری مجله گل آقا را نیز از سال ۷۹ تا ۸۱ که کار این هفته نامه به اتمام رسید ، بر عهده داشت. او همزمان هم طنز می نوشت و هم مقالاتی فخیم در باب ادبیات.

رضا رفیع

رضا رفیع تصمیم می گیرد که در کنار نوشتن ، تحصیلاتش را نیز ادامه دهد و کارشناسی ارشد ادبیات را دریافت کند.

سال ۸۱ بود که کارش در مجله ی گل آقا با بسته شدن این هفته نامه به اتمام رسید و به هیئت تحریریه ی روزنامه اطلاعات پیوست.

رضا رفیع ابتدا در بخش مقالات کار می کرد و بعد به سمت سردبیر گزارشات مشغول شد و بعد از آن نیز مسئول آن شد که ضمیمه ی ادب و هنر روزنامه ی اطلاعات را فراهم سازد.

نکته ی بسیار بارز کارهای رفیع این است که هیچ گاه محدود به سبک نیست.او یک طناز است.

در نظم نوشته است . در نثر نوشته است و با تمامی مسائل اجتماعی ، سیاسی و … نیز شوخی کرده است که این خود باعث نمودار شدن کارهایش گشته است.

رفیع علاوه بر فعالیت های نوشتاری ، به فعالیت های مدیریتی نیز بسیار پرداخته است. او در سومین دوره جشنواره طنز مکتوب ، داوری بخش نثر را بر عهده داشت.

او سال ۱۳۸۴ نیز مسئولیت خانه طنز که وابسته به شهرداری تهران بود را بر عهده گرفت و آن را به ثمر رساند. اما بعد اوج کارهای رفیع را باید در کارهای تلویزیونی مشاهده کرد.

ورود رضا رفیع به رادیو و تلویویون باعث شد که خونی تازه به رگ های طنز در صدا و سیمای ملی ایران جاری شود.

او ابتدا به امر در برنامه ی این جا شب نیست ، در رادیو جوان ، فعالیت می کرد و آیتم هفتگی داشت و

در سال ۸۹ وارد برنامه ی پا تو کفش اخبار شد و در برنامه صبحگاهی سلام تهران ، از شبکه تهران فعالیتش را آغاز کرد.

اما بعد او به یکباره با برنامه ای نو در سیمای ایران ظاهر شد که مرزهای خلاقیت را به یکباره در

سیمای ایران جا به جا کرد. او برنامه ای را تحت عنوان قند پهلو را ساخت که بسیار نیز پر مخاطب شد.

این برنامه در شبکه آموزش پخش می شد و به مسئله ی شعر طنز در ایران می پرداخت. مسابقه ای بود که طی آن شاعرانی در

برنامه حضور پیدا می کردند و در یک رقابت بسیار طنازانه شروع به سرودن شعر می کردند.

این برنامه دورانی چون شهرام شکیبا و ناصر فیض داشت که بر شیرینی برنامه می افزود. قند پهلو ، بسیار برنامه ی موفقی گردید و به سری دوم نیز رسید.

این برنامه برای اولین بار حضور زنان طنز پرداز نیز را به سیمای ملی آورد. اما کار در همین نقطه ثابت نماند .

استقبال از این برنامه به حدی بود که پخش سوم و چهارم آن نیز عملی شد .

سپس این برنامه در اقدامی بسیار انقلابی دیگر شاعران فلات ایران را نیز به برنامه کشاند و رقابتی بین المللی در حوزه ی طنز رقم زد.

رضا رفیع با این برنامه توانست جایگاه خود را در سیمای ملی تثبیت کند و هم اکنون نیز طی برنامه منبع موثق به فعالیت می پردازد.

از رضا رفیع آثار بسیاری در زمینه ی طنز موجود است که هر کدام به نوعی بیانگر یکی از دردها و مسائل اجتماعی مردم ایران است. او را پیشتاز طنز نوین ایران خطاب کرده اند .

آثار رضا رفیع

  • حرف اضافه | مجموعه نثرهای طنز از سال ۸۱ تا ۸۳ | نشر اطلاعات | چاپ اول ۱۳۸۴، چاپ دوم ۱۳۹۰
  • بزن در رو | گزیده‌ای از نثرهای طنز چاپ شده در روزنامه جام جم | در دست چاپ
  • طنز و تغزل | مجموعه غزلیات طنزآمیز در نیمه دوم دهه هفتاد | در دست چاپ
  • آب در هاون | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۴ تا ۸۵ | در دست چاپ
  • باد در غربال | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۶ تا ۸۷ | در دست چاپ
  • دایرهٔ بی زنگ | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۸ تا ۸۹ | در دست چاپ
  • مشت بر سندان | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۹۰ تا ۹۱ | در دست چاپ

رضا رفیع

مروری بر آثار و اندیشه ها رضا رفیع

رضا رفیع ، به جرئت یکی از طنز پردازان برتر تاریخ طنز ایران می باشد. طنزهای او دارای شاکله های سیاسی و اجتماعی بسیار می باشد .

هر کدام از شعرهایش به گونه ای بیان تاریخ قرن حاضر در قالب طنز است و این مسئله باعث ماندگاری او شده است. طنز ، یکی از شاخه ها و سبک های نویسندگی است که می تواند بسیار مورد اقبال قرار گیرد.

در ادامه شعری از شعرهای رضا رفیع را با هم مطالعه می کنیم :

روزگاری… (بگو هف‌هش‌ده سال

پیش از این‌ها، که رفته‌ام از یاد)

یک هنرمندِ فاقد مسکن

رفت روزی وزارت ارشاد

چون دم در رسید، با خود گفت

می‌روم تو، هر آنچه بادا باد

نوک بینیّ خود گرفت و برفت

راست پیش وزیر و صاف اِستاد

گفت: «در روز اول خلقت

که خدا این جهان نمود آباد،

چون به مستضعفین زمین بخشید

اسم این جانب از قلم افتاد

حال البته با کمی تأخیر

من به خدمت رسیده‌ام دلشاد

تا مگر قطعه‌ای زمین بخشید

بروم منزلی کنم ایجاد»

گفت با وی وزیر با لبخند:

«بنده از دیدن شمایم شاد

چون هنرمند قدر می‌بیند

باید الحق به صدر بنشیناد

می‌نویسم زمین به اسم الآن

می‌دهم خدمت شما استاد»

آنگه از قطعه هنرمندان

قطعه‌ای هم به شخص ایشان داد

شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
قصه کودکانه
چاپ کتاب

[table id=1 /]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *