در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

بیدل دهلوی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” بیدل دهلوی ” ، شاعر هندی و خالق کتاب” کلیات بیدل” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل فرزند میرزا عبدالخالقدر سال ۱۰۵۴هـ.ق چشم به جهان گشود. او شاعر پارسی‌گوی است که اصالتش به ترکان جغتایی برلاس یا ارلاس بدخشان افغانستان بازمی گردد؛ وی در پتنه در ایالت بهار هندوستان به دنیا آمد و پرورش یافت و بیشتر عمر خود را در شاه جهان‌آباد دهلی زیست و آثار منظوم و منثور خود را خلق کرد.او در سال ۱۰۷۹ ه‍.ق به خدمت محمداعظم بن اورنگ زیب درآمد. سپس، به جهان گردی روی آورد، و سرانجام، در سال ۱۰۹۶ه‍.ق در دهلی ساکن گشت، و نزد آصف جاه اول، بیسار عزیز نگاه داشته شد. بیدل به‌روز پنج‌شنبه چهارم صفر سال ۱۱۳۳ ه‍.ق در دهلی زندگی را بدرود گفت و در صحن خانه‌اش، در جایی‌که خودش وصیت کرده بود، دفن گردید. پژوهش‌های استاد سید محمد داود الحسینی پیرامون زندگی میرزا عبدالقادر بیدل، حاکی از آن است که استخوان‌های بیدل بعد از دفن موقت در صحن خانه‌اش، به وسیلهٔ مریدان و بازماندگان خاندانش، به افغانستان منتقل گشته و آرامگاه او در هند قرار ندارد. قابل یادها نیست که پژوهش‌های پوهاند سید سلطان شاه همام، استاد انسان‌شناسی در پوهنتون کابل که در مورد «مُغُل‌ها» به ثمر رسانده و در مطبوعات افغانستان به چاپ رسیده، به صورت واضح بیان می دارد که مادر بیدل از شاخهٔ جغتایی‌های ساکن در دهکدهٔ «یکه ظریف» خواجه رواش کابل بوده‌است، محلی که استخوان‌های میرزا عبدالقادر بیدل بعد از انتقال از دهلی، در جناح تربت «میرزا ظریف» دفن گردید به این ترتیب مزاری که در دهلی به نام بیدل مشهور است، صحت ندارد.در آثار بیدل، افکار عرفانی با مضامین پیچیده، استعارات، و کنایات به‌هم آمیخته، و خیال‌پردازی و ابداع مضامین تازه با دقت و موشکافی زیادی همراه است.در نظم و نثر دارای سبک خاصی است، و از بهترین نمونه‌های سبک هندی شناخته می شود. شفیعی کدکنی در کتاب شاعر آیینه‌ها در مورد بیدل می‌نویسد: «بیدل را باید نماینده تمام عیار اسلوب هندی به‌شمار آوریم.»علامه صلاح الدین سلجوقی در صفحهٔ ۸۷ نقد بیدل خویش این‌طور قلم زده است:«حینی که به هند بودم، از بیدل خیلی جستجو نمودم، ولی، معلوم شد که مردم هند کنون بیدل را فراموش کرده‌اند. (مظهر) و (ظهوری) نزد ایشان بارها بلندتر است از بیدل. قبر بیدل هم پیدا نشد، و من به درجهٔ اخیر به حیث یک جنرال قونسل افغانی که نزد اهل هند محترم است خیلی کوشیدم. در پایان کوشش خود به این فکر آمدم که بقایای او را به کابل آورده‌اند، و من درین‌باره با استاد سید محمد داود الحسینی همنوا هستم. اسناد استاد موصوف خوب قوی است، و علاوه بر آن، گم شدن و ناپدید شدن ناگهانی قبر در زمانی که در آن محیط بزرگ‌ترین شاعر و صوفی و ادیب محسوب می‌شد، هیچ معنی ندارد به‌جز این‌که جثهٔ او را از خانه‌اش (که طبعاً قبر در خانه معنی دیگری ندارد بجز این که موقت باشد) رسماً به وطنش و باز به جایی که در قریهٔ (خواجه رواش) به نام محلهٔ چغتایی‌ها، یعنی اقوام بیدل، معمور و معروف بوده‌است و تاکنون مرکز صوفی‌های وحدت الوجودی یعنی انصاری‌های پای منار است، آورده‌اند».استاد سلجوقی سپس می نویسد:«اینکه اگر بعضی می‌گویند یا بگویند که قبر بیدل از طرف بعضی مهاجمین از بین رفته‌است معنی ندارد. مهاجمین به بسیاری قبرها حمله کرده‌اند؛ ولی قبر از میان نرفته‌است. این کار به قبر جامی هم صورت گرفت ولی قبر باقی ماند و کنون مرجع خاص و عام است. مخصوصاً که مهاجم مانند سیل زود گذر باشد؛ و طبیعی است که آنطور مقبرهٔ مورد تجاوز هنوز محترم تر و محبوب تر و آباد تر می‌گردد.»اسناد حسینی که سلجوقی از آن‌ها نام برده، از حدود ۸۶ شخصیت می‌باشد که آوردن نام همهٔ آنان درین خلاصه نمی گنجد. در اینجا تنها برخی از این دانشوران به این نکته اشار می کنند: ملک الشعرا استاد بیتاب، علامه صلاح الدین سلجوقی، میرغلام حضرت شایق جمال، میر غلام محمد غبار، سرور گویا اعتمادی، استاد خلیل‌الله خلیلی، دکتر میر نجم الدین انصاری، پروفسور میر امان الدین انصاری، میر محمد آصف انصاری، غلام حسن مجددی، محمد ابراهیم خلیل، علی محمد خان آدینه وزیر دربار، خال محمد خسته، فیض محمد زکریا وزیر معارف و وزیر خارجه، دکتر نجیب الله توروایانا، محمد ابراهیم صفا، پروفسور دکتر عبدالاحمد جاوید، احمد علی محمد حیدر ژوبل، پروفسور عبدالحی حبیبی، محمد طاهر بدخشی، سید شمس الدین مجروح، دکتور محمد انس، غلام سرور ناشر، پروفسور الکساندر بوسانی استاد دانشگاه ناپل ایتالیا، مولوی فیض الله قندهاری، مولانا سید محمد عمر هروی، مولانا عبدالقدیر شهاب، مولانا فضل حق رامپوری و مولانا اشرف علی نهادنی و مولانا امجد علی بهاری رحمهم الله، دکتر عبدالغنی نویسندهٔ کتاب احوال و آثار میرزا عبدالقادر بیدل و پروفسور محمد باقر رئیس دانشگاه پنجاب. این دانشمندان همه متفق و به یک نظر اند که عظام بیدل به وطن اصلی آن شاعر منتقل گشته است. بقایای جسد میرزا عبدالقادر بیدل را در کنار مقبرهٔ میرزا ظریف و شخص دیگری که غازی خان نامیده می شده است، دفن کردند. به اساس مدارک و شواهد حاصل شده و روایت اهل خبرت، حفریاتی که به وسیلهٔ دانشمندان در مزار بیدل در خواجه رواش کابل انجام شده است، دخمه یی در آنجا پیدا گشت که در سمت غربی آن گوری قرار داشته که با گچ و آجر پخته کاری شده بود و لوحه سنگ نیمه شکسته یی داشت. از عبارت لوحه سنگ برمی‌آمد که قبر از کدام مبارز بوده و در سال ۱۰۲۶ قبل از ولادت بیدل از دنیا رفته است. در سمت شرقی دخمه عظام دو شخص به وضع غیر منظم در صحن دخمه قرار داده شده بودند که دلیل قاطع بر انتقال عظام می‌باشد. محلهٔ مذکور از قدیم نزد مردم به یکه ظریف یعنی ظریف آباد مشهور بوده، بدون آن که بدانند میرزا ظریف مامای بیدل بوده‌ و اولاده اش در خواجه رواش سکنی گزیدند. بر تربت بیدل لوحه سنگی هم قرار داشت، ولی در دورهٔ حکمروایی امیر عبدالرحمن خان در هنگام قیام هزاره که در اثر آن از سال ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۳ جنگ شدیدی رخ داد، این لوحه سنگ به وسیلهٔ تیمور شاه، احمد شاه و سلطان شاه، صاحبان باغ و زمینی که مزار بیدل و مامایش میرزا ظریف در آن قرار دارد، نابود گشت. آنان اینگونه می پنداشتند که توجه شخص امیر عبدالرحمن خان که به زیارت بیدل آمده بود و به ساختن آبده یی فکر می کرد، باعث به اصطلاح سرکاری شدن باغ و جایداد ایشان خواهد شد. تمام جزئیات از بین بردن و ناپدید ساختن لوحه سنگ تربت بیدل را صاحب شاه، وارث عاملان این کار اعتراف نموده و به صورت تحریری به استاد سید محمد داود الحسینی پژوهشگر مزار بیدل تحویل داده است. در اواخر سال‌های چهل شمسی مقرر شده بود به پیشنهاد و ابتکار حسینی و تأیید و ارادهٔ دولت وقت گنبدی بر مدفن بیدل آباد شود. لوحه سنگی هم به خط موصوف که خطاط شهیری بود، تهیه گردید و بر تربت بیدل نصب شد. اعمار مزار این شاعر متصوف که از سوی ریاست ساختمان وزارت دفاع ملی افغانستان آغاز شده بود، با تأسف که بنا بر تغییرات پیهم سیاسی در افغانستان تاکنون به پایان نرسیده‌است. شایستهٔ یادهانیست که این پژوهشگر بیش از پنجاه سال بر زندگی، اندیشه و شعر بیدل و پیرامون اصطلاحات کابلی بیدل و مزارش پژوهش و کوشش کرده‌است. در مورد قبری که بعداً بنام قبر بیدل در دهلی معرفی گردید، سرور گویا چنین می‌نویسد: «در این اواخر یعنی در سال ۱۳۵۹ قمری در نزدیکی قلعهٔ شیر شاه سوری مشهور به پرانه قلعه مقابل آرامگاه ملک نورالدین یار پران کنار جادهٔ مترا، خواجه حسن نظامی دهلوی بنا بر علتی در خرابه‌ای مرتفع و تپه زاری قبری به نام بیدل شهرت داد و از نظام حیدر آباد در خواست نموده تا به امداد وی مقبره را آباد گردانند نظام حیدرآباد دکن دو هزار روپیه هندی پرداخت و صفحه و صورت قبر از پارچهٔ رخام و خشت و سمنت آباد گردید و کتیبه یی هم به زبان اردو خواجه حسن نظامی بر آن نوشت و به نام میرزا بیدل مشهور شد. نظامی درین باره به کلی اشتباه نموده‌است و غرضی داشته‌است. قبر مذکور به هیچ وجه من الوجوه از بیدل نیست. به‌طوری‌که شاگردان و معاصران بیدل می‌نویسند، خانه و قبر بیدل در جوار دروازهٔ دهلی محلهٔ کهکریان کنار دریای جمنا واقع بوده که از قبر ملک نورالدین یارپران زیاده از دو میل فاصله دارد. به علاوه قبر ملک یارپران و مقابلش قبر ابوبکر طوسی از زمان علاءالدین بلخی موجود و مشهور بوده‌است و هیچ‌یک از معاصران و شاگردان حضرت میرزا – قبر بیدل را نزدیک بدین دو قبر و قلعهٔ شیرشاه سوری اشارت نکرده‌است. همچنین در کتاب مزارات اولیای دهلیو آثار الصنادید و چراغ دهلی و واقعات حکومت دهلی ومسافر دهلی و غرابت نکر وغیره از مقبرهٔ بیدل در صد سال هیچ جا ذکری نرفته‌است. شاعر نامور هند میرزا اسدالله غالب در زمان حیات خود بسیار جستجو و تفحص نموده تا اثری از قبر بیدل در دهلی بیابد. در یک مکتوب خود این مطلب را نوشته و عدم موفقیت خود را اظهار می‌نماید. خلاصه تا زمان مؤلف عقد ثریا یعنی ۱۱۹۹ هجری قمری که ۲۳ سال بعد از مرگ میرزا بیدل آرامگاهش معلوم بوده‌است و بعد از آن به کلی نا معلوم و کسی از آن سراغی نداده‌است.» این موضوع را می‌توان در کتاب احوال و آثار میرزا عبدالقادر بیدل که به وسیلهٔ دکتر عبدالغنی استاد دانشگاه پنجاب به چاپ رسیده است و اثر بسیار گرانبهایی در مورد زندگی و آثار بیدل است مطالعه نمود. وی می‌نویسد: «بالاخره در آثار الصنادید سر سید احمد که در سال ۱۸۴۷ میلادی نوشته شده‌است و نیز در کتابهایی که بعد از آن تصنیف گردیده غرابت نگار، مزارات اولیای دهلی و واقعات دارالحکومهٔ دهلی ذکری از قبر بیدل نرفته‌است. قابل توجه‌است که کتاب آخر الذکر در این موضوع به صورت جامع بحث می‌کند و حتی از خرابه‌های دهلی نیز نام می‌برد. آثار الصنادید نیز درین زمینه بسیار مهم است. میرزا اسدالله خان غالب (۱۷۹۷–۱۸۶۹ میلادی) که از پیروان ارادتمند بیدل بود تقریظی بر کتاب مذکور نوشته. اگر اثری از قبر بیدل در سال ۱۸۴۷ میلادی وجود می‌داشت، غالب حتماً از (سر سید احمد خان) در خواست می‌نمود تا از آن در کتاب خویش منثور کند. بنابرین واضح است که در آن وقت قطعاً اثری از قبر بیدل بجا نمانده بود. نظر به این همه دلایل عقیدهٔ من این است که مولانا حسن نظامی به کشف محل اصلی قبر بیدل موفق نشده بود. قبری که با وجود شکل غیر مشخص خود از طرف مولانا حسن نظامی در سال ۱۹۴۱ میلادی (مطابق ۱۳۵۹ هجری) تشخیص شده نتوانست در سال ۱۸۴۷ میلادی یعنی یک قرن پیشتر به صورت بهتری قابل تشخیص بود. اما می‌دانیم که غالب و سر سید احمد حتی یک کلمه نیز راجع به بیدل در آثار الصنادید اظهار نکرده‌اند. بنابراین برای تعیین قبر بیدل تحقیق علمی در خود همان جای لازم است. (رجوع شود به کتاب‌های: سی مقاله در بارهٔ بیدل، کابل ۱۳۶۵، صفحهٔ ۲۱۵–۲۲۰ و احوال و آثار میرزا عبدالقادر بیدل). غلام حسن مجددی در صفحهٔ ۸۶ کتاب بیدل شناسی چنین می‌نویسد: «در اثر غفلت متمادی قبر این شاعر بزرگ گم شد. قبلاً ذکر شد که در پایان سدهٔ دوازدهم هجری خانهٔ بیدل بحالت ویرانی، چون کسی نبود که از قبر مراقبت کند شاید در طول سه یا چهار عشرهٔ اول سدهٔ سیزدهم هجری در اثر خرابکاری های زمان نابود شده باشد. دکتر عبدالغنی می‌گوید: مولانا حسن نظامی مصنف آثار متعددی در بارهٔ دهلی، به‌من نوشته‌است که چون مرقع دهلی مؤلفهٔ درگاه قلی خان را به زبان اردو برمی گرداند، در آن یاد داشت شده بود که قبر بیدل معلوم نیست؛ و مولانا شاه سلیمان صاحب پهلواری پس از خواندن ترجمهٔ مذکور بوی نوشت که قبر در مقابل (قلعهٔ قدیم) و در مجاورت قبر ملک نورالدین یارپران قرار داشته، مولانا به آنجا شتافت، اثری از قبر نمانده بود.» استاد مجددی سپس در صفحهٔ ۸۷ کتابش می‌افزاید: «در (آثار الصنادید) میر سید احمد که در سال ۱۸۴۷ میلادی نوشته شده‌است و نیز در کتبی که بعد از آن تألیف گردیده، ذکری از قبر بیدل نرفته‌است.» (مراجعه شود به کتاب: بیدل شناسی؛ مؤلف: پوهاند غلام حسن مجددی؛ چاپ مطبعهٔ پوهنون؛ ۱۳۵۰) این که مجددی می‌نویسد که در اثر غفلت متمادی قبر این شاعر بزرگ ناپدید گردید. یا اینکه نوشته‌است که شاید در طول سه یا چهار عشرهٔ اول سدهٔ سیزدهم هجری در اثر خرابکاریهای زمان از میان رفته باشد، ادعاها و نظریه‌های خیلی ضعیف و بی‌اساسی می‌باشند. آیا از میان هزاران قبر، این کار صرف در مورد قبر بیدل صورت گرفته‌است؟ چرا سایر مزارات و مقابر دهلی از گزند روزگار در امان مانده‌اند؛ یا هزاران قبر، حتی قبور اشخاص گمنام، در هرات و غور و بلخ و کابل و غزنی با وجود گذشت سده‌ها هنوز پابرجا هستند؟ ولو هزاران قبر اشخاص گمنام در میان آن‌ها وجود دارد.

آثار

  • کلیات بیدل

مروری بر آثار و اندیشه ها

بیدل دهلوی را باید یکی  از تحول آفرینان در شعر پارسی هم به لحاظ معنی و هم به لحاظ فرم دانست.اگر بخواهیم مروری بر آثار و اشعار بیدل دهلوی داشته باشیم ، دو نکته است که در آن از برجستگی های بالایی برخوردار است. نخست فرم شعر اوست که دارای اسلوب خاصی است که به آن در طول زمان ، اسلوب بیدلی نیز گفته اند و دیگر معنا و محتوای شعر اوست که گام بزرگی در تصویر سازی ها و برجسته سازی های ادبی داشته است. ابتدا در باب فرم اشعار او صحبتی به میان می آوریم و سپس به جای جای معنای اشعار او سر می زنیم و چند نکته ای را با شما در میان می گذارم. در باب فرم اشعار بیدل باید این چنین گفت که بیدل یک هنجارگریز به تمام معنا در باب فرم سرایش اشعارش است. این هنجارگریزی را هم به لحاظ قالب شعری و هم به لحاظ هجا بندی ها و جایگاه آوایی شعرش به نمایش گذاشته است. البته از نگاه بیدل و آنچه که ما در اشعار او و این هنجارگریزی ها درک می کنیم ، این است که در نگاه او شعر یک ادراک است و این ادراک می تواند این قدرت را به ما بدهد که بر فراز قوانین ادبی حرکت کنیم ، چرا که خود اصل ادراک نیز یک هنجارشکنی به تمام معنا است. او کلمات و اسلوب هایی را نیز در شعرش به کار برده است که علاوه بر زیبایی تمام و علاوه بر شاعرانه بودن آن ، بسیار ناهمگون به لحاظ آوایی با ساختارهای شعری است. این اتفاق در طول سالیان بعد از بیدل بسیار رایج گشت ، چرا که از نگاه بیدل و از فلسفه ی شعر سرایی او این چنین بر می آید که او کلمات را فدای آوا نکرده است و قلب را بر ذهن شاعرانه ی خویش ترجیح داده است.اما بیدل همانطور که گفتیم ، گام های بزرگی نیز در حوزه ی تصویر سازی های ادبی به ثمر رسانده است که بنا بر تحقیقات انجام شده در این باب از سوی دانشمندان علم ادبیات ، به آن لقب برجسته سازی داده اند. در واقع بیدل ، به آنچه که دیگران و یا سایر شعران ، توجه آنچنانی نکرده اند ، متمرکز شده است و از دل آن مفاهیم جدیدی بیرون کشیده است که در نوع خود بسیار جالب و اعجاب برانگیز است.از دیگر شاهکار های بیدل موسیقی اشعار اوست که بسیار در ذهن ماندگار مانده اند و این نشان از درک بالای موسیقایی او از جایگاه موسیقی شعر است.

در ادامه قطعه ای از اشعار او را با هم می خوانیم :

 جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را

هرکس نمی‌شناسد آواز آشنا را

از طاق و قصر دنیاکز خاک وخشت چینید

حیف‌است پست‌گیرید معراج پشت پا را

چشم طمع مدوزید برکیسهٔ خسیسان

باورنمی‌توان داشت سگ نان دهد گدا را

روزی‌دو زین بضاعت‌مردن کفیل‌هستی‌ست

برگ معاش ماکرد تقدیرخونبها را

در چشم‌کس‌ نمانده‌ست‌گنجایش مروت

زین خانه‌ها چه مقدار تنگی‌گرفت جا را

از دستبرد حاجت نم در جبین نداریم

آخرهجوم مطلب شست ازعرق حیا را

جز نشئهٔ تجرد شایستهٔ جنون نیست

صرف بهار ماکن رنگی زگل جدا را

تا زنده‌ایم باید در فکر خویش مردن

گردون بی‌مروت برماگماشت ما را

آهم‌ز نارسایی شد اشک و با عرق ساخت

پستی‌ست‌گر خجالت شبنم‌کند هوا را

بیکاری آخرکار دست مرا به خون بست

رنگین نمی‌توان‌کرد زین بیشتر حنا را

دست در آستینم بی‌دامن غنا نیست

صبح است با اجابت نامحرم دعا را

از هرکه خواهی امداد اول تلافی‌اش‌کن

دستی گر نداری زحمت مده عصا را

خاک زمین آداب‌گر پی سپر توان‌کرد

ای تخم آدمیت بر سرگذار پا را

هنگام شیب بیدل‌کفر است شعله‌خویی

محراب‌کبر نتوان‌کردن قد دوتا را

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 (0 نظر)
Call Now Buttonتماس فوری