ادموند اسپنسر

ادموند اسپنسر و هر آنچه درباره زندگی و آثارش باید بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” ادموند اسپنسر ” ، نویسنده و شاعر انگلیسی و خالق اثر جاودانه “ملکه ی پریان” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

مطلب پیشنهادی : نامه عاشقانه

زندگی نامه ادموند اسپنسر

ادموند اسپنسر ، شاعر شهیر انگلیسی و یکی از بزرگترین ادیبان جهان ، به تاریخ 1552 میلادی در لندن انگلیس چشم به جهان گشود.او یکی از بزرگترین شاعران قرن شانزدهم اروپا و جهان بود. یکی از معروف ترین آثار او ملکه ی پریان است که بسیار با اقبال ملکه ی انگلستان روبرو شد و باعث شد که این شاعر جایگاهی جهانی پیدا کند.

اسپنسر در لندن به دنیا آمد و با وجود اینکه خانواده ی آن چنان اشرافی و اصیلی نیز نداشت ، اما توانست در تحصیلات بهترین رتبه ها را کسب کند و خود را بعنوان یکی از صاحب نظران ادبی معرفی کند.

او پس از اینکه تحصیلاتش را به اتمام رساند ، به سمت منشی گری نزد یک اسقف به نام چیستر شروع به کار کرد. پس از آن وی توانست به نزد یکی از کنت های معروف زمانه ی خویش یعنی کنت لستر برود و در آنجا به فعالیت های ادبی بپردازد. این دوره در زندگی او از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. چرا که وی در این دوره بود که توانست با ذات ترجمه ی ادبی و همچنین فالیت های ادبی آشنا شود و آن ها را به ثمر برساند. وی در این دوره توانست جایگاه خود را بعنوان یک نویسنده جوان در ذهن خویش به اثبات برساند.

او در همان سال ها ، کار ترجمه ی آثار پتراک را آغاز کرد. این ورودی بود برای او به دنیای ادبیات که با آن بتواند مسیر پر پیچ وخم ادبیات زمانه ی خویش را طی کند.

پس از اینکه کار خود را با ترجمه شروع کرد، به شاعری عشق ورزید و تصمیم گرفت که در قامت یک شاعر به فعالیت های خود ادامه دهد. این مسئله نخستین دیوان مهم او را در سال 1579 رقم زد. او اولین دیوانش با نام گاهنامه ی شبان را به نشر رسانید. این منظومه شامل دوازده شعر شبانی به سبك تئو کریتوس و ویرژیل و با وزنی که تازگیش موجب شگفتی معاصران شد. این منظومه مکالمه هائی است میان شبانان و کولین کلاوت که در قالبی بسیار نو عرضه گردیده است.

قهرمان آن در واقع خود شاعر است و اگر چه موضوع اشعار تازگی ندارد و اسپنسر قهرمان خود را از اثر جان اسكلتون گرفته است، تغییر و تبدیلی دلپذیر به آن داده است.اما بعد دقیقا موفقیت همین مجموعه باعث شد که او دست به ابداع بزند. چرا که او تواسته بود با یک ساختار جدید به ادبیات انگلستان ورود کند و این ساختار جدید توانسته بود طرفدار پیدا کند.

از این رو وی نیز تصمیم گرفت که برای همین ابداع یک امضای کاری خلق کند و تِم ابداع را به کار خویش بیافزاید. اما بعد ، او کتابی را به نشر رسانید که به صورت دست نویس بین مردم پخش شد . این کتاب قصه ی ننه هیوبرد بود. این کتاب اما ، آنچنان که خود ادموند انتظار داشت ، با موفقیت در بین دولتی ها و مردم روبرو نشد. مردم کینه ای از او به دل گرفتند که این کینه به شاه و ملکه نیز رسید و در نهایت همه چیز بر علیه او رقم خورد. با این اوصاف او مجبور شد برای این همه نفرتی که مردم ازاو پیدا کرده بودند راه مهاجرت را طی کند.

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

او به مهاجرت دست زد. نخستین مهاجرت او به ایرلند بود. او ابتدا منشی یک لرد ایرلندی به نام لرد گری شد. اما پس از مدتی احساس کرد که هنوز چیزی در درونش می تپد و باید نویسندگی را از سر بگیرد و این مسئله باعث شد که او به کلی منشی گری را رها کرده و به سمت وسوی نویسندگی برای دگر بار سوق پیدا کند.

او در ایرلند شروع به نوشتن کرد و دوباره شعر سرود. سرودن منظومه بزرگی را به نام ملكه ی پریان آغاز کرد که به پایان رساندن آن حدودا بیست سال برای وی به طول انجامید. این منظومه دارای ساختاری شامل دوازده کتاب و هر کتاب شامل دوازده بند بود، اما تنها شش کتاب و قطعه هائی از هفتمین باقی مانده است.

اما با توجه به این امر که همچنان مقدار کمی از آن باقی مانده استد ، می توان گواهی به این امر داد که این منظومه یکی از بزرگترین منظومه های سروده شده در تاریخ ادبیات انگلستان است.  اولین کتاب از این منظومه در ۱۵۹۰ و آخرین نسخه ی آن نیز  در ۱۵۹۶ منتشر شد. در شرح این کتاب آمده است که : ” این حماسه بنای معظم و باشکوه شاعرانه ای است که در تاریخ ادب انگلستان نقطه عطفی بشمار می آید و در آن، عهد باستان و خدایان یونان قدیم به طور استعاره بکار گرفته شده است.

خدایان اولمپ، خدایان کشتزارها و جنگلها با شوالیه ها و اربابان و صاحبان ملك و زمین به هم آمیخته و حوادث مختلط افسانه ای و استعاری بوجود آورده اند که گاه به هم می پیوندد و گاه از هم می گسلد. ” . آنچه که در تاریخ نسبت به این کتاب گفته شده است ، ذکر این مسئله است که جلد اول به ملکه الیزابت که در واقع ملکه پریان است، تقدیم شده و در آن قهرمان صلیب سرخ که گرفتار اژدها می شود، پیوسته در صدد فرار است، اما فرار از دام ريا و سالوس ، که توانست به نوعی اقبال ملکه به این کتاب را در بر داشته باشد.

قهرمان دومین کتاب تجسم دهنده اعتدال و قهرمان سومین تجسم دهنده پاکدامنی و چهارمین دوستی، و پنجمین عدالت و ششمین ادب و نزاکت است . دیوان شعری که او سروده است ، بیک ساز و کار بسیار ادبی و آهنگین دارد و همچنان اثراتی از ابداعات وی در آن دیده می شود. این دیوان به حدی شاعرانه و پر از غنای ادبی سروده شده است که موجب شدبه اسپنسر لقب «شاعر شاعران» داده شود. این کتاب نه تنها برای خود اسپنسر بلکه برای ادبیات انگلستان نیز ارزش بسیار بالایی دارد.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

چنان که بسیاری از مردم انگلستان در آن دوره اشعار این کتاب را از بر می کردند و بخشی از ابیات این کتاب به صورت ضرب المثل در ادبیات انگلستان رواج پیدا کرد.  لرد رالی هنگامی که در ۱۵۸۹ اسپنسر را در ایرلند ملاقات کرد و اثر را خواند، بسیار زود به اهمیت آن پی برد و شاعر را با خود به انگلستان برد تا منظومه خودرا به ملکه الیزابت عرضه کند. انتشار دو جلد اول این منظومه به سال ۱۵۹۰ بلا درنگ اسپنسر را شاعر بزرگ حماسی معرفی کرد و با آنکه به افتخارش جشنها بر پا کردند، کینه های گذشته فراموش نشد و اسپنسر با وجود پیروزی مستمری ناچیزی دریافت کرد و با سرخوردگی به ایرلند بازگشت.

در ۱۵۹۱ ديوان دادخواهیها را انتشار داد که اشعارش سرشار از اندوه عمیق و بدبینی کامل است و شاعر در آنها نجابت اخلاقی را نابود شده و پستی را رایج می بیند و در قالب عرفان یا استعاره یا هجو از سوء استفاده کلیسا و آداب در بار انتقاد شدیدی بعمل می آورد. البته این امر را نباید از سوی شاعر مذمت کرد.

چرا که شاعر و اصولا هر آنکه در حوزه ی ادبیات فعالیت می کند ، انسانی است که نسبت به آنچه که در اطراف او رخ میدهد و برای او پیش آمد می کند ، واکنش نشان میدهد. اسپنسر نیز از این قاعده مستثنی نیست ، چرا که زمانی که او اثری را تقدیم به ملکه ی خود می کند ، آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی گیرد و این روح شاعر را آزرده می کند. این در حالی است که اسپنسر به قاطعیت ثابت کرده است که به چه میزان ادبیات ممکلت خودش برایش مهم بوده است .

از سوی دیگر اما او توانست پس از سالها تلاش در حوزه ی فعالیت های شاعری ، فرهنگ انگلستان را به دیگر کشورها صادر کند و این امر نیز هم مورد پذیرش و اقبال او مواجه نشد و بدین سبب تنها چیزی که برای او ماند ، سرشکستگی و سرخوردگی بود. همین امر باعث شد که اثر بعدی او به مراتب غمناک تر از دیگر آثار او باشد و گرایش فکری او به اتفاقاتی که برایش رخ داده است ، واکنش نشان دهد.اسپنسر اما کوتاه نیامد.

دوباره شروع به کار کرد و دوباره تلاش کرد که جایگاه خود را بعنوان یک شاعر ثابت کند. از این رو ، او یک منظومه ی شعر جدید سرود. این شعر برای او بسیار جایگاه عظیمی را فراهم آورد. او منطومه ای را شروع به کار کرد تحت عنوان کولین کلات به وطن باز گرد. او این مجموعه را پس از اینکه انتشار یافت به کنت رالی تقدیم کرد.

ادموند درون مایه ی این کتاب را سفرهایی کرده است که با کنت و دیگر دوستانش داشته است. او پس از مدتی آشفتگی های روحی ، تصمیم به ازدواج می گیرد . او عاشق دختری به نام بویل می شود. آن دو با یکدیگر زندگی بسیار پر عشقی را شروع می کنند و ادموند نیز در این باب اشعار بسیاری از دوره ی نامزدی تا دوره ی عروسی به ثبت می رساند.

اما بعد از تمامی این خوشی ها او کتابی را به چاپ می رساند تحت عنوان نگاهی به وضع کنونی ایرلند و در آن درباره ی شورشی های ایرلند و راه های اصلاحات صحبت می کند. این مسئله باعث می شود که شورشی های ایرلند تمام خانه و زندگی وی را به آتش بکشند و کاری با وی کنند که وی مجبور به فرار از ایرلند شود و به انگلستان برود. این فرار یک افسردگی در او ایجاد می کند و نهایت او را به کام مرگ می برد. .تاریخ مرگ وی 13 ژانویه ی 1599 ذکر شده است.

آثار ادموند اسپنسر

  • ملکهٔ پریان به انگلیسی: The Faerie Queen شامل ۶ کتاب و ۱ بخش پایانی.
  • گاه شمار چوپان به انگلیسی The Shepheard’s Calendar
  • شکایت‌ها به انگلیسی: Complaints شامل چند منظومه
  • مخروبه‌های زمان به انگلیسی The Ruins of Time
  • اشک‌های موسی به انگلیسی The Tears of the Muses
  • حشره ویرژیل
  • قصهٔ ننه هوبرد به انگلیسی Mother Hubbard’s Tale
  • مخروبه‌های روم به انگلیسی The Ruins of Rome
  • سرنوشت پروانه به انگلیسی The Fate of the Butterflies
  • مناظری از بیهودگی جهان به انگلیسی Visions of the Worlds Vanities
  • وحی بلای به انگلیسی The Visions of Bellay
  • وحی پترارک به انگلیسی The Visions of Petrarch
  • دافنائیدا به انگلیسی  Daphna Ida
  • کولین کلاوت به وطن باز می‌گردد به انگلیسی Colin Clouts Come Home Again
  • آستروفل (به انگلیسی Astrophile
  • نگاهی به وضع کنونی ایرلند به زبان انگلیسی A View of the Present State of Ireland

مروری بر آثار ادموند اسپنسر

اشعار اسپنسر یقینا یکی از برجسته ترین اشعاری است که در طول تاریخ ادبیات جهان خصوصا تاریخ شعر مدرن در جهان وجود دارد.او در جریان سراش شعرهایش همیشه دست به تجربیات جدید زده است و سعی کرده است که همیشه به بهترین شکل ممکن ، بیشترین تحول را در جریان سرایش شعر وارد کرده و یک اثر خلاقانه ارائه دهد. در ایران نیز اشعار او ترجمه شده است و الحق نیز مترجمین قابلی این اشعار را ترجمه کرده اند. در ادامه قصد داریم که گوشه ای از ترجمه ی این اشعار را با هم مطالعه کنیم :

نخستین شعر : روزی نامش را نوشتم

روزي نامش را روي شن ساحل نوشتم

اما امواج آمدند آن را شستند و رفتند:

دوباره آن را با دست ديگر نوشتم

اما موج آمد و دردهايم را شكار خود ساخت

معشوق گفت: اي مرد بيهوده مي كوشي

می خواهی چيزي فاني را جاويد سازي

من خود مي پسندم كه اين گونه فنا شوم

و برآنم تا نامم اين گونه پاك شود

گفتم: نه، بگذار تا چيز هاي پست تر

در غبار بميرند، اما تو بايستي با افتخار شهرت نيك زندگي كني:

بعيد است که شعر من خوبي نیکی تو را ابدي سازد

و در آسمان نام با شكوه ترا بنويسد

چه وقتي كه مرگ همه ي جهان را مقهور مي سازد

عشق ماست که خواهد زيست و زندگي تازه ای آغاز می شود

دومین شعر : محبوبم به سان یخ است

محبوبم به سان یخ است و

من به سان آتش

این کدامین سرمای عظیم ست

که در کویر تفتیده من

ذوب نمی شود ، که هیچ

سخت تر و سخت تر قد می کشد

آن گونه که ناله اش در من

چگونه می شود که سرمای قلب منجمدش

به حرارت بی حدم

اجازه بروز نمی دهد

اما من

بیشتر و بیشتر

در شهدی جوشان گر می گیرم

و حس می کنم شراره هایم

افزوده می شوند و بالا می گیرند

جز معجزه چه می توان گفت

بر آتشی که همه چیز را می گدازد و

یخ می پرورد

و بر یخی که با کرختی سرما منجمد می شود

و به جادویی

آتش بر می افروزد

جادوی عشق

با عقل سربه راه

آن می کند که

ماهیت عناصر دیگرگون می شود

 

 

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

داستان دو قورباغه
استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *