ایوان بونین

مروری بر زندگینامه ایوان الکسی ویچ بونین ، به همراه لیست آثار و شرحی بر افکار و اندیشه هایش

  • زندگینامه ایوان الکسی ویچ بونین ، مشهور به ایوان بونین ، شاعر و ادیب روسی و یکی از تاثیر گذاران جریان های ادبی تاریخ ادبیات جهان ، به تاریخ ۲۲ اکتبر ۱۸۷۰ در وورونژ از امپراتوری روسیه دیده به جهان گشود .

    بونین از اشراف زادگان ورشکسته ی روسی بود. کودکی و قسمت اعظم جوانی را در املاک پدری گذراند، اگر چه در زمان او قانون بردگی دهقانان لغو شده بود، هنوز محیط اطرافش سرشار از خاطرات بردگی بود .

    شناخت دقیق روستاها و طبیعت بر آثار بونین نفوذ بسیار برجای گذاشت.خود او نوشته: «از هفت سالگی زندگی من به کشتزارها و دهقانان گره خورده است.و من هر روز با آن ها درست مانند خانواده ام زندگی می کنم و از آن ها الهام میگیرم. شاید استفاده از لفظ بود برای آن ها درست نباشد ، چرا که دیگر همه ی آن ها از بخشی از الان من هستند . ” .

    علاقه بونین به موسیقی و نقاشی نیز در آثارش منعکس است شعر را در هشت سالگی آغاز کرد و اولین شعرش را در این سن بیان کرد . در پانزده سالگی مدرسه را رها کرد و در همان سالها اشعار خود را در مجله هفتگی و طن انتشار داد، دو سال بعد به شهرهای دیگر روسیه سفر کرد و در مجله ها و روزنامه ها به کار مشغول شد .

    ایوان بونین

    مطلب پیشنهادی : نامه عاشقانه

    وی پس از آن مدتی از زندگی اش را در روستا به سر برد و در انجمن هنرمندان جنوب روسیه شرکت کرد. در ۱۸۹۴ با تولستوی ملاقات کرد و سال بعد به سن پترزبورگ رفت . داستان های خود را در مجله ای که مربوط به یکی از مدارس بود منتشر کرد و دیوان هایی به نام بی پیرایه در سه جلد انتشار داد و در ۱۹۰۱ به دریافت جایزه در ادبیات نایل آمد .

    در ۱۹۰۹ اولین رمان بونین به نام روستا انتشار یافت. از سلسله رمانهایی که نویسنده در آنها با واقع بینی و لحنی پر از گزند فقر مادی و فرهنگی، جهل و نادانی و غم و نا امیدی مردم روستاها را در آغاز قرن بیستم توصیف کرده است .

    در رمان روستا ، حادثه و پیچ و خم داستانی ای که مورد توجه نویسنده قرار گرفته  زندگی مردم روستا است تا صفات و خصایص مردم روستا و محیط زندگی آنان را به رشته ی تحریر در بیاورد. رمان روستا در روسیه هیجانی شدید پدید آورد و بونین در همین سال به عضویت آکادمی علوم روسیه در آمد و در کنار تولستوی جای گرفت. در ۱۹۱۲ داستان وادی خشک انتشار یافت که از شاهکارهای نثر روسیه جدید به شمار آمد .

    بونین در سال های قبل از جنگ، به عثمانی، خاور نزدیک، یونان و اروپا سفر کرد و از این سفرها قصه های بسیار گویا و توصیفی به همراه آورد که از همه معروفتر آقایی از سانفرانسیسکو است. این داستان که شاهکار بونین به شمار می رود ، تحت تأثیر کتاب مرگ ایوان ایلیچ اثر تولستوی قرار دارد .

    قهرمان کتاب ثروتمندی بی نام از مردم آمریکاست که پس از زندگی پر تلاش و جمع مال فراوان، در آستانه پنجاه سالگی به فکر لذت بردن از زندگی می افتد و قصد دارد به اروپا که آنهمه در باره هنر و جوامع گوناگونش چیزها شنیده، سفر کند و از ثروت خود بهره بر گیرد. پس به کشتی بخار می نشنید و غلامان تیره روز در انبار کشتی او را به سوی خوشبختی پیش می برند .

    مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

    موضوع اصلی کتاب همین سفر است که بونین در آن با قدرت بسیار از سویی زندگی پر تجمل این مسافر خود خواه را در کشتی و صف می کند و از سوی دیگر وضع مشقت بار مردان را در شرایط اسفبار زندگی هایشان را به تصویر می کشد. رویاهای خوشبختی و کامرانی ارباب ثروتمند امریکایی در آن به شکلی دقیق ترسیم شده است، اما خواننده در پایان کتاب ناگهان با نتیجه ای غیر منتظره  روبرو می شود و در می یابد که همه چیز سراب است، جز مرگ که واقعیتی قاطع است .

    در واقع آقایی از سانفرانسیسکو پس از گام نهادن به بندرهای اروپایی به سکته قلبی دچار می شود و در می گذرد. در این داستان همه هنر بونین در نشان دادن پوچی و تهی بودن زندگی را نشان میدهد و و هنر شخصیت پردازی بدیع آن تا به آنجا پیش می رود که حتی نام قهرمان داستان ذکر نشده است. بونین به هنگام انقلاب روسیه، مسکو را ترک کرد. ابتدا به جنوب و مرکز روسیه رفت، سپس از ۱۹۲۰ به بعد در فرانسه اقامت گزید و در سالهای دوری از وطن آثار متعددی منتشر کرد، از آن جمله است:داستان جیرجیرکها که در ۱۹۲۵ به زبان روسی و در ۱۹۲۹ به زبان فرانسوی انتشار یافت .

    سراسر داستان از عالم خلسه و تفکری سرچشمه می گیرد که صداهای یکنواخت و مداوم جیرجیرکها در یک شب زنده داری به نویسنده القا می کند. این داستان شاهکار کوچکی بشمار می آید که نور تازه ای از حکمت شرق بر وجود بونین تابانده است. در ۱۹۲۵ داستان کوتاه عشق میتیا منتشر شد .

    داستان وصف تحولات روحی میتیا دانشجوی دانشگاه مسکو است که به دختری دل می بندد که از او گریزان است و پسر به سبب عشق و حسادت شدید به خودکشی دست می زند. عشق در این قصه چهره ای شیطانی به خود می گیرد که تنها پس از نابودی و از پا در افکندن شخص، رهایش می کند . رمان زندگی آرسه نیف در واقع زندگینامه داستانی نویسنده است در دو جلد: جلد اول به نام مبدا ایام ، شکفتگی کند و تدریجی روح و مراحل غیر محسوس ادراک کودکی را از عالم خلقت بیان می کند .

    دوره کودکی از نظر بونین دوره غم انگیزی است آمیخته با حساسیت شدید و احساس تنهایی در محیط روستا با خانه ای کهنه با طبیعتی که بر وجود شخص تسلط دارد. این داستان که خالی از حادیه و دسیسه قابل توجه است، از نظر تحلیل روانی بسیار غنی است و با سبکی زیبا و صیقلی نوشته شده که از بهترین نثرهای ادبیات روسیه به شمار می آید و جایگاه ویژه ای در ادبیات روسیه دارد. اگر دقت کرده باشید و دیگر زندگی نامه ی مربوط به نویسندگان و شاعران روسی را در سایت خوانده باشید ، خواهید دید که به چه میزان هر کدام از نویسنده های روس به بحث های درونی و واکاوی روح علاقمند هستند .

    مطلب پیشنهادی : قانون جذب

    این امر شاید کمی خلاف مزاج کلی روس ها باشد ، چرا که عمدتا روس ها را به خشک بودن روح می شناسند. اما در درون آن ها گویی آتشی همیشه در حال شعله ور شدن است که ماجرای روح را به طور مداوم جستجو می کند . بونین با آنکه سالها از وطن گسیخته بود، هرگز خاطرات گران بها و زنده آن را از یاد نبرد و آثارش در باره روسیه قبل از انقلاب، از بینش خارق العاده ای برخوردار بود. از سوی دیگر عشق عمیق او به کشورش هرگز مانع آن نشد که بینوایی ملت روسیه، رسواییها و خطاها، فضایل و رذایل، سایه ها و روشنی های موطنش را نشان دهد. بونین اگر چه اشعار تغزلی زیبایی دارد، بیشتر در آثار منثور است که قدرتش نمایان می گردد و در ردیف داستایفسکی، تولستوی و تورگنیف قرار می گیرد .

    سبک انشای بونین کاملترین نمونه نثر روسی است که استادی او را در هنر نویسندگی عصر خود به اثبات می رساند . بونین تنها نویسنده مهاجر روسی است که آثارش مورد تحسین روسیه شوروی قرار گرفته و خواننده بسیار یافته است و به سبب خصوصیت جهانی و بشردوستانه این آثار است که جایزه ادبی نوبل در ۱۹۳۳ به او تعلق گرفت. بونین اولین نویسنده روسی است که به این افتخار نایل آمده است.وی به تاریخ ۸ نوامبر ۱۹۵۳ برای همیشه دنیا را بدرود گفت .

    آثار ایوان بونین

    • سقوط برگ‌ها
    • سیب‌های آنتوناف
    • رؤیاها
    • جام زندگی
    • نجیب‌زاده‌ای از سان‌فرانسیسکو
    • نفس راحت
    • گوش‌های پیچ‌خورده
    • رؤیاهای چانگ
    • عشق میتیا
    • کوچه‌های تاریک
    • نولت
    • روستا
    • درهٔ خشک
    • زندگی آرسنی‌یف

    مروری بر آثار ایوان بونین

    بونین ، یکی از بزرگترین و ارزشمندترین ادیبان مهاجر روس است که سالهای بسیاری از عمر خود را صرف تعالی و رشد ادبیات روسیه کرده است. او به جد تاثیر بسیاری بر روی سبک ادبی روسیه گذاشته است و داستان ها و شعرهای به غایت عمیقی با محتواهای جدید وارد ادبیات روسیه کرده است. یکی از برتری های این شاعر و این نویسنده ، ذکر این نکته است که وی توانسته است به بهترین شکل ممکن ، جامعه ی روستایی ، که یک جامعه ی فراموش شده برای روس ها بوده است را به تصویر بکشد و ادبیات روستایی و فولکلور را در روسیه زنده کند .

    همچنین دیگر تلاش گسترده ی او در زمینه ی ادبیات ، تلفیق زندگی و فلسفه ی آن با امری به نام شعر است. این کار شاید سبقه ی قدیمی در جهان داشته باشد ، اما در ادبیات روسیه توسط بونین به اوج رسیده است. او توانست مفاهیمی چون روح ، خوشبختی ، تلخی ها و ناکامی ها را به بهترین شکل ممکن آمیخته با ادبیاتی آراسته و استوار برای مردم به رشته ی تحریر در بیاورد. در ادامه یکی از شعرهای بونین را به قصد آشنایی با سطح متعالی ادبیات او ، را با هم مطالعه می کنیم :

    فقیر روستایی

    دور از جاده، زیر درخت بلوط

    زیر پرتوهای سوزان، خوابیده است

    با کت مندرسی که به زشتی رفو شده،

    پیرمردی فقیر، معلولی سپیدموی؛

    خسته است او از مسیر طولانی

    و دراز کشیده است کنار جاده،

    تا دمی بیاساید …

    آفتاب می سوزاند، پاهای خسته اش را،

    و سینه و گردن برهنه ی او را.

    پیداست که فقر بی نهایت چیره شده بر او،

    پیداست که جایی ندارد تا سرپناهی بجوید،

    و سرنوشت بی رحمانه برایش حکم کرده است

    که اشک ریزان در کنار پنجره¬ها بنالد …

    نمی بینی چنین چیزی در پایتخت:

    اما در اینجا به راستی انسانی است،

    خسته از نیاز!

    در پس میله های آهنین سیاه چال حتّا

    به ندرت می بینی چنین زجرکشیده ای را.

    در زندگانی دراز خود چه بسیار نیرویش را

    نابود ساخت در کار سخت،

    اما، شاید، در کنار مزارش دیگر

    توانش او را بس نباشد.

    می رود از روستایی به روستایی،

    و زبانش با لکنت التماس می کند

    مرگ دیگر نزدیک است، اما

    عذابی بسیار را

    دچار خواهد بود، پیرمرد بیچاره.

    او به خواب رفت … و سپس با ناله:

    بدهید در راه مسیح!

    اندوهبار است دیدن،

    که چه بسیار رنج و اندوه و نیاز است

    در سرزمین روس !

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۲ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *