• اریک فرام

    اریک فرام ، نویسنده و روان شناس مشهور ، به تاریخ ۲۳ مارس ۱۹۰۰ در فرانفکورت آلمان دیده به جهان گشود .

    پدر و مادرش هر دو از یهودیان بسیار سنتی و سخت گیر در مسائل و امور دینی بودند .

    آن طور که روایت کرده اند ، پدر بزرگش یک خاخام بوده و عموی مادرش نیز محققی در زمینه ی کتاب قوانین و سنت های یهودیان یعنی تلمود بوده است .

    اریک فرام از دوره ی کودکی به مطالعه روی آورد . در واقع شرایط خانواده و همچنین روحیه ی پرسشگر او از دوره ی کودکی او را به سمت کتاب های مذهبی کشاند و خواندن آن باعث شد که یک حال روحی بسیار عجیب و معنوی در عمق وجود او نهادینه شود .

    اریک فرام

    زندگینامه اریک فرام

    کودکی او کودکیِ ویژه ای بود . یهودیان در آن زمان در اقلیت بودند و فشارهای بسیاری بر آن ها وارد می شد . از سوی دیگر نیز خانواده ی او از دوران کودکی بسیار با یکدیگر درگیر بودند و تقریبا می شد گفت که او هیچ روز شادی را درزندگی خود تجربه نکرد .

    فرام در باب موقعیت خانوادگی خود این چنین می گوید که : ” خانواده ی من مشتی انسان عبوس و عصبی بودند که هیچ گاه رنگ شادی را به زندگی شان هدیه ندادند.  ” .

    در باب پدر او گفته اند که انسانی بسیار هوسران بود و هر آن تصمیمی می گرفت و به دم دمی مزاج بودن بسیار شهرت داشت و از سوی دیگر نیز در باب مادرش گفته اند که مادری بسیار افسرده داشت که همیشه غرق در ناراحتی های خود بود. او از این رو کودکی بسیار آسیب پذیری را پشت سر گذاشت .

    اریک فرام

    فروید اما در دوران کودکی حوادثی را تجربه کرد که بسیار برایش جنجال برانگیز بود و توانست ذهن او را به شکل بسیار عجیبی تحت تاثیر قرار دهد . اولین بار ماجرای زنی بود زیبا رو که نقاشی می کرد و نقاشی هایش را بسیار دوست داشت ، اما به سبب این که پدرش مریض بود و دوست داشت که به پدرش خدمت کند ، نقاشی را رها می کند و به پدر مریضش می رسد و پس از اینکه مدتی پدر بیمار می میرد  ، زن جوان نیز خودکشی می کند و به پیش پدر می رود .

    این مسئله چنان اریک را متاثر کرد که از همان زمان پرسش عظیم ” چه چیزی در روح آدمی می گذرد ؟ ” ، ذهن او را مشغول کرد. بعد از آن وقتی که حدودا چهار ده سال سن داشت ، مسئله ی تعصبات آلمان و نازی ها پیش آمد و مردمی که هر آن به فکر جنگ بودند .

    او در آن زمان کاملا توانست تغییرات در زندگی خود را مشاهده کند. رفتار همه را متغیر دید . هر یک به صفی گرویدند و این ها را که کنار هم گذاشت ، به این درک رسید که چگونه می شود که انسان ها در پی جنگ با یکدیگر بیافتند. بهر طریق ، زندگی او از همین نقطه وارد مرحله جدیدی شد .

    اریک فرام

    در واقع این همه تجربه از زندگی شخصی اش ، که از خانواده ، دوستان ، آشنایان ، جنگ ، خودکشی زن جوان و … دیده بود ، باعث یک حیرانی در او شد و این حیرانی ماجرایی را برای او پدید آورد که بعدها او را تبدیل به اریک فرام بزرگترین شخصیت پژوه جهان کرد . او در این باب نوشته است که :

    ” علاقهٔ اصلی من به‌ وضوح مشخص‌شده بود. می‌خواستم از قوانین حاکم بر زندگی انسان و قوانین جامعه آگاه شوم. ” .

    در واقع او در نهان خانه ی فکر خود به این مسئله اندیشیده بود که انسان موجودی است که شدیدا تحت تاثیر نیروهای اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و تاریخی قرار دارد و در واقع جامعه ی بیمار ، یقینا افراد بیمار بوجود می آورد .

    این مسئله باعث شد که او به شناخت و درک بیماری های بوجود آمده در باب اختلالات شخصیتی بپردازد. او ابتدا به امر به دانشگاه یدلبرگ رفت و در آنجا تحصیلات خود را در روان شناسی ، جامعه شناسی و فلسفه به پایان رساند . حضور او در این دانشگاه باعث شد که با بسیاری از نظریه پردازان سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و … آشنا شود. کسانی چون کارل مارکس ، ماکس وبر و … دیگر بزرگان حوزه های مختلف کسانی بودند که به وی کمک کردند که به درجه ی بسیار بالایی از رضایت علمی دست پیدا کند .

    در سال ۱۹۲۲ بود که وی موفق به کسب دکتری در رشته ی جامعه شناسی شد. فرام ، پس از آن به به مونیخ رفت و در مونیخ و بعدها در برلین در موسسه ی فروید به یادگیری اصول و مبانی روان کاوی پرداخت. . او با نخستین روان کاوش ، که ده سال از او نیز بزرگتر بود ، ارتباط عاطفی برقرار کرد و سپس ازدواج کرد. فروم در سال ۱۹۳۴ تحت تهدید نازی ها قرار گرفت . این تهدید جانی برای او بسیار سنگین تمام شد و از این رو تصمیم گرفت که به آمریکا برود و باقی عمر خود را در آنجا در آرامش زندگی کند. چرا که او به کل با عقاید نازی ها مشکل داشت و سیاست های آنان را محکوم می کرد. رفتن به آمریکا این فرصت را به فرام داد که به نوشتن بپردازد و کتاب های بسیاری را در حوزه ی کاری خودش خلق کند .

    اریک فرام

    او ابتدا به امر به سراغ کتاب های عماه پسندانه ای رفت که نتایج پژوهشش را بیان کند و سپس چندین کتاب پژوهشی مخصوص دانش آموختگان روان شناسی نیز به رشته ی تحریر در آورد . فرام در نهایت پس از ۸۰ سال زندگی در خانه ی خود در سوئیس برای همیشه دنیا را بدرود گفت. او در تمام عمر خود یک آن از پژوهش در باب مفهوم انسان دست نکشید و سعی کرد که هر کجا که می تواند و به هر زبانی که می تواند نگاه صلح جویانه ی خویش را به مردم جهان منتقل کند. از این رو فرام برای بسیاری از مردم جهان حکم یک انسان شناس و ناجی را در زمینه ی صلح انسانی دارد.

    آثار اریک فرام

    • گریز از آزادی / ترجمه عزت‌الله فولادوند، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • انسان برای خویشتن، پژوهشی در روانشناسی اخلاق / ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات کتابخانه بهجت
    • روانکاوی و دین / ترجمه آرسن نظریان، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • زبان ازیادرفته؛ درک و تعبیر رؤیا، داستان‌های کودکان و اساطیر / ترجمه ابراهیم امانت، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • جامعه سالم / ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات کتابخانه بهجت
    • هنر عشق ورزیدن / ترجمه پوری سلطانی، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • رسالت زیگموند فروید / ترجمه فرید جواهرکلام، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی (با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین)
    • ذن بودیسم و روانکاوی
    • سرشت راستین انسان / (نام اصلی: برداشت مارکس از انسان) ترجمه فیروز جاوید، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • آیا انسان پیروز خواهد شد؟: حقیقت و افسانه در سیاست جهانی / ترجمه عزت‌الله فولادوند، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • فراسوی زنجیرهای پندار / ترجمه بهزاد برکت، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • جزم اندیشی مسیحی و جستارهایی در مذهب، روانشناسی و فرهنگ / ترجمه منصور گودرزی، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • دل آدمی و گرایشش به خیر و شر / ترجمه گیتی خوشدل
    • شما باید به خدایان مانید
    • انقلاب امید: در ریشه‌های عوامل غیراومانیستی و اومانیستی جامعه صنعتی / ترجمه مجید روشنگر، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • بحران روانکاوی / ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • آناتومی ویران‌سازی انسان ترجمه احمد صبوری، انتشارات آشیان
    • داشتن یا بودن؟ ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • به‌نام زندگی ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • هنر بودن، ترجمه پروین قائمی، انتشارات آشیان

    اریک فرام

    مروری بر اندیشه های اریک فرام

    اریک فرام ، یکی از دانشمندان برجسته ی علوم روان شناختی است و در این باره نیز فعالیت های بسیاری داشته و علم روان شناسی را با گستردگی های بسیاری روبرو کرده است. او تقریبا تمام عمر خود را صرف این انسان ها و شخصیت هایشان کرد و سعی کرد که به نوعی به این درک برسد که ماهیت روح انسان و شخصیت او چیست . کتاب های اریک فرام در ایران ، با ترجمه های خوبی روبرو شده است .

    علاوه بر اینکه می توانیم ادعا کنیم که ترجمه های خوبی روی این کتاب ها صورت گرفته است ، باید به این امر نیز اشاره کنیم که گستردگی کار مترجمین در باب ترجمه ی تقریبا تمام آثار او نیز ستودنی است. هر چند که نمی توان اریک فرام را به لحاظ ادبی بررسی کرد ، اما می توان آموزه های بسیاری از نویسندگی او کسب کرد. روانشناسان خود مسلط به شیوه ی گفتگو با دیگران هستند ، چرا که آن ها ظرایف وجودی انسان را می دانند و همین امر باعث می شود که شیوه ی صحبت خویش را مناسب با تفکرات بشر و نوع شخصیت هر فرد تنظیم کنند .

    از این رو ما در کتاب های مختلفی که از اریک فرام می بینیم ، گفتارهای متفاوتی را نیز شاهدیم که طی آن می توانیم به درسی چون گفتگوی نویسنده با مخاطب دست پیدا کنیم که مفصلا در مقالات سایت و در اصول و مبانی نویسندگی به آن اشاره کرده ایم. در واقع مخاطب شناسی اصل اول موفقیت در نوشته های پژوهشی و ادبی است . حال در ادامه من باب آشنایی با روحیات و گرایش های اریک فرام چندی از جملات برجسته ی او را برایتان ذکر می کنیم :

    اریک فرام

    • ضعفِ بیولوژیکی انسان، وضعیتِ فرهنگ انسانی است.
    • انقلابیِ موفق یک سیاستمدار و ناموفق یک مقصر است.
    • نه تنها پزشکی، مهندسی و نقاشی هنر است بلکه زیستن نیز خود هنری است و در حقیقت مهمترین و در عین حال مشکل‌ترین و پیچیده‌ترین هنری است که انسان تجربه می‌کند. هدف این هنر، انجام کار به‌خصوصی نیست بلکه هدف آن زندگیِ شایانِ تحسین و پرورش استعدادهای ذاتی است. در پهنهٔ هنرِ زیستن، انسان هم هنرمند است و هم محصول هنر، هم پیکرتراش است و هم سنگ مرمر، هم پزشک است و هم بیمار.
    • زنده بودن یک مفهوم متحرک است نه ساکن. حیات چیزی جز بروز نیروهای ویژهٔ یک ارگانیسیم نیست. همهٔ ارگانیسم‌ها یک گرایش ذاتی به فعلیت بخشیدن به استعدادها و توانایی‌های بالقوهٔ خود دارند؛ بنابراین، هدف زندگی انسان آشکار کردن نیروهای خود طبق قوانین سرشت آدمی است.
    • لکن آدمی صفات دسته‌جمعی ندارد. در حالیکه در هستهٔ کیفیت‌های انسانی با سایرین مشترک است، همواره یک فرد و یک شخصیت بی‌همتا بوده و با هر کسی دیگر متفاوت است. منش، اخلاق، استعدادها و خوی هرکس مانند اثر انگشتش با دیگری فرق دارد. هر شخص فقط با ابراز شخصیت خود می‌تواند توانایی‌های انسانی خود را به اثبات برساند. وظیفهٔ زنده ماندن همان وظیفهٔ خود بودن است و نیل به شخصیتی است که خود بالقوه داراست .

     

    سوالات متداول

     

    ۱- اریک فرام کیست ؟

    اریک فرام ، نویسنده و روان شناس مشهور ، به تاریخ ۲۳ مارس ۱۹۰۰ در فرانفکورت آلمان دیده به جهان گشود . پدر و مادرش هر دو از یهودیان بسیار سنتی و سخت گیر در مسائل و امور دینی بودند .

    ۲- اریک فرام خانواده خود را چگونه معرفی می کند ؟

    خانواده ی من مشتی انسان عبوس و عصبی بودند که هیچ گاه رنگ شادی را به زندگی شان هدیه ندادند .

    ۳- پنج اثر از آثار اریک فرام را نام ببرید ؟

    • گریز از آزادی / ترجمه عزت‌الله فولادوند، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • انسان برای خویشتن، پژوهشی در روانشناسی اخلاق / ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات کتابخانه بهجت
    • روانکاوی و دین / ترجمه آرسن نظریان، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • زبان ازیادرفته؛ درک و تعبیر رؤیا، داستان‌های کودکان و اساطیر / ترجمه ابراهیم امانت، انتشارات مروارید/ فیروزه
    • جامعه سالم / ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات کتابخانه بهجت

    ۴- فرام در چند سالگی و در کجا از دنیا رفت ؟

    فرام در نهایت پس از ۸۰ سال زندگی در خانه ی خود در سوئیس برای همیشه دنیا را بدرود گفت .

     

     

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *