آرتور میلر و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

آرتور میلر و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” آرتور میلر ” ، نویسنده ی آمریکایی و خالق نمایشنامه” مرگ فروشنده ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

آرتور میلر در 17 اکتبر سال 1915 در یک خانواده مهاجر یهود در نیویورک به دنیا آمد. پدرش مهاجری از لهستان بود که با هجوم هیتلر از وطنش کوچ کرده بود. پس از چندی پدرش در دوره رکورد اقتصادی ورشکست شد، خانواده به ناچار به بروکلین نقل مکان کرد و آرتور نوجوان مجبور شد از صبح ساعت 4 و پیش از رفتن به مدرسه به تحویل دادن نان بپردازد تا بتواند به خانواده‌اش کمک کند. گفته مى شود این حوادث الهام بخش میلر در خلق خانه بروکلین در نمایشنامه”مرگ دستفروش” گردید. در جوانی پس از خواندن داستان”برادران کارامازوف” نوشته داستایوفسکی به نویسندگی علاقه‌مند شده و براى تحصیل در رشته روزنامه نگارى در سال ۱۹۳۴ در دانشگاه میشیگان ثبت نام کرد. پس از آنکه در سال ۱۹۳۸ در رشته ادبیات انگلیسى فارغ‌التحصیل شد و به نیویورک بازگشت و در یک گروه نمایشى عضو شد و براى برنامه‌هاى رادیویى، نوشتن را آغاز کرد و در این راه با شبکه‌هاى CBS و NBC همکاری کرد. به روایت دانشنامه تئاتر ایران ، اولین نمایشنامه میلر که در برادوى ‌روى صحنه رفت، “مردى که بخت یارش بود”‌ نام داشت که پس از چهارمین اجرا، از صحنه کنار گذاشته شد. سه سال بعد میلر  نمایشنامه”تمام پسران من‌” را نوشت که جایزه انجمن منتقدان ادبیات نمایشى نیویورک و جایزه تونى‌ را برای او به ارمغان آورد. در سال ۱۹۴۴ میلر مدتى را در اردوگاه‌هاى نظامى به سر برد تا ماده اولیه نمایشنامه داستان”جى جو” را جمع آورى و تهیه کند. او در سال ۱۹۴۵ اولین رمان خود را با نام”کانون”را  در ضدیت با فاشیسم قلم زد. در سال ۱۹۴۹ او نمایشنامه”مرگ دستفروش” را آفرید که برایش شهرتى جهانى به ارمغان آورد و به یکى از دستاوردهاى ارزشمند تئاتر مدرن آمریکا بدل تبدیل گشت.اوایل دهه ۵۰ مقارن با اجرای نمایش”بوته آزمایش” در بروکسل بود. “بوته آزمایش” اعتراض به فضای سرکوب سیاسی در دوران “مک کارتیسم” بود و داستان محاکمه دیوانه‌وار فردی را نقل می کرد که به جادوگری متهم شده بود. این نمایشنامه استعاره‌ای از سلطه مک کارتیسم بر جامعه و نوعی دفاع از آزادی عقیده و بیان بود.  این نمایشنامه که موفق به دریافت جایزه”آنتونت پرى” شده بود به رکورد بالاترین دفعات اجرا در میان آثار میلر دست یافت. در همین اثنا هیات رسیدگى به جریان کمونیست که از سوى مجلس آمریکا مامور به فعالیت شده بود، میلر  را به اتهام عقاید کمونیستى مورد بازخواست و بازجویى قرار دادند. او اعتراف کرد که به همراه چهار یا پنج نویسنده دیگر در چنین جلساتى شرکت کرده است اما از افشاى نام دیگر نویسندگان خودداری کرد و به همین دلیل در لیست سیاه قرار گرفت. بعد از این واقعه او به اخذ دکتراى افتخارى از دانشگاه میشیگان نائل آمد.پس از آن میلر ‌نمایشنامه‌ای کوتاه با عنوان”چشم اندازى از پل” نوشت که اجراى موفقى در سال ۱۹۵۵ به شمار مى‌آمد و داستانی پیرامون عشق، حسادت و خیانت را نقل می کرد.”سقوط در کوه مرگان” عنوان نمایشنامه‌ای است که میلر در سال ۱۹۹۱ میلادی نگا‌شته و منتشر کرده است. وی در این نمایشنامه داستان مدیر یک شرکت بیمه را در شهر نیویورک نقل می‌کند که بسیار ثروتمند، خودخواه و خسیس است و در عین حال از مرگ به شدت می هراسد. “ارتباطات آقای پیترز” هم در سال ۱۹۹۸ در صحنه یکی از سالن‌های تئاتر نیویورک‌(خارج از برادوی) اجرا شده است. میلر در این نمایشنامه داستان یک کارمند خطوط هوایی را نقل می‌کند که زمانی زندگی خوشی داشته، اما اکنون احساس می‌کند عمر زیادی از او سپری شده و هنوز معنای زندگی را درنیافته است.آثار نمایشى آرتور میلر  به نوعى ادامه ادبیات نمایشی واقع‌گرا است که در فاصله بین دو جنگ جهانى در آمریکا آغاز شد. آرتور میلر را همراه تنسی ویلیامز، و ادوارد آلبی سه نمایشنامه‌نویس بزرگ بعد از جنگ جهانی دوم بر میگزینند. او در آثار خود، بینش اجتماعى‌اش را با دقت و ظرافتى مثال زدنى با نقاط ضعف و قوت شخصیت قهرمانان داستانش در مى‌آمیخت و تعدادى از آثارش به دست کارگردانانى از جمله جان هیوستون، سیدنى لومت و کارل رایز به روى پرده سینما به نمایش گزارده شده است.آرتور میلر  را ملقب به عنوان یکى از آثارش”مردى که بخت یارش بود” مى‌خواندند. او سبک رئالیستی منحصر به فردی داشت و در آثارش تصویر دقیقی از جامعه معاصر و ارزش‌های رو به زوال آن را به نمایش گذاشت. بیشتر شخصیت‌های او همانند ویلی لومن، قربانی بی‌عدالتی و بی‌رحمی نظام سرمایه‌داری بودند. آرتور میلر معتقد بود دنیایی از انسان‌ها در اطراف ما زندگی می‌کنند که در برابر همه آن‌ها مسئول هستیم. در آثار او نیز نوعی احساس مسئولیت نسبت به انسآن‌ها نهفته است. آثار آرتور میلر با تأکید بر نقش خانواده، اخلاق و مسئولیت‌پذیری فرد، بازگو کننده فروپاشی روزافزون جامعه مدرن است. او محور بسیاری از آثارش را برپایه این پرسش استوار ساخته بود که آیا در دنیای امروز با وجود خانواده‌هایی که فروپاشیده‌اند و مردمی که به ناچار نمی‌توانند مدت طولانی در یک مکان اقامت گزینند، پایه و اساسی برای زندگی انسآن‌ها باقی خواهد ماند؟میلر سخن معروفی دارد که نشانگر مسئولیت‌پذیری گریزناپذیر انسان مدرن نسبت به جهان پیرامونش است:«ما همه در کشتارهای ویتنام، عراق، افغانستان و … مسئولیم. ما سیاستمدارانی را به کرسی قدرت می‌نشانیم، به آن‌ها مالیات‌ پرداخت می کنیم و سکوت می‌کنیم، پس دستمان به خون همه مظلومینی آلوده است که سیاستمداران ما آنان را به نابودی می‌کشند. آرتور میلر را استاد دیالوگ‌نویسی می دانند. نمایشنامه”سقف کلیسای جامع” او را می‌توان از نظر دیالوگ‌نویسی، مانیفست مجموعه آثارش پنداشت. در این نمایشنامه، که آشکارا در کشوری کمونیستی نقل می شود، شخصیت‌ها در خانه‌‌هایی هستند که می‌دانند دستگاه شنود در آن کار گذاشته شده است. به این ترتیب،گفت‌وگوهایشان را در واقع برای یکدیگر نمی‌گویند و بیش از آنکه جواب هم را بدهند، هدفشان آن گوش سومی است که به حرف‌هایشان گوش می‌دهد. به این ترتیب است که دیالوگ‌ها ماهیتی چندوجهی می‌یابند، هر شخصیت در طی حرف‌هایش چاره‌ای ندارد جز آنکه در محدوده‌ کوچکی از کلمات حرف‌های زیادی بزند، و هم پیام خود را به سمع آن گوش سومی برساند که مشغول استراق سمع است، هم به طرف صحبتش پاسخ دهد، و هم درباره‌ فرد سوم یا موضوع دیگری سخن بگوید که محل بحث است.نمونه‌ دیگر”نوعی داستان عاشقانه” است، نمایشنامه‌ای که به رابطه‌ پیچیده یک کارآگاه با زنی که از پرونده‌ زیر نظر او اطلاع زیادی دارد می‌پردازد. آرتور میلر در این متن نیز همان اصل چگالی سطوح در محدوده‌ کوچکی از کلمات را رعایت می‌کند. گفت‌وگوی کارآگاه و زن در آن واحد گفت‌وگویی عاشقانه، یک بازجویی نه‌چندان متعارف برای پرونده‌ای جنایی، و اعتراضی جدی به وضعیت نظام قضایی آمریکاست. تام و آنجلا در اکثر لحظات نمایشنامه جواب هم را نمی‌دهند، بلکه تلویحاً فساد ریشه‌ای و فراگیر نظام آمریکا را زیر سوال می‌برند و در عین حال، دست به تعریف مجدد رابطه‌ عاشقانه پیچیده‌شان می‌زنند.چنین گرایشی را تقریبا در تمام آثار آرتور میلر می‌توان یافت. میلر به جای خالی کردن متن به سبک ابزوردیست‌ها دست به پر کردن آن می‌زند، و به واسطه‌ همین پر کردن استادانه‌ متن است که نمایشنامه‌های میلر برای اجرا امکانات بسیاری در اختیار کارگردان می‌گذارند.هر چند این نویسنده شاخص معضلات  اجتماعی  جامعه  امریکا را در نمایشنامه‌هایش‌ نقل می کند، شهرت جهانی او مرهون جهان شمول بودن آن معضلات است. اندک نیست تعداد کسانی که تصویر پدر خود را در شخصیت ویلی لومان دیده‌اند ‌و ‌گناه جو کلر شبیه گناه  بسیاری از افرادیست که دیگران را قربانی منافع  خود می‌کنند. تفتیش عقاید به بهانه‌های مختلف نیز قدمتی دیرینه دارد و در پهنه تاریخ و جغرافیا گسترده است. بنابراین میلر در آثارش نه تنها رویای امریکایی‌(رویای موفقیت) و تفتیش عقاید به سبک مک کارتی  را به باد انتقاد می‌گیرد، ‌بلکه  به کاستی‌های ‌ذاتی‌ ابنای بشر از جمله ‌منفعت‌طلبی ‌به هر قیمت، نادیده گرفتن دیگران  و معضلات جهانی  همچون سلب آزادی  فردی‌ و پایمال کردن حقوق انسانی حمله می کند. میلر در به تصویر کشیدن درگیری‌های اخلاقی انسان معاصر و معضلات جوامع مدرن  تا حد زیادی وامدار هنریک ایبسن، سردمدار نمایشنامه‌نویسی مدرن است. از حیث سبک و نوآوری‌های نمایشی نیز آرتورمیلر جایگاهی خاص در ادبیات نمایشی سده بیستم دارد چون اولین نمایش نامه نویسی است که  درگیری های  ذهنی و خاطرات ‌شخصیت نمایشی  را  در  مرگ دستفروش  به عرصه اجرا درآورده  و حال ‌و گذشته را در هم آمیخته است.میلر علاوه بر نمایشنامه‌نویسی، در فیلمنامه‌نویسی و مقاله‌نویسی هم دستی داشته که در جای خود قابل بررسی هستند. به نظر او احساس مخاطبان بر دانش منتقدان برترى دارد و گفته است:‌«‌مخاطبان گرچه از دانش آکادمیک هنر تئاتر برخوردار نیستند ولى به پشتوانه قلب و احساساتشان بیش از آنچه منتقدان به این هنر بها مى‌دهند، انرژى و وقت صرف مى‌کنند. تماشاگر نمایش با احساسش به اثر نزدیک مى‌شود و این بسیار با ارزش است و قضاوتش را قابل تأمل و درنگ مى‌کند.‌» میلر در سال ۱۹۵۶ با مریلین مونرو ازدواج کرد اما این ازدواج پنج سال بیشتر به طول نیانجامید. پس از خودکشی مونرو، میلر  تا ۹ سال از صحنه به دور بود تا اینکه با نمایشنامه”پس از سقوط” به عالم هنر بازگشت که به نوعى روایت زندگى شخصى اوست. او در دهه ۹۰ هم دو نمایشنامه دیگر نوشت که یکى از آن‌ها آخرین آمریکایى نام داشت.آرتور میلر در 1961 گفته بود:‌«من تصور می‌کنم یک روزنامه خوب آن است که انگار یک ملتی با خودش صحبت می‌کند.» یک دهه پس از آنکه آرتور میلر چنین عبارتی را بر زبان آورد، دو گزارشگر از واشنگتن پست با انتشار سلسله مقاله‌هایی باعث سرنگونی رییس‌جمهور امریکا ریچارد نیکسون شدند.او در آثار خود از افسانه‌های یونان به‌ ویژه آثار سوفوکل الهام می‌گرفت و معتقد بود شخصیت‌های نمایشنامه‌های مختلف از”مده‌آ” و”هملت” تا”مکبث” همه در تلاش بوده‌اند تا به حقوق انسانی خود در جامعه دست یابند.میلر با بسیاری از اهل قلم پیر و جوان ایرانی دیدار داشت و از نزدیک هم با اوضاع و احوال و نویسندگان و شاعران معروف ایران مانند محمد علی سپانلو، شهریار مندنی پور و محمود دولت‌آبادی آشنایی داشت و در برخی موارد هم گزارش‌هایی درباره مسائل و مشکلات نویسندگان کشورهای دیگر به وی ارجاع می‌شد تا به عنوان پیر کانون نویسندگان آمریکا بتواند از هم سلک های خود دفاع کند.میلر در سال ۲۰۰۲ مفتخر به دریافت نشان افتخار ادبى اسپانیا شد و در دهم فوریه ۲۰۰۵ در خانه‌اش به دیار باقی ‌ شتافت؛ اما به قول خودش:‌‌«‌وقتى نوشتى، دیگر نمى‌میرى.‌”

آثار

  • سال‌های طلایی
  • مردی که همه خوش‌شانسی‌ها را داشت
  • همه پسران من
  • خاطره‌ دو دوشنبه
  • وصله‌های ناجور
  • پس از پاییز
  • دشمن مردم
  • قیمت
  • ساعت آمریکایی
  • بازی برای زمان
  • بوته آزمایش
  • خاطره
  • آخرین یانکی
  • شیشه شکسته
  • پایان تصویر
  • همه می‌برند
  • مرگ فروشنده

مروری بر آثار و اندیشه ها

آرتور میلر را می توان ستاره ای درخشان در دنیای نویسندگی و یک نمایشنامه نویس بی نظیر لقب داد.آثار آرتور میلر در طول سالهایی که از خوانش و اجرای آن می گذرد ؛ همچنان زنده می باشد و مورد بحث و نقد فراوان قرار می گیرد. بیش از نیمی از مقالات حوزه ی نقد ادبی در زمینه ی نمایشنامه نویسی به نمایشنامه ی ” مرگ فروشنده” آرتور میلر اختصاص دارد. آرتور میلر از معدود نویسندگانی است که علاوه بر نویسندگی در حوزه ی نمایش و رمان ، یک جامعه شناس و یک روانشناس بی نظیر نیز بوده است و این امر در اکثریت نمایشنامه های وی کاملا قابل مشاهده است. معروف ترین اثر او مرگ فروشنده می باشد. مرگ فروشنده از جمله آثاری است که چه در زمانه ی خود و چه در زمان کنونی ، صاحب جایگاه بسیار عظیمی در تاریخ نویسندگی بوده است. مرگ فروشنده به زندگی مردمان آمریکا می پردازد که در انتظار رویای آمریکایی تمام جان خود را به کف دست می گذارند و تمام عمر خود را در آرزوی رسیدن به یک زندگی مرفه تباه می کنند. نمایشنامه های آرتور میلر را می توان از برترین نمایشنامه های حوزه ی ادبیات نمایشی و تاریخ نویسندگی دانست. او چندی مفهوم را در نمایشنامه هایش بررسی می کند و هر کدام از نمایشنامه هایش به طریقی به یکی از این دغدغه ها و مفهوم ها می پردازد. نخست ، برای او انسان در اولویت بسیار بالایی قرار دارد.ارزش زندگی انسان در تمام نوشته های او به وضوح قابل مشاهده است. دیگر مفهومی که برای او بسیار مهم است ، مقوله ی فقر و جوامع سرمایه داری است. او به وضوح یکی از مخالفان نظام سرمایه داری است. او فقر را یک انتخاب اشتباه در زمینه ی تصمیم گیری های یک دولت در توزیع ثروت می داند و در این باب نیز مقالاتی به ثمر رسانده است. آرتور میلر علاوه بر اینکه یک نویسنده ی بزرگ می باشد ، یک معلم نویسندگی بسیار بزرگ نیز می باشد.آثار آرتور میلر یکی از بهترین نمونه های شخصیت پردازی ، پیرنگ و سایر عناصر نویسندگی را بهمراه دارد.از آثار آرتور میلر در دانشگاه های جهان بعنوان یکی از منابع آموزش مبانی نویسندگی استفاده می شود.

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

آخرین نظر و1 نظر (های) دیگر باید تأیید شود.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *