عطار نیشابوری
  • عطار نیشابوری │ صد نویسنده برتر جهان

    تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است . در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند .

    در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان . قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم .

    در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” عطار نیشابوری ” ، شاعر و عارف پارسی و خالق اثر جاودانه” منطق الطیر” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند .

    عطار نیشابوری

    زندگی نامه عطار نیشابوری

    عطار را باید به جد یکی از شاعران بزرگ ایران زمین دانست و نوشتن در باب او را یک موهبت الهی دانست ، چرا که نوشتن از این بزرگان حوزه ی ادب ، گامی است که می تواند ما را در رسیدن به برکات هم نشینی با اینان نزدیک کند. اگر بخواهیم بر اساس تذکره های موجود در باب عطار نیشابوری سخن بگوییم باید به این امر اشاره کنیم که دکتر شفیعی کدکنی در رساله ی خود چنین تاریخ تولد را به ذکر اسناد و مدارک ذکر کرده است که  :

    “فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری که مشهور به شیخ عطّار نیشابوری است در سال ۵۴۰ هجری برابر با  آنچه که آن را ۱۱۴۶ میلادی می خوانند در نیشابور پای بر عرصه گیتی نهاده است .

    عطار نیشابوری یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی است که آوازه اش در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم  شروع به طنینی جان فزا کرد و تا کنون نیز در جهان و گنبد دوار ماندگار مانده است .

    عطار نیشابوری

    محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمه‌ای که بر منطق‌الطیر نگاشته اش این موضوع را بیان می کند که شخصیت عطار در «ابر ابهام» است و اطلاعات ما حتی دربارهٔ سنایی، که یک قرن قبل عطار زندگی می کرده است، بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که از عطار در اختیار داریم .

    تنها می‌دانیم که او در نیمهٔ دوم قرن شش و ربع اول قرن هفتم می‌زیسته‌است، زادگاه او نیشابور و آنگونه که عطار گاهی در اشعارش به هم‌نامی خود با پیامبر اسلام اشاره می کند، او محمد نام داشته است .

    عوفی در لب‌الالباب خود از او با عنوان «الأجل فریدالدین افتخار الافاضل ابوحامدِ ابوبکر العطار النیشابوری سالک جادهٔ حقیقت و ساکن سجادهٔ طریقت» یاد می‌کند. نام او «محمّد»، لقبش «فریدالدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز با تخلص فرید شعر سروده است. بنا به روایت قدیمی‌ترین کاتب دیوان اشعارش نام پدر عطّار محمود و بنا به روایتی دیگری از تذکره نویسان قدیم ابراهیم بن اسحاق بود؛ نام یوسف نیز برای پدر عطار آورده شده است .

    عطار نیشابوری

    در کدکن زیارتگاهی است به نام «پیرِ زِرًوَند» که مورد احترام اهالی است و اهالی بر این باورند که این مزار متعلق به «شیخ ابراهیم» پدر عطار می باشد. با این که در نیشابوری بودن او هیچ شکی وارد نمی باشد اما انتساب او به کدکن که از قرای قدیم نیشابور بوده در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و این انتساب احتمالاً از جانب حیدریان زاوه بوده‌است که در جستجوی پشتوانه‌ای برای مکتب خود بودند و خواسته‌اند عطار را از پیروان قطب‌الدین حیدر معرفی کنند .

    کودکی عطار با طغیان غزها هم زمان گشت؛ زمان فاجعهٔ غز، عطار ۶ یا ۷ ساله بود. این فاجعه چنان عظیم و موحش بود که نمی‌توانست در ذهن کودک خردسال تأثیر دردانگیزی از خود بر جای نگذارد. سلطان به دست غزها به اسارت گرفته شد و شهر رو به خرابی و ویرانی نهاده بود .

    عطار نیشابوری خردسال شکنجه‌ها، تجاوزها، خرابی‌ها، مرگ و درد و وحشت را اطراف خود مشاهده کرده بود؛ و همین عامل بعدها موجب مرگ‌اندیشی و درداندیشی بسیار در عطار گشت. چند سال بعد، پس از فروکش فتنهٔ غز، عطار در مکتب مشغول آموختن شد. در ایام مکتب، حکایاتی از زندگی بزرگانی چون عباس طوسی، مظفر عبادی، رکن‌الدین اکاف و محمد بن یحیی، نظر وی را جلب می کرد .

    عطار نیشابوری

    این حکایات علاوه بر اینکه مشوق عطار در طریقت گردیدند بعدها در تذکره‌الولیا نیز نگاشته و جمع آورده شدند.او داروسازی و داروشناسی را از پدرش فراگرفت و در عرفان مرید شیخ یا سلسلهٔ خاصی از مشایخ تصوف نبود و به کار عطّاری و درمان بیماران مشغول بود. وی علاقه‌ای به مدرسه و خانقاه بروز نمی داد و طالب این بود که راه عرفان را از داروخانه بیابد. علاوه بر این، شغل عطاری خود عامل بی‌نیازی و بی‌رغبتی عطار به مدح‌گویی برای پادشاهان گشت .

    زندگی او به تنظیم اشعار بسیار سپری شد از جمله چهار منظومه از وی علاوه بر دیوان اشعار و مجموعه رباعیاتش، مختارنامه. آوازهٔ شعر او در روزگار حیاتش از نیشابور و خراسان پای فرا گذاشته و به نواحی غربی ایران رسیده بوده‌است .

    اسنادی نیز در دست است که حاکی از آن است که حلقهٔ درس‌های عرفانی عطار در نیشابور بسیار گرم و پرشور بوده‌است و بسیاری از بزرگان عصر در آن‌ها حضور می یافتند. در دوران معاصر، شیعیان با استناد به برخی شعرهایش بر این باورند که وی دوست‌دار اهل بیت بوده‌است .

    درحالی که بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که عطار مرید شخص خاصی نبوده‌است برخی نیز بر خلاف این می اندیشند؛ برای مثال در کتاب مجمع الفصاء تألیف رضاقلی خان هدایت آمده‌است: «شیخ الاصفیا شیخ فریدالدّین محمّد و ابوطالب کنیت آن جناب بود و جناب شیخ مجدالدّین بغدادی که از خلفای شیخ نجم الدّین کبری است وی را پرورش داد .

    عطار نیشابوری

    جناب شیخ از اکابر این طبقه است و در عُلو حالِ وی کس را مجال سخن نیست. هفت شهر عشق عطّار که در عرفان معروف است از وی چنین نقل گشته است : نخستین «جستجو و طلب» است، باید در راه مقصود کوشید-دوم مقام «عشق» است که بی‌درنگ باید به راه وصال گام نهاد. سوم «معرفت» است که هر کس به قدر شایستگی خود راهی برمی‌گزیند. چهارم «استغنا» است که مرد عارف باید از جهان و جهانیان بی‌نیاز باشد. پنجم مقام «توحید» است که همه چیز در وحدت خدا مشاهده می‌شود .

    ششم مقام «حیرت» است که انسان در می‌یابد که دانسته‌های او بسیار اندک و محدود است. هفتم مقام «فنا» است که تمام شهوات و خودپرستی‌های آدمی از او زایل می‌شود و می‌رود تا به حق واصل شود و در واقع از این فنا به بقا می‌رسد. مولانا درباره عطار سروده ی معروفی دارد که :

    «هفت شهر عشق را عطّار گشت

    ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم»

    عطار نیشابوری

    شیخ محمود شبستری به تقریبی در گلشن آورده است که :

    «مرا از عاشقی خود عار ناید

    که در صد قرن چون عطّار ناید

    و تا نپنداری که این دو بزرگ نه سخنی بی تحقیق گفته‌اند. زیرا که شیخ فریدالدین محمّد به ابتدا مانند آبای معظم خود صاحب ثروت و مِکنت و جامع فضائل و حاوی خصائل و در حکمت الهی و طبیعی بی‌نظیر و همتا و عطّارخانه‌های نیشابور همگی متعلّق به جناب شیخ بوده و خود در دواخانهٔ خاصه همه روزه بیماران را معالجه می‌فرموده و اغلب را دوا از دواخانهٔ خود می‌داده و استاد شیخ در این علم و عمل شیخ مجدالدّین بغدادی حکیم خاصهٔ خوارزم شاه قطب الدین محمّد بوده و بعد از فراغت از معالجات شیخ به نظم مثنویات می‌پرداخته… .»

    در منابع دیگر؛ نظیر: مرصاد العباد اثر نجم الدّین رازی و نفحات الأُنس اثر عبدالحمن جامی نیز نسبت تربیت معنوی عطار به شیخ مجدالدین بغدادی آورده شده‌است . «تا جایی که عرفای بزرگی از جمله رضی الدین علی لالای غزنوی و نجم رازی و شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، از مریدان و تربیت یافتگان او شیخ مجدالدین بغدادی بودند.»در برخی منابع دیگر شیخ نجم الدین کبری مشهور به شیخ ولی تراش را مربی و مرشد معنوی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری دانسته‌اند. دربارهٔ به پشت پا زدن عطّار به اموال دنیوی و راه زهد، گوشه‌گیری و تقوا را پیش گرفتن وی داستان‌های زیادی نقل گردیده است .

    عطار نیشابوری

    مشهورترین این داستان‌ها، داستانی است که جامی نقل می‌کند: عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا عبور کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود می‌پرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابسته‌ای، چگونه می‌خواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد .

    این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت؛ که البته این روایت، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست زیرا که زهد عطار از همان ابتدای کودکی عیان بوده‌است. مرگ عطار در سال ۶۱۸ هجری قمری به هنگام حملهٔ مغول بود؛ وی در نزدیکی دروازه شهر به دست سربازان مغول به قتل رسید. علاوه بر این تمام آثار وی سوزانده شد و آثاری که از وی در دست است تنها آثاری است که قبل از حملهٔ مغول، به سایر شهرها منتقل شده بودند.

    عطار نیشابوری

    آثار عطار نیشابوری

    عطار نیشابوری

    مروری بر آثار و اندیشه ها عطار نیشابوری

    اگر کسی می خواهد یک نقشه ی راه زندگانی برای رسیدن به مراتب عالی انسانیت در دست داشته باشد ف عطار برای او کافی است. شیخ عطار ، یکی از بزرگترین عارفان ایران زمین است که نام او را می توان در زمره ی برترین شاعران ایران زمین دانست که در جهان شهرتی دارند و اشعارشان به چندین زبان ترجمه شده است و دارای اقبال بساری است. حضرت عطار به واسطه ی آنکه یک مجذوب عارف بوده است ، دارای مقاماتی است که می توان از این مقامات در راه رسیدن به عشق حقیقی بهره جست .

    آنچه که باید از عطار گفت و خود این بحث کفایت می کند که او را در زمره ی بزرگان بدانیم این است که عطار تنها از عشق صحبت نمی کند ، بلکه با عشق نشسته است ، در آتش او رقصان بوده است و با عشق شوری و حالی دیگر تجربه کرده است. وقتی شما به سراغ عطار می روید ، در می یابید که اکثر قریب به اتفاق شعرهای عطار ، اشعاری است که دیالوگی در آن برقرار است و این دیالوگ همیشه میان یک عاشق و معشوقی است. شاید اگر دیگر شاعران را در نظر بگیریم باید بگوییم که حافط اکثر اوقات در حال خطابه ای عاشقانه است یا سعدی به روایتی از عشق با مخاطب دست می زند ، اما عطار این فاصله را به حد زیادی کم کرده است و شما گویی در حال خواندن مکالمه ی میان یک عاشق و معشوق هستید و به خلوت آن ها راه پیدا کرده اید ، این امر چیزی نیست که به همین سادگی و به همین راحتی بدست آید و مستلزم آن است که شما یک نگاه بسیار بلند بالا به مقوله ی عشق داشته باشید و نگاهتان را به سمت کرانه های بسیار بلند مرتبه ی عشق پرواز دهید. اگر می خواهید همنشین خلوت عرفا باشید و با خدای خودتان و نوع گفتگو با او از دریچه ی عشق ، آگاه شوید ، عطار بخوانید. مطمئن باشید که عطار چراغ راهی است که شما را به سرمنزل مقصود می رساند. در ادامه یکی از غزل های روح افزای او را با هم مطالعه می کنیم :

    عطار نیشابوری

    چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود

    چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود

    گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما

    جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود

    دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده‌ای

    این چنین طراریت با من مسلم کی شود

    عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی

    چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود

    چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست

    این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود

    غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم

    تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود

    خلوتی می‌بایدم با تو زهی کار کمال

    ذره‌ای هم‌خلوت خورشید عالم کی شود

    نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی

    گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود

    سوالات متداول در خصوص زندگینامه عطار نیشابوری

    ۱- عطار نیشابوری چیست ؟

    فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری که مشهور به شیخ عطّار نیشابوری است در سال ۵۴۰ هجری برابر با  آنچه که آن را ۱۱۴۶ میلادی می خوانند در نیشابور پای بر عرصه گیتی نهاده است .

    ۲- آثار عطار نیشابوری را نام ببرید ؟

    اسرارنامه – الهی‌نامه – منطق الطیر – مصیبت‌نامه – مختارنامه – تذکرهالاولیا – دیوان اشعار

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *