صادق چوبک

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با صادق چوبک (Sadeq Chubak) ، یکی از قطب های داستان نویسی ایران و از موثر ترین شخصیت های ادبی تاریخ ادبیات ایران ، به تاریخ ۱۴ تیر سال ۱۲۹۵ در بوشهر دیده به جهان گشود.

پدر او یکی از تاجران و بازاریان معروف بوشهر بود، اما هیچ‌گاه صادق پسرش را وادار به آن نکرد که راه او را ادامه دهد و خود صادق چوبک نیز هیچ‌گاه میلی به آن نشان نداد که درراه تجارت قدم بردارد. اما، تمام نشانه‌ها از دوران کودکی و نوجوانی او دال بر این بود که او شخصیتی بسیار فرهنگی دارد.

او همیشه مشغول مطالعه‌ی کتاب بود و چیزی جز کتاب را در زندگی خود ارزشمند نمی‌دید. او تا سوم راهنمایی را در مدرسه‌ای به نام سعادت در خود بوشهر به تحصیل پرداخت. اما بعد، در سال ۱۳۰۳، زمانی که حدوداً هشت سال از عمرش می‌گذشت، به بیماری مالاریا گرفتار شد و این مسئله باعث شد که خانواده‌اش برای درمان او، او را به شیراز بیاورند. این نقل‌مکان به شیراز، باعث شد که او ادامه‌ی تحصیلش را در شیراز به ثمر برساند.

او یکی از شاگردان طراز اول مدرسه‌های شیراز بود و در همه‌ی درس‌ها باهوش بسیار سرشاری بهترین نمره‌ها را اخذ می‌نمود. زندگی او به روال عادی گذشت تا اینکه صادق چوبک جوان برای اولین بار تصمیم به آن گرفت که حاصل آنچه تا به آن زمان مطالعه کرده بود را د مقاله‌ای عرضه کند و این نخستین گام برای معرفی ستاره‌ای در آسمان ادب ایران‌زمین بود.

نخستین مقاله‌ای که از او منتشر شد، در سن ۱۵ سالگی بود. او مقاله‌ای را دریکی از روزنامه‌های مخلی آن زمان که حقیقت نام داشت به انتشار رساند و اقبال خوبی نیز از آن مقاله به عمل آمد.

مطلب پیشنهادی : آموزش نویسندگی

اما بعد سال ۱۳۱۳ زمانی که سیکلش را گرفت به این فکر افتاد که به مکانی بزرگ‌تر سفر کند و تجربه‌های جدیدتری را بیاموزد. او تصمیم گرفت که به یک کالج آمریکایی واقع در تهران برود و در آنجا تحصیلاتش را به عالی‌ترین شکل ممکن تکمیل بکند.

او توانست در این کالج آمریکایی؛ به سطح مطالعات خودش اضافه بکند و همزمان زبان انگلیسی را نیز در حد زبان مادری‌اش بیاموزد. پس از اتمام تحصیل، و درست سه سال پس از ورودش به کالج آمریکایی‌ها، به استخدام وزارت فرهنگ در آمد.

صادق چوبک

ورود او به وزارت فرهنگ، آن‌چنان طولانی نشده بود که وی به خدمت سربازی فراخوانده شد. خدمت سربازی او نیز برای او فرصتی برای رشد شد و وی تصمیم گرفت که در سربازی به بهترین شکل ممکن از تجربیات و دانسته‌های خود استفاده کند. این شد که در سال دوم سربازی به این دلیل که تسلط فوق بالایی به زبان انگلیسی داشت، به سمت مترجم در ارتش دعوت شود و در آنجا ادامه‌ی خدمت سر بازیش را بگذارند.

همین امر باعث شد که وی بتواند تجربه‌های جدیدی از محیط مختلف اداری به‌دست بیاورد و با سازوکار اداره‌جات آن موقع خصوصاً روند اداری نظامی؛ آشنا شود.

این امر برای او مقدمه‌ای شد که به‌محض اینکه سربازی‌اش تمام شد، به اداره دارایی رفت و در آنجا به‌عنوان نیروی کار در حوزه‌ی تحویلداری استخدام شد. چندی از استخدام او نگذشته بود که آمریکایی‌ها به ایران آمدند و مستشاران آن‌ها در پی فعالیت‌های بسیاری که در سطح کشور داشتند، نیاز به مترجم پیدا کردند.

صادق چوبک که به انگلیسی بسیار مسلط بود و در کالج آمریکایی‌ها نیز درس‌خوانده بود و از سوی دیگر نیز در ارتش فعالیت‌های شایسته‌ای در سمت مترجم به‌جای گذاشته بود، در همان اداره به‌عنوان مترجم آمریکایی‌ها تعیین شد و باقی کارش را در این سمت ادامه داد.

اما بعد، وی در جوانی و در همان زمان که دیپلم ادبی خود را گرفت، تصمیم به ازدواج کرد و یاری برای خود برگزید. او دختری به نام ” قدسی” که خود او را همیشه ” قدسی خانم ” خطاب می‌کرد را موردپسند قرارداد و سپس با او ازدواج کرد.

البته خود او نیز بارها به این امر اشاره‌کرده است که زمان آشنایی آن دو، از زمانی که او جوان‌تر بوده است و در کالج آمریکایی‌ها درس می‌خوانده شکل‌گرفته است.

اما بهر طریق این زوج عاشق از خود دو ثمره به نام روزبه و بابک به جای گذاشتند که آن‌ها نیز هر کدام میراث دار ارزش‌های صادق چوبک می‌باشند. اما آنچه که در باب زندگی صادق چوبک، به‌عنوان یک استاد نویسندگی اهمیت دارد، ماجرای نویسنده شدن او و علاقه‌ی او به نویسندگی است.

همان‌طور که گفتیم، او از دوران کودکی و نوجوانی تمام عمرش را صرف مطالعه کرده بود. درواقع مطالعه بخشی از برنامه‌ی زندگی او نبود، بلکه درست مانند نفس کشیدن نیاز به مطالعه در صادق چوبک دیده می‌شد.

اما بعد، وی پس از چاپ مقاله‌هایی که در سنین نوجوانی در نشریه‌های محلی به چاپ می‌رسید، اولین کتابش را در ۱۳۲۴ با عنوان ” خیمه شب ” به رشته‌ی تحریر درآورد.

او از همان بدو نویسندگی، سبک نویسندگی خود یعنی وصف مناظر را تعیین کرد و باقی آثار او ازجمله اثر ” و چرا دریا طوفانی شد ” ، نیز از همین رویه پیروی می‌کند. او عاشق آن بود که در نوشته‌هایش همه‌چیز را برای مخاطب تصویر کند. ازاین‌رو وقتی ما نوشته‌های صادق چوبک را می‌خوانیم، یک عکس و یا یک فیلم را مشاهده می‌کنیم که در تک‌تک فریم‌های واژگان او خلاصه‌شده‌اند.

مطلب پیشنهادی : کلاس نویسندگی

سال ۱۳۲۸ بود که وی اثر معروفش یعنی ” انتری که لوطی‌اش مرده بود ” را به چاپ رساند. این اثر شامل سه داستان و یک نمایشنامه بود. این کتاب، غوغایی در تاریخ ادبیات ایران محسوب می‌شود. زمانی که این کتاب منتشر شد، همه‌ی منتقدین ادبی، طلوع ستاره‌ای در آسمان تاریک ادبیات ایران را نوید داده‌اند که آمده ست تا همه چیز ادبیات ایران را به یک‌باره متحول کند.

بعد از موفقیت این رمان، تنگسیر را به انتشار رساند که مهر تأییدی بر تمامی فعالیت‌های نویسندگی و ادبی صادق چوبک بود. پس از تنگسیر ” سنگ صبور ” به بازار آمد و جایگاه صادق چوبک را به‌عنوان یک نویسنده‌ی نوگرا تثبیت کرد. اما از همه‌ی این آثار انتری که لوطی‌اش مرده بود و تنگسیر جلوه‌گاه ویژه‌ای در ویترین ادبی صادق چوبک پیدا کردند.

البته مورد نخست، یعنی انتری که لوطی‌اش مرده بود، کمی دچار حواشی شد و انگ‌های سیاسی کمی جلوی همه‌گیر شدن آن را گرفت، اما تنگسیر توانست مسیر ادبیات ایران در آن سال‌ها را که بسیار تاریک بود، عوض کند و به سمت روشنایی ببرد.

تنگ سیر تنها یک رمان ایرانی نبود بلکه خیلی زود جهانی شد. از تنگسیر ۱۸ ترجمه در ۱۸ زبان مختلف موجود است. همچنین بزرگ کارگردان ایرانی، یعنی امیر نادری بزرگ که با فیلم دونده‌اش بسیار شهرت دارد، فیلمی از روی تنگسیر ساخت که بسیار موردقبول منتقدین و پیروزی در نزد هواداران واقع شد.

صادق چوبک علاوه بر فعالیت‌های ادبی در حوزه‌ی نویسندگی، دستی هم بر ترجمه داشت. وی دانش‌آموخته‌ی کالج آمریکایی‌ها بود و این امر باعث شده بود که یک درک عمیق از زبان انگلیسی داشته باشد.

یکی از داستان‌های معروفی که وی ترجمه کرده است و هنوز هنوزِ نیز در ایران جایگاه خود رادار است، داستان آدمک چوبی از شخصیت معروفی به نام پینوکیو می‌باشد.

او همچنین اشعار ادگار آلن‌پو، شاعر بزرگ و نامی آمریکا را نیز ترجمه کرده است که معروف‌ترین آن اثر غراب یا کلاغ اوست. صادق چوبک، فعالیت‌های گسترده‌ای در حوزه‌ی داستان‌نویسی صورت داده است، اما آنچه که او را به شهرت رسانده است، داستان‌های کوتاه اوست.

او را یکی از ستون‌های داستان کوتاه نویسی ایران می‌دانند و عده‌ای نیز او را پدر داستان کوتاه نویسی مدرن ایران خطاب می‌کنند. بااین‌حال، اگر نخواهیم هیچ لقبی جز حقیقت و صداقت به او بدهیم، باید بگوییم که او به همراه جمال‌زاده و هدایت، سه رأس مثلث داستان کوتاه نویسی ایران می‌باشند. آثار چوبک امضای کاری خودش را دارد.

صادق چوبک

در داستان‌هایش هر شخصیتی دنیای خود را دارد و دنیای مستقل آثار او زبانی دارد که هر خواننده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ازجمله اینکه وی همیشه در نقش شخصیت‌های خود بازی می‌کن و تمام احساسات، طرز بیان و همه‌چیز را درست مانند شخصیت‌ها استخراج می‌کند و به رشته‌ی تحریر در می‌آورد.

وی بسیار جزئی نگر بود و همه‌چیز در برابر چشمان او به‌مانند یک تابلو جایگاه داشت. وی اما جدای از این هنر نویسندگی، یک انسان دغدغه مند بود. این دغدغه‌های اجتماعی او بود که باعث شد وی چنین داستان‌های ماندگاری را به رشته‌ی تحریر دربیاورد و از کلمه داستان‌هایش غم و حسرت برای سرزمینی بزرگ مانند ایران فهمیده شود. او دوست داشت که نقشی در آگاه‌سازی مردم ایران داشته باشد.

وی آرزو داشت که مردم ایران راهی به اندیشه‌های جهانی پیدا کنند و خودشان را در حد جهانی پیشرفته بدانند و این پیشرفت از نگاه او کاملاً فرهنگی بود نه مادی. وی با خرافه‌ها می‌جنگید، به‌دروغ‌ها نه می‌گفت و سعی می‌کرد تفکر مردم را در خلال داستان‌هایش به اعلی‌ترین شکل ممکن به چالش بیفکند و آن‌ها را وادار به تفکر کند.

اما بعد، وی در یک جمعه‌ای از جمعه‌های سال ۱۳۷۷، به‌طور دقیق ۱۳ تیرماه، برای همیشه جهان را بدرود گفت.

وی بنا بر وصیتی که از او موجود بود، تن به سوخت خود داد تا که یک وجب از خاک خداوند را نیز اشغال نکند. وی توسط خواهرش و بنا به وصیتی که چوبک کرده بود، جنازه‌اش سوزانده شد. او بزرگ‌ترین مرد تاریخ ادبیات ایران به لحاظ نویسندگی، حمایت از نویسنده‌ها و جایگاه رفیع اندیشه‌اش است.

آثار صادق چوبک

آثار صادق چوبک

  • خیمه شب
  • انتری که لوطی اش مرده بود
  • سنگ صبور
  • تنگسیر
  • چراغ آخر
  • روز اول قبر

مروری بر آثار صادق چوبک

مروری بر آثار صادق چوبک

صادق چوبک ، نویسنده ی تاثیر گذار ، صاحب اندیشه و صاحب سبک ادبیات ایران و جهان است. او جایگاه رفیعی در نوشتار های اجتماعی و سیاسی دارد. او انسانی آگاه بود و دغدغه ی جامعه اش او را بند در زنجیری کرد که هیچ گاه از آن رهایی نیافت و آن زنجیر چیزی نبود جز آگاهی بخشی . در ادامه بخش هایی از نوشته هایش را با هم مطالعه می کنیم :

  • تو را ستایش می‌کنیم که یکتا گوهر بحر مواج آفرینش، ماییم؛ که ما را اندیشه و سخن دادی تا از دیگر جانوران ممتاز شویم؛ که بر تو و آسمان هایت بیاندیشیم که تو را درود گوییم و بیم تو را در دل بپرورانیم و مهرت نبینیم؛ که پیوسته چشمه چشمانمان از ستم تو بجوشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *