فرخی سیستانی
  • فرخی سیستانی │ صد نویسنده برتر جهان

    فرخی سیستانی در تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است . در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند .

    مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان .

    قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” فرخی سیستانی ” ، شاعر پارسی گو را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند .

    فرخی سیستانی

    زندگی نامه فرخی سیستانی

    ابوالحسن علی بن جولوغ سیستانی مشهور به فَرُّخی سیستانی جزء شاعران سرشناس پارسی زبان سده پنجم قمری بود که در شعرهای خود از سیاق خراسانی سود میبرد . سروده‌های او در حمد شاهان و ترغیب سلطان به انصاف و بخشایش تعلق دارد .

    فرخی سیستانی افزون بر اینکه در زمینه ی شعر و ادب پارسی و غزلسرایی ماهر است ، از جهتی دیگر یکی از نوابغ موسیقی نیز شمرده می شده است و این خود نیز باعث شده بوده است که به دربار یکی از شاهان آن زمان یعنی ابوالمظفر شاه وارد شود .

    به همین جهت می توان این چنین بیان کرد که او دارای این ویژگی خاص بوده است که موسیقی و شعر را با هم ترکیب کرده و استعداد بالایی نیز در حوزه ی موسیقی عر به نمایش گذاشت . این امر که وی هم در موسیقی چیره دست است و هم شعر و شاعری را ، یکی از برترین خصایص مردم آن زمان بوده است و در طول زمان ، بسیار بسیار او را در جایگاه خوبی قرار داده است.  در تذکره ها نیز چنین آمده است که  : “فرخی سیستانی افزون بر چیرگی در شعر و ادب در موسیقی نیز توانا بود و از همین طریق توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و بعد از آن به دربار سلطان محمود غزنوی راه پیدا کند و مقام و منزلتی ارجمند برای خود به ارمغان بیاورد. ” .

    فرخی سیستانی

    فرخی سیستانی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی نامیده اند تا آن جا که آورده اند سخن سهل و ممتنع در عربی مختص ابوفراس حمدانی است و در فارسی مختص فرخی.سهل و ممتنع به سخنی می‌گویند که سرودن آن در ظاهر و نگاه اول سهل جلوه می کند، اما مشابه آن گفتن کاری بسیار سخت و مشکل است. فرخی در بیان و بروز انواع احساساتی  و لطایفی که بر عاشق حکمفرما می شود، استاد می باشد .

    شوخ‌طبعی شاعر و گستاخی او مقابل  ستایش شدگان خویش نیز آثارش را جذابتر و خواندنی تر ساخته است.روایت ها بیانگر آن است که فرخی افزون بر شاعری ، خوش آواز و خوش صدا بود و در نواختن بربط پا به پای  استادان ماهر پیش میرفت. دیوان شعر فرخی دربرگیرنده بیش از چند هزار بیت است که در قالب‌های قصیده، غزل، قطعه، رباعی، ترکیب‌بند، و ترجیع‌بند سروده شده‌است. قصیده در شکل کامل خود، دارای چهار قسمت مقدمه، بیت تخلص، تنه اصلی، و شریطه یا دعا میباشد. در دیوان فرخی سیستانی ، دویست و چهارده قصیده آورده شده که از آن میان، یکصد و شصت و شش قصیده چهاررکنی است و چهل و هفت قصیده فاقد مقدمه تغزلی .

    فرخی سیستانی در قصاید بدون مقدمه‌اش از همان ابتدا، مستقیم به سراغ حمد رفته که این برخلاف سنت قصیده ستایشی است. یک قصیده هم دارد که در باب عشق سروده و عاری از مضمون مدحی است.پدر وی از ملازمان امیر خلف بانو آخرین پادشاه صفاری بود. علی بن جولوغ (فرخی) ابتدا در خدمت یکی از کشاورز های توانگر شهر سیستان بود و در نزد او شعر می گفت .

    فرخی سیستانی

    او در مصرع «من قیاس از سیستان آرم که آن شهر من است» به سیستانی بودن خود اشاره نموده است . فرخی با هدف پیشرفت و رشد از سیستان هجرت کرده و به دربار چغانیان (در حدود ترمذ در جنوب ازبکستان امروزی) راه پیدا کرد . شعری در قالب قصیده سرود و آن را «با کاروان حله» نامید؛ و شعر را به عمید اسعد چغانی وزیر امیر هدیه داد. مشهور  است که روز پس از آن ، وی قصیده‌ای به اسم داغگاه  و آن را برای امیر که در محل داغ زدن گوسفندان به عیش و نوش سرگرم بود خواند .

    امیر و وزیر او که ظاهر ساده فرخی با لباس بومی سیستانی و پای‌افزار کهنه او را مشاهده نمودند، انتظار چنین شعر خوب و زیبایی را از او نداشتند و از شنیدن آن شگفت زده شدند . امیر چهل کره‌اسب به فرخی هدیه داد و او را از مقربان دربارش برگزید.علی بن جولوغ نیز با تخلص فرخی در دربار صفاریان، چغانیان و غزنویان شعر می‌سرود. محمود غزنوی او را به ملک‌الشعرایی دربار انتصاب نمود .

    پس از مرگ محمود در سال ۴۲۱ هجری قمری، فرخی به دربار سلطان مسعود غزنوی وارد شد و تا پایان عمر خویش به حمد این شاه غزنوی مشغول گشت.به این دلیل که بیشتر قصاید فرخی در دربار غزنویان سروده شده‌است، ستایشگری و وصف در آن وافر است؛ اگرچه در بین اشعار فرخی شعرهایی نیز وجود دارند که شامل نکات و پندهای آموزنده اخلاقی می شوند. فرخی در سال ۴۲۹ هجری قمری در عنفوان جوانی در غزنه دار فانی را وداع گفت.از شاعر هم‌ دوره اش لبیبی در تقدیر و ستایش او شعری به جا مانده است که :

    گر فرخی بمرد چرا عنصری نمرد؟

      پیری بماند دیر و جوانی برفت زود

    فرزانه‌ای برفت و ز رفتنش هر زیان

      دیوانه‌ای بماند و ز ماندنش هیچ سود

    فرخی سیستانی

    آثار فرخی سیستانی

    • دیوان اشعار

    مروری بر آثار و اندیشه ها فرخی سیستانی

    فرخی سیستانی را باید جز نوابغ عصر خویش نه تنها در حوزه ی شاعری بلکه در حوزه ی ادبیات دانست. فرخی سیستانی ُ به جد یکی از مهم ترین و برجسته ترین شاعران و ادیبان ایران زمین است که اشعارش هم به لحاظ معنی و محتوا و هم به لحاظ فرم یکی از برجسته ترین انواع شعر سرایی در ایران است. اگر بخواهیم مروری داشته باشیم بر جایگاه ادبی شعر او در ایران زمین باید این چنین بگوییم که فرخی سیستانی جز معدود کسانی است که به طور ویژه روی موسیقی شعر تمرکز کرده است. همانطور که می دانید و بارها در مقاله های مربوط به نویسندگان به آن اشاره کرده ایم ُ شاعری که هم موسیقی بداند و هم به اصول شعر آگاه باشد ، شعرهای به مراتب قوی تر و ماندگار تری در طول تاریخ از خود بجای گذاشته است .

    برای درک این امر ابتدا باید نظری به شعر داشته باشیم. یکی از وجوه هر شعر این است که شعر خیال انگیز باشد و خیال انگیز بودن هر شعر به طور ضمنی ارتباط با زیبایی شناسی شعر دارد . اما شاعران ایران زمین به یک وجه دیگر از این زیبایی شناسی توجه کرده اند و آن این است که همانطور که خیال عمدتا یک رنگ واژه ی شیرین دارد و با شور و ترنم همراه است ، آن را با موسیقی که خود نیز طرب انگیز است ، همراه کرده اند تا وجوه خیال پردازی هر شعر به مراتب زیباتر به منصه ی ظهور برسد .

     

    می دانید که هر شعر ، یک وزن و عروض و قافیه دارد ، اما زمانی که شاعر بتواند جدای بر این موارد یک شمای ریتمیک به یک شعر هدیه کند ، ما با یک موسیقی شعر مواجه هستیم به گونه ای که وقتی شعری را می خوانیم ، احساس می کنیم که هر کدام از کلمات یک شعر ، گویی بر پرده ی ساز نشسته است و جایگاه ریتمیکی پیدا کرده است که این امر بسیار به زیبایی شعر و قوام شعر کمک می کند.در این باب می توانیم حافظ و مولانا را از سرآمدان این حوزه بدانیم . این در حالی است که باید به این امر اشاره کرد که شعر معاصر ما ، به این رویکرد دیگر نه تنها به چشم یک المان شاعرانگی بلکه به چشم یک اصل نگاه می کند .

    اگر می خواهید در این باب اطلاعات بیشتری کسب کنید و خود را به طور تام و تمام با موسیقی شعر آشنا کنید و اصول و گذر آن در تاریخ را مرور کنید ، می توانید به کتابی با همین نام یعنی  ” موسیقی شعر ” به قلم استاد محمدرضا شفیعی کدکنی را مطالعه کنید تا علاوه بر جایگاه تاریخی این امر ، به زوایای متعدد آن نیز پی ببرید. این کتاب یکی از برترین کتاب های مطالعات ادبی و نقد ادبی در ایران است و الحق نیز به قلم استاد شفیعی کدکنی برجسته ترین و بهترین فرم خویش را چه در بیان و چه در صمیمت قلم را به خود داراست. اما دیگر سوی شعر فرخی سیستانی محتوای اشعار اوست .

    مسئله ای که تیم مطالعاتی تیموری نیز در قبال اثر هر شاعر و نویسنده ای به آن بسیار اشاره داشته است. اگر بخواهیم محتوای اشعار فرخی سیستانی را بررسی کنیم به دو عامل بسیار اساسی بر میخوریم . نخست عشق و دیگری ادب . عشق از دیرباز منشا تمام اشعار ایرانی بوده است ، حتی اگر شما حماسی ترین اثر ایران ، یعنی شاهنامه را هم بخوانید این نکته را به وضوح می بینید که حماسه نیز بدون عشق به انجام نمی رسد .

    فرخی سیستانی

    پس می توان ادعا کرد که یکی از برجسته ترین المان های شاعرانگی نه تنها در ایران بلکه در ادبیات بین الملل عشق است که فرخی سیستانی نیز به آن گرایش داشته است و بسیار از آن بهره برده است . خوبی و ویژگی برتر اشعار فرخی سیستانی در زمینه ی عشق ذکر این نکته است که وی از عشق بسیار بی پیرایه استفاده کرده است و بدون هیچ بن بستی عشق زمینی را نیز ملاک کار خویش قرار داده است .

    یکی از شبهاتی که همیشه در باب شعرای ما وجود داشته است ، ذکر این نکته است که همیشه برداشتی عارفانه از عشق در شعر ایرانی می شده است ، اما در گذر زمان ، افرادی شجاع چون هوشنگ ابتهاج ، چون سیروس شمیسا و سایرین ، بسیار به این نکته اشاره داشته اند و گمانه زنی های قدرتمند و با سندی کرده اند که عشق در ادبیات ایران به هیچ وجه محدود و مختوم به عشق الهی نیست و تماما نیز ما اثری از عشق زمینی هم در آثار شعرای خودمان می بینیم .

    پس یکی از برترین و برجسته ترین نمونه های تجلی عشق زمینی در شعر را می توانیم در اشعار فرخی سیستانی مطالعه کنیم. اما بحث دیگر بحث ادب است. یک روی سکه ی ادبیات همیشه پند آموزی بوده است .

    تفاوتی نمی کند که ما عاشقی را تم و درون مایه ی  کار خودمان قرار بدهیم و یا اینکه بخواهیم مسائل حاشیه ای اجتماع خویش را در شعر ورود دهیم ، بحث پند آموزی همیشه یک وجه جدایی نا پذیر از شاعری بوده است و در تمامی اشعار نیز این امر دیده شده است .

    گویی روان هر ادیب به طرز اعجاب انگیزی در لایه های پنهان ذهن خویش این رسالت را احساس می کند و در خود می بیند که با کلام خویش ، بخشی از سرمایه های معنوی روح انسان های جامعه ی خویش را تحت تاثیر قرار دهد و تنها به جنبه ی سرگرمی و یا طرب انگیزی شعر نپردازد و مقصود خویش را در این دو سه واژه ی سطحی محدود نکند . از این رو در شعر فرخی سیستانی نیز درس آموزی های بسیاری چه در موارد عاشقی و چه در دیگر مسائل اجتماعی را شاهد هستیم .

    فرخی سیستانی

    در ادامه بخش از قصاید فرخی سیستانی را با هم مطالعه می کنیم :

     

    بفرخنده فال و بفرخنده اختر

    به نو باغ بنشست شاه مظفر

    بروز مبارک، ببخت همایون

    به عزم موافق، به رای منور

    بباغی خرامید خسرو که او را

    بهار و بهشتست مولا و چاکر

    بباغی کزو ملک رازیب و زینت

    بباغی کزو بلخ را عز و مفخر

    بباغی درختان او عود و صندل

    بباغی ریاحین او بسدتر

    بباغی چو پیوستن مهر خرم

    بباغی چو رخساره ودست دلبر

    بباغی که دل گوید: ای تن درین چم

    بباغی که تن گوید: ای دل درین چر

    بباغی درو سایه شاخ طوبی

    بباغی درو چشمه آب کوثر

    بباغی کز آب و گلش بازیابی

    نسیم گلاب و دم مشک اذفر

    بهشت اندر و بازیابی به آبان

    بهار اندرو باز بینی به آذر

    ز سرو بریده چو زلف بریده

    ز شکل مدور چو چرخ مدور

    بهشتست این باغ سلطان اعظم

    دلیل آنکه رضوانش بنشسته بر در

    دری را ازو مهر خوانده ست مشرق

    دری را از و ماه خوانده ست خاور

     

    سوالات متداول

    ۱- فرخی سیستانی کیست ؟

    ابوالحسن علی بن جولوغ سیستانی مشهور به فَرُّخی سیستانی جزء شاعران سرشناس پارسی زبان سده پنجم قمری بود که در شعرهای خود از سیاق خراسانی سود میبرد . سروده‌های او در حمد شاهان و ترغیب سلطان به انصاف و بخشایش تعلق دارد .

    ۲- خصوصیت بارز فرخی سیستانی نصبت شاعران هم عصر خود چیست ؟

    فرخی سیستانی را باید جز نوابغ عصر خویش نه تنها در حوزه ی شاعری بلکه در حوزه ی ادبیات دانست. فرخی سیستانی ُ به جد یکی از مهم ترین و برجسته ترین شاعران و ادیبان ایران زمین است که اشعارش هم به لحاظ معنی و محتوا و هم به لحاظ فرم یکی از برجسته ترین انواع شعر سرایی در ایران است. اگر بخواهیم مروری داشته باشیم بر جایگاه ادبی شعر او در ایران زمین باید این چنین بگوییم که فرخی سیستانی جز معدود کسانی است که به طور ویژه روی موسیقی شعر تمرکز کرده است .

    ۳- هدف از سرودن قصیده کاروان حله چه بود ؟

    او در مصرع «من قیاس از سیستان آرم که آن شهر من است» به سیستانی بودن خود اشاره نموده است . فرخی با هدف پیشرفت و رشد از سیستان هجرت کرده و به دربار چغانیان (در حدود ترمذ در جنوب ازبکستان امروزی) راه پیدا کرد . شعری در قالب قصیده سرود و آن را «با کاروان حله» نامید؛ و شعر را به عمید اسعد چغانی وزیر امیر هدیه داد. مشهور  است که روز پس از آن ، وی قصیده‌ای به اسم داغگاه  و آن را برای امیر که در محل داغ زدن گوسفندان به عیش و نوش سرگرم بود خواند .

     

     

     

     

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

     

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *