فروغی بسطامی
  • فروغی بسطامی │ صد نویسنده برتر جهان

    تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است . در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند .

    مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند .

    در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان .

    قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم .

    در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” فروغی بسطامی ” ، شاعر ماندگار پارسی و خالق “دیوان فروغی” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند .

    فروغی بسطامی

    زندگینامه فروغی بسطامی

    میرزا عباس فرزند آقا موسی بسطامی فرزند حسنعلی‌بیگ بسطامی، مشهور به میرزا عباس بسطامی با تخلص فروغی، در سال ۱۲۱۳ه. ق، در زمان سفر خانواده‌اش به عتبات عالیات،در اندرات به دنیا آمد . پس از مدتی همراه خانواده‌اش در شهر ساری استان مازندران مقیم شدند .

    فروغی بسطامی پس از مدتی به شهر گرگان سفر کرد.او در عنفوان نوجوانی در زمان حکومت فتحعلی شاه، مدتی را در شهر بسطام گذراند؛ و به همین سبب به بسطامی شهره شد. وی مدتی را نیز در شهر کرمان، در خدمت حسنعلی میرزا شجاع‌السلطنه سپری کرد که در همان اثنا، بنا به تقاضای شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فرزند او «فروغ‌الدوله»، فروغی نهاد .

    فروغی بسطامی

    فروغی بسطامی تا قبل از آن ، اشعار خود را با تخلص تسکین منتشر میکرد . عموی او، دوست‌علی‌خان معیرالممالک، خزانه‌دار دربار فتحعلی شاه بود.وی با سه پادشاه دوره قاجار هم دوره بود : از زمان فتحعلی شاه شهرت وی آغاز شد، و در دوره‌های محمد شاه و ناصرالدین شاه نیز به فعالیت خویش مشغول بود .

    فروغی بسطامی شاعری بود که در اشعارش پادشاهان اولیه قاجار را ستایش می نمود. وی بیشترین و برترین شعرهایش را در قالب غزل سروده است. فروغی بسطامی از دسته  شاعران صوفی‌منش بود. او در برترین غزل‌های عارفانه‌اش ملاحت و شیرینی را با گیرایی و سادگی لغات، استفاده می نمود .

    اگرچه که گفته می‌شود فروغی بسطامی، تقریبا بیست‌هزار بیت شعر داشته‌است، اما آنچه که از او هم اکنون در دسترس عموم است و در زمان خود او هم به شکل پیوست دیوان قاآنی به چاپ رسید، چیزی در حدود پنج‌هزار بیت می باشد .

    فروغی بسطامی

    مردان خدا پردهٔ پندار دریدند

      یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

    یک طایفه را بهر مکافات سرشتند

     یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند

    یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند

      یک زمره به حسرت سرانگشت گزیدند

    جمعی به در پیر خرابات خرابند

     قومی به بر شیخ مناجات مریدند

    یک جمع، نکوشیده، رسیدند به مقصد

      یک قوم دویدند و به جایی نرسیدند

    فریاد، که در رهگذر آدم خاکی

     بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

    همّت طلب از باطن پیران سحرخیز

      زیرا که یکی را ز دوعالم طلبیدند

    زنهار، مزن دست به دامان گروهی

     کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

    چون خلق در آیند به بازار حقیقت

      ترسم نفروشند متاعی که خریدند

    کوتاه‌نظر غافل ازآن سرو بلند است

     کاین جامه به‌اندازهٔ هرکس نبریدند

    مرغان نظرباز سبک‌سیر، فروغی

      از دامگه خاک برافلاک پریدند

    فروغی بسطامی بعد از گذشت یک سال بیماری و رنج شدید در روز ۲۵ ماه محرم  سال ۱۲۷۴ هجری قمری در گرگان دار فانی را وداع گفت.

    فروغی بسطامی

    آثار فروغی بسطامی

    • دیوان اشعار

    مروری بر آثار و اندیشه ها فروغی بسطامی

    در باب فروغی بسطامی بسیار سخن گفته اند اما اگر بخواهیم فروغی بسطامی را به زبانی ساده برایتان توضیح بدهیم باید بگوییم که او نیز یکی از مرام داران و پرچم داران حوزه ی ادبیات است که چون حافظ شعر می سروده است و چون مولانا معرفت ورزی می کرده است. هنگامی که ما می خواهیم نقد ادبی داشته باشیم و نقد ادبی را به انجام برسانیم ، باید به این نکته توجه کنیم که همیشه با یک فرم مواجهیم و یک معنا. فرم هر اثر ادبی قالب ادبی آن و مسائل فنی ادبی آن است .

    به عنوان مثال وقتی ما در باب فرم آثار فروغی بسطامی می خواهیم صحبت کنیم باید به این امر توجه داشته باشیم که فرم آثار ادبی او نظم است و غزل می سراید و از سوی دیگر نیز او بسیار ساختار گرا است. هر کدام ازاین اصطلاحات نیاز به آن دارد که مورد بررسی قرار گیرد اما چیزی که تیم مطالعاتی تیموری بسیار بر روی آن تمرکز دارد ، فرم نیست ، بلکه بیشتر روی محتوا کار می کند. به این دلیل که بسیار مهم است که شما با معانی و محتوای ادبیات ایران آشنا شوید و از دل این محتوا به این نتیجه برسید که چگونه می توان فرم را درک کرد .

    فروغی بسطامی

    به این دلیل که فرم بحثی است که کاملا وابسته به دانش ادبی در سطوح آکادمیک است و آنچه که می خواهیم به شما بیفزاییم این است که شما بتوانید سطح آگاهی خودتان را بالا ببرید و آگاهی چیزی است که باید کاملا در متن بدنبال آن گشت و در متن آن را جتسجو کرد و از دل محتوای اشعار به آن رسید. از این قصد داریم که محتوای اشعار فروغی بسطامی را مرور کنیم و به شما یک دید نسبی از او و اشعارش بدهیم .

    نخستین مقوله ای که باید به شما بگوییم این است که اولین دغدغه و برترین دغدغه فروغی بسطامی در اشعارش عشق است. هنگامی که ما می گوییم که شخصی از مکتب مولانا و حافظ تحت تاثیر است ، حتما باید به این نکته اشاره داشته باشیم که وی به حد زیادی و به درک بالایی از عشق رسیده است و این امر بسیار هم در شعر او متجلی است .

    برای این که این مسئله را درک کنیم باید به درک کلید وازه ها از عشق برسیم . اولا باید به این آشنایی داشته باشیم که عشق از نگاه شاعران بزرگ به چه میزان مقدس است و دارای چه مبانی فکری هستند و این شاعران در هنگامی که این شعرها را می سروده اند چگونه دیدی به دنیا داشته اند. مسائل متفاوتی دمی توان در این امر تاثیر گذار باشد ، بعنوان مثال یکی از مسائلی که می تواند بسیار تاثیر گذار باشد ذکر این نکته است که جه زمانی و یا چه جغرافیایی بر روی زندگی آنان تاثیر داشته است .

    فروغی بسطامی

    بعنوان مثال اگر بخواهیم یک مثال ساده بزنیم باید به این مسئله اشاره کنیم که وقتی بعنوان مثال شما در جامعه ای زندگی کنید که مردم در فقر باشند و یا اینکه یک پادشاه ظالم بر روی مملکت شما حکومت کند و اگر شما یک ادیب باشید و یک شاعر باشید ، آنگاه به نوعی شعر شما به سمت یک مبارزه ی درونی با این فساد و یا با این ظلم می رود. در واقع شما وقتی در جامعه ای قرار بگیرید که فضای جامعه فضای مبارزی است ، شما نیز بعنوان یک ادیب تبدیل به یک مبارز می شوید . چرا ؟

    چون که ادبیات آینه ی تمام نمای جامعه است و به هر طریق می توان به این امر اشاره کرد که هر ادیبی بسیار از جامعه ی خودش الهام می گیرد . اما حال اگر این مسئله را به فروغی بسطامی تعمیم دهیم باید به این نکته اشاره کنیم که فروغی بسطامی در زمانی که زیست می کرده است و به زندگی پربار خویش مشغول بوده است ، شرایطی برای او فراهم بوده است که به تحصیل معرفت و عشق بپردازد و این قضیه دقیقا همان فضایی است که از آن صحبت می کنیم .

    در حقیقت جامعه ی آن زمان نیز جامعه ای بوده است که به علم و معرفت رویکرد مثبتی داشته است ، پس دور از انتظار نیست که شخصی با این ذوق ادبی در جامعه ی خویش چنین درکی از عشق داشته باشد .

    فروغی بسطامی

    از این رو می توان به این مسئله اشاره کرد که درک عشق او نیز یک درک عمیق و حاصل مکاشفات روحی و مشاهدات اجتماعی اوست. اما چیزی که او از عشق برای ما می گوید ، یک مرز بندی کاملا روشن دارد و اینکه او در تمامی اشعارش مقصود شعرش را خداوند متعال می داند. در واقع عاشقی از نگاه او وصل به سرچشمه ای است که در انتها به خدا می رسد و این خدا همان عشق جامع در زندگی اوست. از سوی دیگر اما او یک مصلح اجتماعی هم بوده است. درست مثل حافظ او کسی بوده است که بر تمامی فسادها و ظلم ها توپیده است و این ها را بر نمی تابیده است .

    این خاصیتی است که فروغی بسطامی در بسیاری از اشعار خود نشان داده است و می توان آن را اخلاقی دانست که از سمت و سوی حافظ به او رسیده است . در واقع به طور خلاصه ، فروغی بسطامی به مانند کسی است که از حافظ عشق و از مولانا شوریدگی را آموخته است و این دو را با یک زاویه ی دید در هم آمیخته است و به منصه ی ظهور رسانیده است. وی همچنین یکی از بزرگان عرفان زمین است که مفصلا در باب این حوزه در مقالات مربوط به نویسندگان توضیح داده ایم .

    فروغی بسطامی

    در ادامه دو غزل از غزل های مشهور او را با هم می خوانیم :

    صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را

    که کسی نشکند این گونه صف اعدا را

    نیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردن

    کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را

    گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس

    ای بسا نور دهد دیدهٔ نابینا را

    بی‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس

    که ندانست کسی قیمت این کالا را

    حالیا گر قدح باده تو را هست بنوش

    که نخورده‌ست کس امروز غم فردا را

    کسی از شمع در این جمع نپرسد آخر

    کز چه رو سوخته پروانهٔ بی‌پروا را

    عشق پیرانه سرم شیفتهٔ طفلی کرد

    که به یک غمزه زند راه دو صد دانا را

    سیلی از گریهٔ من خاست ولی می‌ترسم

    که بلایی رسد آن سرو سهی بالا را

    به جز از اشک فروغی که ز چشم تو فتاد

    قطره دیدی که نیارد به نظر دریا را

    ************************

    در قمار عشق آخر، باختم دل و دین را

    وازدم در این بازی، عقل مصلحت بین را

    فصل نوبهار آمد، جام جم چه می‌جویی

    از می کهن پرکن، کاسهٔ سفالین را

    آن که در نظر بازی ، عیب کوه‌کن کردی

    کاش یک نظر دیدی، عشوه‌های شیرین را

    باد غیرت آتش زد، در سرای عطاران

    تا به چهره افشاندی، چین زلف مشکین را

    گر ز قد رخسارت، مژده‌ای به باغ آرند

    باغبان بسوزاند، شاخ سرو و نسرین را

    چون ز تاب می رویت از عرق بیالاید

    آسمان بپوشاند، روی ماه و پروین را

    در کمال خرسند، نیش غم توان خوردن

    گر به خنده بگشایی آن دو لعل نوشین را

    گر تو پرده از صورت، برکنار بگذاری

    از میانه بر چینی، نقش چین و ماچین را

    دفتر فروغی شد پر ز عنبر سارا

    تا به رخ رقم کردی خط عنبرآگین را

    فروغی بسطامی

    سوالات متداول در خصوص زندگینامه فروغی بسطامی

    ۱- فروغی بسطامی کیست ؟

    میرزا عباس فرزند آقا موسی بسطامی فرزند حسنعلی‌بیگ بسطامی، مشهور به میرزا عباس بسطامی با تخلص فروغی، در سال ۱۲۱۳ه. ق، در زمان سفر خانواده‌اش به عتبات عالیات،در اندرات به دنیا آمد . پس از مدتی همراه خانواده‌اش در شهر ساری استان مازندران مقیم شدند .

    ۲- دو بیت از اشعار فروغی بسطامی را بنویسید ؟

    صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را              که کسی نشکند این گونه صف اعدا را

    نیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردن             کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *