نجف دریابندری

نجف دریا بندری (Najaf Daryabandariنویسنده و مترجم به نام ایرانی ، به تاریخ ۱ شهریور ۱۳۰۸ در آبادان دیده به جهان گشود.

وی یکی از بزرگترین مترجمین معاصر ایران است و بسیاری از منتقدین ادبی بر این امر باور دارند که نجف دریا بندری ، بزرگترین مترجم طول تاریخ ایران زمین بوده است.

با این اوصاف ، وی نه تنها خدمات بزرگی به ادبیات ایران به لحاظ ترجمه کرده است ، بلکه یک نویسنده نیز می باشد و کتاب ها و مقالات بسیاری را در حوزه ی علم ترجمه ، ادبیات ، پژوهش های فرهنگی و آشپزی به رشته ی تحریر درآورده است.

خوانش زندگی نامه او می تواند علاوه بر بعد آموزشی در زمینه ی نویسندگی و پژوهش های ادبی و ترجمه در اختیارتان بگذارد ، می تواند یک بعد انگیزشی و خودیابی نیز در بر داشته باشد ، چرا که وی در یک خانواده ی بسیار معمولی از پدری که ناخدای کشتی بود زاده شده است و به بزرگترین مقام ادبی دوران خود رسیده است و موفقیت های بسیاری حاصل کرده است.

چیزی که دلمان نیامد در زندگی نامه اش خالی بگذاریم ، گفتار شیرینی است که وی در آن از زندگی خود صحبت کرده است.

از این رو بخش هایی از این زندگی نامه به گفتگوهای نجف دریا بندری اختصاص دارد که از جراید و مصاحبه های مختلف بهره گرفته شده است.

آنچه که در زندگی نامه اش آمده است ، ذکر این نکته است که پدرش نا خدای کشتی بوده است و نامش نیز ناخدا خلف دریا بندری بوده است.

مادرش از اهالی بوشهر است و خود نجف دریا بندری نیز در آبادان ، دیده به جهان گشوده است. نا خدا خلف دریا بندری ، انسان بسیار آگاه و دلسوزی بود.

او به واسطه ی سفرهای مختلفی که با افراد مختلف پشت سر گذاشته بود و انسان های بسیاری را در لنج و کشتی خود دیده بود ، دچار یک درک عمیق از جهان هستی بود.

از این رو ، به این دلیل که وی دوست داشت ، فرزندش زودتر به مدرسه برود و تحصیل را شروع کند ، تاریخ تولد نجف دریا بندری را کمی جابجا می کند و آن را اول شهریور ماه می گیرد.

در این باب خود استاد دریا بندری می گویند که : ” تاریخ تولد من یک اشکالی دارد؛ در شناسنامه اول شهریور ۱۳۰۸ نوشته شده ولی گویا در زمستان ۱۳۰۹ در آبادان متولد شده‌ام.

علتش هم این است که پدرم گویا خیلی عجله داشته مرا بفرستد مدرسه. پنج سالم بود که مرا فرستاد مدرسه ملی آبادان که خصوصی بود. این مدرسه ملی کمی بعد بساطش برچیده شد.

نمی‌دانم، لابد اشکالی داشت و مرا برای کلاس دوم بردند یک جای دیگر. آنجا گفتند باید از من امتحان بگیرند.

معلم‌ها یک ابتکاری کرده بودند آنجا؛ یک کاغذی را این‌قدر سوراخ کرده بودند… این را می‌گذاشتند روی یک کلمه‌ای و می‌گفتند این چیست؟ نوبت بنده که رسید  من شاگرد خیلی خوبی بودم، یک سال هم قبل از این رفته بودم مدرسه ملی  این کاغذ را گذاشتند و گفتند این چیست؟

من گفتم «آش سرد شد». کلمه «سرد» بود. ولی من چون قبلا خوانده بودم می‌دانستم این کلمه توی جمله «آش سرد شد» آمده. گفتم آش سرد شد.

اینها به هم نگاه کردند که یعنی چی؟ یکی دیگر را نشان دادند؛ «سار». گفتم «سارا از درخت پرید». به هم نگاه کردند و گفتند این شاگرد جمله‌ها را یاد گرفته ولی کلمات را نمی‌شناسد، طوطی‌وار یاد گرفته. به‌هرحال بنده را رد کردند.

گفتند یک سال دیگر باید کلاس اول را بخواند. خانواده من نیامدند اصرار کنند یا بپرسند چرا آخر رد کردید. الان اگر یک بچه‌ای را رد کنند… خبر ندارم… ولی فکر می‌کنم خانواده‌اش بیایند بپرسند چرا رد کردید.  ” .

نجف دریا بندری به هر طریق تحصیلات دوران ابتدایی اش را با موفقیت پشت سر گذاشت و وارد دوره ی دبیرستان شد. در دوره ی دبیرستان ، که در دبیرستان رازی شهر آبادان آن را پشت سر گذاشته است ، اتفاقاتی برای او پیشامد کرد که مجبور شد درس را به کلی ترک کند و به کار بپردازد.

نجف دریابندری

در این باره تا به امروز سخن های فراوانی شده است ، اما آنچه که نزدیک به گمانه زنی های مختلف است ، ذکر این نکته است که خانواده ی وی آنچنان که باید و شاید نتوانستند به لحاظ مالی تامین معاش خود کنند و نجف دریا بندری برای تامین معاش خود و خانواده ترک تحصیل می کند و به کمک آن ها می شتابد.

این ترک تحصیل و رفتن به سراغ کار ، گویی همان راهی بود که در تقدیرش نوشته شده بود و باید این مسیر طی می شد تا که ایران زمین با یک اسطوره در حوزه ی ترجمه و ادب آشنا شود.

آن زمان در آبادان ، انگلیسی ها بسیار بودند و هر کجا که یک تاسیسات نفتی وجود داشت ، انگلیسی ها نیز آنجا حضور داشتند.

از این رو ، نجف که همیشه مشغول کار در شهر بود و بسیار در شهر تردد می کرد ، با انگلیسی ها رابطه ی خوبی برقرار کرد و توانست به آن ها نزدیک شود.

البته وی ابتدا به امر چیزی از زبان آن ها نمی دانست ، اما توانسته بود به واسطه ی هوش بسیار بالا با همان فارسی دست و پا شکسته ی انگلیسی ها بسازد و زبان آن ها را بیاموزد.

او هیچ کلاس زبانی نرفته است و هیچ تحصیلات آکادمیکی هم در حوزه ی زبان انگلیسی ندارد ، اما خودش روی پای خودش و به سبب علاقه ی شدیدی که به یادگیری زبان انگلیسی داشته است ، بصورت خود آموز به یادگیری زبان پرداخته است.

نجف دریا بندری برای نخستین بار در سال ۳۲ اولین کار ترجمه ی خود را روانه ی بازار کتاب ایران کرده است. او اولین کتاب خود را تحت عنوان وداع با اسلحه که اثری از ارنست همینگوی بوده است ، منتشر کرد.

این کتاب به یکی از چاپ خانه های تهران سپرده شده بود و در زمانی که انتشار پیدا کرد ، دریا بندری به دلیل پاره ای از مسائل سیاسی و فعالیت هایی که ضد رژیم شاه کرده بود ، به زندان افتاده بود و در زندان روزگار سپری می کرد.

وی در طول دورانی که در زندان به سر می برد ، به واسطه ی هم نشینی با بسیاری از افرادی که در آن زمان از بزرگان جریان های ادبی و فلسفی کشور بودند ف عشق به فلسفه پیدا می کند و در همان دوران حبس ، کتابی را تحت عنوان ، تاریخ فلسفه ی غرب اثر فیلسوف بزرگ انگلستانی برتراند راسل را ترجمه می کند.

اما بعد ، زمانی که وی از زندان آزاد شد ، دریافت که در طول مدت دوره ی حبس کتابش به فروش بالایی دست پیدا کرده است و بعنوان یکی از متجرمین به نام ، نامش روی زبان ها افتاده است.

از این رو وی به دنبال موفقیت هایی که به دست آورده بود به سمت ریاست انتشارات فرانکلین منسوب شد. وی در این دوره ، یکی از طلایی ترین دوران ترجمه ی ادبی ایران را رقم می زند و کتاب های بزرگ تاریخ ادبیات را به قلم خویش ترجمه می کند.

کتاب پیرمرد و دریا از همینگوی از آقار این دوره می باشد. اما بعد ، هاکلبری فین از مارک تواین او را به اوج شهرت می رساند. دریا بندری هفده سال در موسسه ی فرانکلین کار کرد.

وی در این دوره سعی کرد که تمام آثار تاثیر گذار بر جریان های ادبی تاریخ ادبیات جهان را ترجمه کند و از این رو به ادبیات ایران خدمت بزرگی کرد.

وی پس از موسسه ی فرانکلین ، به رادیو و تلویزیون ملی رفت و در آنجا به ترجمه ی فیلم های خارجی پرداخت. اما زمانی که انقلاب شد از رادیو و تلویزیون ملی بیرون آمد و به ترجمه پرداخت .

نجف دریا بندری در طول سالهای زندگی اش به جرئت این مساله را به اثبات رسانیده است که بیش از یک مترجم می داند و بیش از یک مترجم فعالیت کرده است.

او یک انسان تک بعدی نیست ، او انسان خود ساخته ای است که تمام عمر خویش را صرف رسیدن به بالاترین قله های معرفت در زندگی کرده است و همین امر نیز او را امروزه در چنین جایگاهی قرار داده است.

او یک محقق بزرگ ، یک نویسنده ی بی همتا و یک مترجم دست نیافتنی در تاریخ ادبیات و فرهنگ این سرزمین است.

اما برای بخش پایانی این زندگی نامه ، ذکر دو نکته در باب زندگی او بسیار ارزشمند است و گفتنش خالی از لطف نیست که آن را با هم مرور کنیم.

نخستین مسئله ذکر این نکته است که نجف دریا بندری ، علاوه بر ترجمه و تالیف کتاب های فرهنگی مختلف ، کتابی را به همراه همسرش در باب آشپزی نیز تحریر کرده است.

شاید این نکته بسیار غریب باشد ، اما همسر استاد نجف دریا بندری ، سرکار خانم فهیمه راستکار که از بازیگران و دوبلورهای پیشکسوت صدا و سیما بوده اند ، کسی بوده است که در تمام عمر نجف دریا بندری را سر پا نگه داشته است و آنچنان عشقی میان این دو جاری بوده است که هیچ نمونه ای از آن نمی توان یافت کرد مگر اینکه سری به افسانه های قدیمی ایرانی بزنیم.

کتاب مستطاب آشپزی ، کتابی است که این زوج هنرمند و ادیب ، با یکدیگر و به کمک هم دیگر به رشته ی تحریر در آورده اند و در آن به دستور پخت غذاهای ایرانی پرداخته اند و در کنار آن نجف دریا بندری مطالبی را در باب فرهنگ خوراک ها در قوم های مختلف ایرانی بیان کرده است.

اما دومین نکته ای که باید به تبع این کتاب بگوییم ، ذکر این نکته است که این کتاب و آنچه که درباره ی خوراک های ایرانی در این کتاب ذکر شده است ، به عنوان آثار ناملموس فرهنگی ثبت گردیده است.

نجف دریا بندری تا به امروز که این مقاله نگارش می شود ، در قید حیات است و گاه گاه به کارهای فرهنگی مشغول می شود. برایش آرزوی سلامت داریم.

آثار نجف دریا بندری

از این لحاظ

افسانه و اسطوره

به عبارت دیگر : مجموعه مقاله ها

مستطاب آشپزی

درد بی خویشتنی

یک گفتگو

وداع با اسلحه

پیرمرد و دریا

سرگذشت هاکلبری فین

بیگانه ای در دهکده

گور به گور

یک گل سرخ برای امیلی

رگتایم

بیلی باتگیت

پیامبر و دیوانه

بازمانده ی روز

آنتیگونه

چنین کنند بزرگان

تاریخ فلسفه ی غرب

معنی هنر

کلی ها

فلسفه روشن اندیشی

افسانه دولت

عرفان و منطق

تاریخ سینما

در انتظار گودو

تاریخ روسیه

برف های کلیمانجارو

خانه برنارد آلبا

شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
قصه کودکانه
چاپ کتاب

[table id=1 /]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *