عنصری بلخی
  • عنصری بلخی │ صد نویسنده برتر جهان

    تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند .

    مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان .

    قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم .

    در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” عنصری بلخی ” ، نویسنده ی پارسی را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند .

    عنصری بلخی

    زندگی نامه عنصری بلخی

    ابوالقاسم حسن بن احمد که معروف به عنصری بلخی است ، از شاعران پارسی گوی ما می باشد که در بلخ زاده شده است و در سال ۳۵۰ هجری دیده به جهان گشوده است او زندگی پر بار خودش را آغاز کرده است .

    عنصری بلخی به دعوت امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، که وی را بسیار عزیز می دانست و به غزنه دعوت کرده بود ، به نزد او رفت و به غزنه مهاجرت نمود . سلطان محمود غزنوی به او ارادت بسیار پیدا کرد و او را بسیار مورد لطف خود خواند و در پاره ای از زمان نیز که در درگاه او دارای قرب و منزلتی شد ، به او لقب ملک‌الشعرا اهدا کرد .

    دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ ای که نگارش کرده است در باب عنصری این طور می گوید که: ” مناقب و بزرگواری او اظهر من الشمس است و سرآمد شعرای روزگار سلطان محمود بوده و او را ورای طورِ شاعری فضایل بسیار است؛ و بعضی او را حکیم نوشته‌اند. چنین گویند که در رکاب سلطان محمود همواره چهارصد شاعرِ متعین ملازم بودندی و پیشوا و مقدم طایفهٔ شعرا استاد عنصری بود، و همگان بر شاگردی او مقرّ و معترف بودند و او را در مجلس سلطان منصب ندیمی با شاعری ضمّ بود و پیوسته مقامات و غزوات سلطان نظم کردی .

    عنصری بلخی

    عنصری بلخی را قصیده‌ای است مطوّل قریب به یکصد و هشتاد بیت که مجموع غزوات و حروب و فتوح سلطان را در آن قصیده به نظم آورده؛ و در آخر سلطان محمود استاد عنصری را مثالِ ملک‌الشعرایی قلمرو خود ارزانی داشت و حکم فرمود در اطراف ممالک هر کجا شاعری و خوشگویی باشد سخن خود بر استاد عرضه دارد تا استاد غث و ثمین آن را منقح کرده، در حضرت اعلی به عرض رساند؛ و همه روز مجلس استاد عنصری، شعرا را مقصدی معیّن بود، و او را جاهی و مالی عظیم بدین جهت جمع شده، و فردوسی او را در نظم شاهنامه تحسین بلیغ می‌کند و آن حکایت به جایگاه خود خواهد آمد، و الله و اعلم.”

    آنچه که تا به کنون با توجه به روایت اسناد و مدارکی که از شعر عنصری برجای مانده است ، تعداد ابیاتی را که او سروده است به دو هزار بیت نسبت داده اند؛ که شامل قصیده، غزل، رباعی، قطعه، ترکیب‌بند، و مثنوی است .

    عنصری بلخی

    به علاوه همه ی این موارد آنچه که از روایت ها مشخص است و از مدارک می توان دریافت ، یشتر قصیده‌های او در ستایش سلطان محمود غزنوی و مسعود غزنوی است .

    در قصیده‌ها و غزل‌های عنصری اصطلاحات حکمت و منطق نیز به چشم می خورد و او بارها به شیوه های گوناگون از این اصطلاحات در تعبیرات خویش بهره جسته است .

    سبک شعر گویی و خصوصا قصیده گویی عنصری به این شکل است که عمدتا وی بدون مقدمه کارش را شروع می کند و شعرهایش را بدو مقدمه می سراید و بیشتر به دنبال وصف کردن اوضاع و شرایط است اما باید به این مسئله نیز توجه کرد که وصف های او به غایت شاعرانه است و حرفه ای عمل می کند . مهم‌ترین مثنوی‌های عنصری عبارت‌اند از وامق و عذرا، شادبهر و عین‌الحیات، و سرخ‌بت و خنگ‌بت .

    باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود

    تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود

    باغ هم‌چون کلبهٔ بزاز پر دیبا شود

    راغ هم‌چون طبلهٔ عطار پر عنبر شود

    روی‌بند هر زمینی حلهٔ چینی شود

     گوشوار هر درختی رشتهٔ گوهر شود

    چون حجابی لعبتان خورشید را بینی به ناز

     گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود

    افسر سیمین فروگیرد ز سر، کوه بلند

    باز میناچشم و زیباروی و مشکین‌سر شود

     

    عجب مدار که نامرد، مردی آموزد

    از آن خجسته رسوم و از آن خجسته سِیَر

    به چند گاه دهد بوی عنبر آن جامه

    که چند روز بماند نهاده با عنبر

    دلی که رامش جوید نیابد آن دانش

      سری که بالش جوید، نباید او افسر

    ز زود خفتن و و از دیر خاستن هرگز

     نه مُلک یابد مَرد و نه بر ملوک، ظفر

    عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری چشم از جهان فرو بست.

    عنصری بلخی

    آثار عنصری بلخی

    • دیوان اشعار

    مروری بر آثار و اندیشه ها عنصری بلخی

    عنصری شاعر گران قدری است که در طول این سالها کمتر کسی به او توجه کرده است و از جایگاهی که باید و شاید در ادبیات ایران برخوردار نگردیده است. علل و عوامل بسیاری را می توان برای این عدم برخورداری از اقبال قائل بود اما اگر بخواهیم شفاف بگوییم ، یکی از دلایلی که مردم شعر او را و منش او را در طول این سالها نپسنیدیده اند این است که او بسیار در مدح شاهان سخن گفته است .

    یکی از عوامل منفی برای هر شاعری در تاریخ ادبیات ایران است که در مدح شاهان سخنی گفته باشد. اگر دقت کنید می بینید که کسانی که در ادبیات ایران به شهرت رسیده اند و دارای وجهه ای گرانقدر هستند ، افرادی می باشند که به شدت آزاده اند و از بند هر گونه هوا و هوسی رها هستند. از این رو می توان گفت که آزادگی یکی از مولفه های شعر ایرانی است و شاعر ایرانی باید آزاده باشد .

    اما عنصری را می توان از مناظر دیگر نیز مورد بررسی قرار داد به عنوان مثال باید چنین گفت که عنصری یکی از کسانی است که تامل بسیاری بر روی مسائل اخلاقی کرده است. یعنی اگر شما بخواهید مروری داشته باشید به ابیات او و حتی ابیاتی که در مدح شاهان گفته است ، حداقل در هر قضیده بیش از ده نکتهی  اخلاقی شما خواهید آموخت که در باب اخلاق و علم اخلاق ا گفته است. از این رو می توان او را شاعری دانست که بسیار اخلاق گرا است. شاید شما هم از خود بپرسید که آیا اخلاق حکم می کند که ما ادبیات را با مدح گفتن درهم بیامزیم؟

    عنصری بلخی

    باید بگوییم که این مسئله کاملا مسئله ی پیچیده ای است و نمی توان به همین راحتی از کنار آن گذشت و در باب آن یک تصمیم مشخص گرفت . هنگامی که شما قصد دارید یک شاعر را بررسی کنید و یا اخلاق او را مورد نقد قرار دهید باید به این نکته آشنایی داشته باشید که شاعر شما و کسی که قرار است شما شعرهای او را بخوانید ابتدا به امر در چه زمان ای زیست می کرده است و در آن زمانه شیوه ی امرار معاش شاعران به چه صورت بوده است و از سوی دیگر شما باید به این نکته آشنایی کامل داشته باشید که اگر ما بر این فرض و بر این باور باشیم که اصلا در آن زمانه نیز خلاف عهد شاعری بوده است که شاعری مدح بگوید ، باید به این امر اشاره داشت که آن شاعر حق انتخاب شخصی داشته است و انتخاب او حکم می کرده است که در مدح شاهان بخواهد سخنی بگوید .

    پس از این رو نیز نمی توان ایرادی به شاعری وارد کرد و یا بخواهیم او را مورد شماتت قرار بدهیم که چرا مدح شاهان گفته است. پس باید به طور کلی این دیدگاه را کنار بگذاریم و به جای این پیش زمینه که او در مدح شاهان سخنی گفته است ، تمرکز خود را بر روی زیبایی ها و فرم اشعار او بگذاریم .

    عنصری بلخی

    عنصری بلخی علاوه بر اینکه تمام این برداشت های منفی در باب او شکل گرفته است ، اما یک شاعر بسیار عاشق است و اهل حکمت است. اگر در اشعار او مروری داشته باشیم ، می بینم که او منظومه های عاشقانه چون وامق و عذرا خلق کرده است و این یکی از بزرگترین دستاوردهای شاعران ایران زمین بوده است که بتوانند در قالب نظم یک منظومه ی شعر خلق کنند. پس باید به این نکات هم در شعر او توجه نمود و از این رو نیز او را مورد بررسی قرار داد. از سمت دیگر می توان به این امر اشاره کرد که عنصری حکمت دان نیز بوده است .

    اگر به زندگی او نگاه کنیم می بینیم که او در دربار کسی بزرگ شده است که بسیار بسیار اهل ادب و خکمت بودده اس ت و همین امر برای عنصری فرصتی محسوب می شده است که بسیار بنویسید و بسیار مطالعه کند از این رو یکی از بزرگترین شاعران عرفانی ما خود شخص عنصری است که عرفان را با حکمت در آمیخته است و از آن معجون بسیار زیبا و دلپذیری نیز خلق کرده است .

    عنصری بلخی

    پس باید قدر این اشخاص را نیز بدانیم و آن ها را شایسته ی خوانش آثار بدانیم. بیش از این در باب عنصری نمی گوییم چرا که وجه تفسیر ابیات او به دلیل قصیده بودن بسیار به دراز خواهد کشید و انشالله در  فرصتی مطلوب تر که مجال پیدا شود ، می توان به هر کدام از وجوه اشعار او توجهی ویژه داشت. اما ذکر همین نکته بس که دغدغه های اخلاقی و عاشقانه ی او بسیار بسیار مورد توجه است و خوانش این آثار بسیار می تواند مورد اقبال قرار گیرد.

    در ادامه نیز یکی از قصاید وی که در باب ستایش سلطان مسعود غزنوی است را با هم مطالعه می کنیم :

    عنصری بلخی

    از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار

    در دست مشک دارم و در دیده لاله زار

    بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ

    با لاله کار دارم از آن روی لاله کار

    ماندست چون دل من در زلف او سیر

    رخسار آبدارش در زلف تابدار

    گه بنددش بحلقه و گه داردش اسیر

    تا همچنانکه اوست سیه گشت و بیقرار

    سرو و مه و بنفشه ببستان بهل که او

    ماهیست پر بنفشه و سرویست پر کنار

    گفتم ستاره دارد در نوش تا بکرد

    نوش ستاره دارش چشمم ستاره بار

    از عشق خیزد انده ، تا کی بلای عشق

    در عشق خیر نیست من و نعت شهریار

    سلطان عصر شاه جهان سید ملوک

    مسعود فخر عالم و آرایش تبار

    شد روزگار بندۀ او زانکه ننگرد

    از روزگار جز بخداوند روزگار

    تا کامگار گشت بشاهی ودخسروی

    یکدم زدن نگشت برو خشم کامگار

    شاها ز مرکب تو شگفت آیدم همی

    کش تن بیافرید خداوند از وقار

    بیرون جهد ز دایره گر برکشی عنانش

    وندر جهد چوران بفشاری بچشم مار

    اندر هوا چو باد و بباد اندرون چو کوه

    وز بار او زمین نتواند کشید بار

    جسمش سپهر و زین قمر و تنگ آفتاب

    عزمش عنان و حزم لگام و قضا چدار

    عنصری بلخی

    سوالات متداول در خصوص زندگینامه عنصری بلخی

    ۱- عنصری بلخی کیست ؟

    ابوالقاسم حسن بن احمد که معروف به عنصری بلخی است ، از شاعران پارسی گوی ما می باشد که در بلخ زاده شده است و در سال ۳۵۰ هجری دیده به جهان گشوده است او زندگی پر بار خودش را آغاز کرده است .

    ۲- آثار عنصری بلخی را نام ببرید ؟

    دیوان اشعار عنصری بلخی یکی از ماندگار ترین آثار وی به شمار می آید .

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *