نیکلاس اسپارکس
  • نیکلاس اسپارکس

    نیکلاس اسپارکس ، نویسنده و فیلم نامه نویس آمریکایی ، به تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۶۵ در اوماها آمریکا دیده به جهان گشود .

    نیکلاس اسپارکس یکی از مشهور ترین نویسندگان آمریکا در دهه ی اخیر است .

    معروف ترین اثر داستانی او به نام ” مرا نگاه کن ” می باشد که در ایران نیز طرفداران بسیاری دارد ، اما آنچه که نیکلاس اسپارک را چه در ایران و چه در جهان به اوج شهرت رساند ، نوشتن فیلم نامه ای تحت عنوان ” نوت بوک  ” یا دفترچه ی خاطرات بود که باعث اقبال بسیار مردمان جهان ، علی الخصوص ایرانیان شد .

    نیکلاس اسپارکس

    زندگینامه نیکلاس اسپارکس

    نیکلاس اسپارکس تا به کنون بیست رمان منتشر کرده است و دو اثر غیر داستانی نیز در کارنامه ی کاری خود به جای گذاشته است .

    اکثریت رمان های او ، از پر فروش ترین رمان های بین المللی شده اند و یازده جلد از کتاب های رمان او ، تا به کنون مورد اقتباس فیلم سازان مشهور دنیا قرار گرفته اند .

    نکته ی جالب در باب فیلم های ساخته شده از رمان های او ذکر این نکته است که تمامی فیلم های ساخته از روی رمان ها او نیز به فروش چند تریلیاردی در جهان دست پیدا کرده اند .

    ویژگی و مولفه ی رمان های او ، داستان عشقی تراژدی گونه است که به سرانجامی خوش مبدل می شود. اسپارکس ، همانطور که گفته شد ، در اوماها زاده شد و در اوهاما نیز نخستین رمان خود را منتشر کرد .

    ” عبور ” نام نخستین رمان اوست که در سال ۱۹۸۵ در زمانی که وی دانشجوی دانشگاه نوتر دام بوده ، به رشته ی تحریر در آمده است. وی بر روی چندین نسخه ی نخست از کتاب هایش آنچنان که باید و شاید با اقبال مواجه نشد و تقریبا به طور میانگین از هر کتاب توانست حداکثر ۵۰ هزار جلد ، به فروش برساند .

    نیکلاس اسپارکس

    اما بعد ، وی تصمیم به نوشتن کتابی به نام ” دفترچه ی خاطرات ” و یا همان ” نوت بوک ” کرد که در سال ۱۹۹۶ توسط ترزا پارک ، که مدیر برنامه های ادبی یک انتشارات معروف بود ، به چاپ رسید و توانست در کمتر از یک هفته به صدر لیست پر فروش ترین کتاب های مجله ی نیویورک تایمز برسد. این موفقیت ، آغاز راه نویسنده ای بزرگ در دنیای ادبیات بود .

    اما بعد اگر بخواهیم کمی بیشتر به زندگی شخصی او بپردازیم ، باید این چنین بگوییم که وی در خانواده ای متولد شد که پدرش استاد اقتصاد در دانشگاه بود و مادرش شخصی خانه دار و بسیار زحمت کش بود که علاوه بر کار خانه داری ، دستیار یک بینایی سنج نیز بود .

    خانواده ی اسپارکس یک خانواده ی فرهنگی بودند و این امر در رشد و تعالی او به عنوان یک انسان فرهنگی بسیار به او کمک کرد. نیکلاس دومین فرزند از سه فرزند خانواده اش بود. نیکلاس خواهری داشت که که از او کوچک تر بود و در سن سی و سه سالگی بعلت تومور مغزی جهان را بدرود گفت. این ضایعه در ذهن اسپارکس تبدیل به یک تراژدی شد ، چرا که خود بارها به این امر اشاره کرده است که خواهر او الهام بخش نوشتن شخصیت اصلی کتاب ” قدم می زنم تا که به یاد بیاورمت ” ، بوده است .

    نیکلاس اسپارکس

    اسپارکس از دوره ی نوجوانی با تعالیم کلیسای کاتولیک آشنایی یافت و انسانی دین دار است. او یکبار ازدواج کرده و ازدواجش به جدایی ختم شده است. حاصل آن ازدواج فرزندانی بوده است که آن ها نیز به دین مسیحیت کاتولیک ، باور و ایمان داشتند .

    بنا به قصد پدر نسبت به ادامه ی تحصیل در مقطع فوق دکتری در رشته ی اقتصاد ، اسپارکس متحمل یک مهاجرت در سن ۸ سالگی گردید. البته این مهاجرت به کالیفرنیا ، هیچ گاه در ذهن او خوشایند نبود ، چرا که این مهاجرت ابتدا به امر یکسال دوری مادرش را برای وی به همراه داشت و پس از یکسال ، خبر جدایی مادر و پدرش از یکدیگر ضربه ی شدیدی به او زد .

    اما بعد او تصمیم گرفت که این دردها را به باد فراموشی بسپرد و با روحیه ای قوی به زندگی خویش ادامه دهد .

    از این رو به دبیرستان ورود کرد و در سال ۱۹۸۴ از دبیرستان بلاوستا فارغ التحصیل گردد. پس از آن به وی بورسیه ای در رشته ی دو و میدانی در دانشگاه نوتردام پیشنهاد شد و اسپارکس نیز که به شدت به این رشته ی ورزشی علاقه داشت آن را پذیرفت و در کنار آن به تحصیل  در رشته ی تجارت و مدیریت مالی مشغول شد.در سال ۱۹۸۸ ، در تعطیلات بهاری ، وی همسر آینده اش را ملاقات کرد .

    نیکلاس اسپارکس

    کتی کوت ، کسی بود که دل اسپارکس جوان را ربوده بود و بعد از اینکه اسپارکس با افتخار از دانشگاه نوتردام فارغ التحصیل شد ، در جولای سال ۱۹۸۹ و در بیست و دومین روز از ماه با کتی کوت ازدواج کرد و به نیوبرن در شمال کالیفرنیا مهاجرت کردند .

    نیکلاس اسپارکس درست در همین سالها بود که نوشتن را شروع کرد بود. در واقع نوشتن چیزی بود که وی در سالهای دبیرستان بسیار به ان می پرداخت اما در سالهای بعد از فارغ التحصیلی به طور جدی آن را دنبال کرد. اسپارکس درباب تصمیم به نوشتن خاطره ای را تعریف می کند و آن را به سن ۱۹ سالگی خود و سفارش مادرش در باب نوشتن تعمیم میدهد .

    او می گوید که : ” مادرم ، زمانی که من نوزده ساله بودم ، متوجه توانایی من در نوشتن شد و گفت که مشکل تو این است که بسیار افسرده ای. تو باید راهی برای رهایی از غم هایت پیدا کنی. راهی که کسی آن را نرفته باشد. ” . و اسپارکس اینطور می گوید که

    : ” مادرم سپس مکثی کرد و جمله ای به زبان آورد که به کل زندگی مرا متحول کرد.  مادرم به من گفت که باید کتاب بنویسم. ” .

    من تا به آن لحظه هیچ گاه به نویسندگی به عنوان یک مقوله ی جدی نگاه کرده بودم ، اما در آن لحظه احساس کردم که بهترین راه برای رهایی از تمامی رنج های بشری نوشتن است. از آن روز بود که من مطالعه کردن را بصورت جدی شروع کردم. در واقع می دانستم که تنها راه رسیدن به موفقیت در نویسندگی ، مطالعه ی بسیار است. همین شد که تمام وقتم را صرف داستان ها کردم .

    نیکلاس اسپارکس

    بعد ها که در نوزده سالگی اولین داستانم را نوشتم باور کردم که می توان در هر سنی نویسنده بود. نویسندگی یک روش زندگی است . در ۱۹۸۵ ، در حالی که اسپارکس ، تعطیلات تابستانی اش را در منزل شان پشت سر می گذاشت ، اولین رمانش یعنی ” عبور ” را به بازار کتاب عرضه می کند و همزمان با این کتاب ، رمان دیگری را تحت عنوان قتل سلطنتی ، در سال ۱۹۸۹ به اتمام رساند که هیچ گاه آن را منتشر نکرد .

    بعد از اتمام دوره ی دبیرستان ، اسپارکس به دنبال کار همزمان در یک انتشاراتی و همچنین تحصیل در دانشکده ی حقوق بر آمد. اما در هر دوی آن ها با شکست روبرو شود و نتوانست به هیچ کدام از رویاهایش دست پیدا کند. پس او تصمیم گرفت که به کار دیگری روی آورد و از این رو سه سال از عمرش را به مشاغل گوناگون مشغول شد .

    ابتدا به سراغ کار املاک رفت و سپس به کار متصدی گری در فروشگاه و مسئول فروش محصولات دندانپزشکی مشغول شد. در سال ۱۹۹۰ به همکاری یک نویسنده ی دیگر یعنی بیلی میلز شتافت و با یکدیگر کتابی را تحت عنوان ” ووکینی : سفری به شادمانی و خودشناسی ” را به رشته ی تحریر در آورد . این کتاب ، یک کتاب غیر داستانی بود و به بررسی راه های رسیدن به شادی و شادمانی از طریق معنویت و تمرین های معنوی می پرداخت.  در سال ۱۹۹۲ اسپارکس به کار فروش دارو مشغول شد و در سال ۱۹۹۳ نیز به واشنگتن مهاجرت کرد .

    نیکلاس اسپارکس

    در واشنگتن تصمیم گرفت که بار دیگر شم نویسندگی خود را بیازماید و بار دیگر به نویسندگی رجوع کند. در آنجا بود که کتاب نوت بوک یا دفترچه ی خاطرات را به ثمر رساند. اما دقیقا برای چاپ آن دو سال انتظار کشید تا که ترزا پارک ، که یکی از سرآمدان حوزه ی ادبیات در زمینه ی مدیریت بود ، کتاب او را دید و تصمیم به انتشار آن کتاب گرفت .

    این کتاب ، در اکتبر ۱۹۹۵ به بازار عرضه شد و تبدیل به پر فروش ترین کتاب نیویورک تایمز در هفته ی نخست شد. این کتاب توانست در آمدی میلیون دلاری را برای اسپارکس فراهم کند و به کل زندگی او را متحول کرد. بعد از موفقیت کتاب نوت بوک ، او به نیو برن در کالیفرنیا منتقل شد و شروع به نگارش کتاب های جدیدی کرد .

    اما در حین نگارش کتاب جدید ، همچنان به شهرتش افزوده میشد ، چرا که کتابش یعنی نوت بوک ، به زبان های مختلفی ترجمه شده بود و در صدر لیست پرفروش ترین کتاب های بازار جهانی قرار گرفته بود. این موفقیت باعث شد که وی پیشنهادات زیادی برای تبدیل این کتاب به یک فیلم دریافت  کند که در نهایت ، این کار را انجام داد و فیلم این اثر نیز تبدیل به یکی از آثار فوق العاده درخشان در سینمای جهان گردید و به شدت پر فروش شد .

    نیکلاس اسپارکس

    نیکلاس اسپارکس و همسرش ، سالهای بسیاری را در نیوبرن کالیفرنیا با یکدیگر به زندگی پرداختند و حاصل ازدواجشان نیز سه فرزند بود. یک پسر و دو دختر دو قلو . اما بعد آنها در سال ۲۰۱۵ اعلام کردند که بطور بسیار دوستانه و توافقی از یکدیگر جدا شدند. اسپارکش ، بیش از ۹ میلیون دلار صرف امور خیریه ، بازسازی  و حمایت مدارس نیو برن کرد و بعنوان مدیر فعالیت های داوطلبانه در این شهر خدمت کرد .

    اسپارکس ، در طول این سالها ، فعالیت های خیرخواهانه ی بسیاری انجام داده است. از جمله آن که کلاس های نویسندگی خلاق خود را برای خیریه ها و بی سرپرستان و بد سرپرستان با استعداد برقرار کرده و از دل آن ها هر ساله چندین نویسند ی توانا تربیت می کند. او هم اکنون در آمریکا زندگی می کند و به فعالیت های نویسندگی و حمایت از حقوق بشر می پردازد .

    نیکلاس اسپارکس

    آثار نیکلاس اسپارکس

    • نوت بوک ( دفترچه ی خاطرات )
    • عروسی
    • پیامی درون یک بطری
    • قدم می زنم تا به یاد بیاورمت
    • درمان
    • پیچی در جاده
    • شب ها در رودونث
    • نگهبان
    • مومنان حقیقی
    • در نگاه اول
    • انتخاب
    • خوش شانس
    • آخرین نغمه
    • بهشت امن
    • بهترین من
    • مرا نگاه کن
    • طولانی ترین مسیر
    • دو به دو
    • هر نفس

    در ادامه بخش هایی از کتاب پر طرفدار مرا نگاه کن را با هم مرور می کنیم  :

    • در نهایت، تنها کسی که واقعاً می‌توانی راضی کنی، خودت هستی. این که دیگران چه حسی دارند، به خودشان مربوط است .
    • بر آدم چیره می‌شود، منظورم ترس است. بدون توجه به این که چقدر برای مبارزه با آن تلاش کنی، بر آدم چیره می‌شود و زندگی را زیر پایش خرد می‌کند .
    • نمی‌دانم «معمولی» واقعاً یعنی چه. فکر کنم هر کسی تعریفی مختص به خود را داشته باشد که به وسیلهٔ فرهنگ، خانواده و دوستان، تجربه و شخصیت، اتفاقات و هزار چیز دیگر شکل می‌گیرد. چیزی که برای یک نفر معمولی است، برای شخصی دیگر معمولی نخواهد بود .

    نیکلاس اسپارکس

    سوالات متداول در خصوص زندگینامه نیکلاس اسپارکس

    ۱- نیکلاس اسپارکس کیست ؟

    نیکلاس اسپارکس ، نویسنده و فیلم نامه نویس آمریکایی ، به تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۶۵ در اوماها آمریکا دیده به جهان گشود . نیکلاس اسپارکس یکی از مشهور ترین نویسندگان آمریکا در دهه ی اخیر است .

    ۲- مهمترین آثار نیکلاس اسپارکس را بیان کنید ؟

    می توان از مهمترین آثار وی به قدم می زنم تا به یاد بیاورمت – درمان – پیچی در جاده – شب ها در رودونث اشاره نمود .

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *