پل اسکارون

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” پل اسکارون ” ، نویسنده و نمایشنامه نویس فرانسوی و خالق اثر جاودانه “ریاکاران” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

زندگی نامه

پل اسکارون ، نویسنده ، شاعر و نمایشنامه نویس شهیر فرانسوی است که در سال ۱۶۱۰ در فرانسه متولد شده است. اسکارون در پاریس زاده شد، در هفت سالگی مادر را از دست داد و دوران کودکی و نوجوانی مشقت باری را در کنار نامادری سختگیر و مستبد گذراند.

در سیزده سالگی از طرف پدر نزد یکی از خویشان فرستاده شد و برای آینده اش شغل کشیشی تعیین گشت. اسکارون که شیفته شور ولذت زندگی بود، ابتدا به این شغل تن در نمی داد و پس از مقاومت بسیار به ناچار آن را پذیرفت، لباس روحانی پوشید و از مدد معاش برخوردار شد. هفت سال در کنار اسقف مان گذراند، با وی به ایتالیا سفر کرد و در بازگشت مشاور رسمی کلیسا شناخته شد.

سمتی که مانع رفت و آمد او در جامعه نمی شد. بدین طریق اسکارون زندگی مطبوعی را در شهرستان می گذراند، با بازیگران معاشرت و در محافل شهر و سرگرمی هایش شرکت می کرد. در ۱۶۳۸ پس از شرکت در کارناوال شهر، ناگهان افلیج شد و تا آخر عمر با بدن در هم پیچیده بر صندلی بی حرکت باقی ماند. خوشبختانه اسکارون از چنان خوی خوش و قدرت روحی برخوردار بود که نه تنها هرگز خودرا نباخت، بلکه درخندیدن به خود از دیگران پیشی می گرفت و کار را به جایی می رساند که همه چیز را به طنز  می کشاند. در ۱۶۴۰ به پاریس رفت و به محافل ادبی راه یافت.

همه جا با استقبال روبرو شد و از طرف دربار به دریافت مستمری نایل آمد. اسکارون از آغاز انتشار اولین آثارش نوشته های خنده آور و طنز گونه  را دچار یک تحول عظیم گرد و گامی نو در ادبیات برداشت.

ابتدا اشعار کوتاهی ساخت که در این مجموعه ها فراهم آمد: مجموعه چند شعر هزل آمیز ، دنباله آثار هزل آمیز که اولین و دومین قسمت آن در ۱۶۴۷ وسومین قسمت در ۱۶۵۱ انتشار یافت. در ۱۶۴۴ منظومه ای بزرگ و اساطیری ساخت به نام تیفون یا جنگ غولها با خدایان ها که به مازارن اهدا شده بود. اسکارون در ۱۶۴۵ نوشته های طنز گونه ی خود را به عالم تئاتر کشاند و کمدی منظوم ژودله یا ارباب نوکری را در پنج پرده در تئاتر هتل دو بورگونی بر صحنه آورد، این کمدی که تقلیدی بود از اثری اسپانیائی پیروزی بزرگی بدست آورد.

سال بعد نمایشنامه هوسهای ناگهانی کاپیتان مارتامور را بر صحنه آورد. در ۱۶۴۸ انتشار اثر معروف خود ویرژیل درلباس مبدل را آغاز کرد که تا ۱۶۵۲ ادامه یافت و یکی از آثار ممتاز ادبیات طنز گونه قرن هفدهم بشمار آمد. این اثر هنر اسکارون را در لطافت مفاهیم شاعرانه و قدرت تجسم و طبع بذله گوی و استعداد طنزنویسی نشان میدهد. ویرژیل در لباس مبدل با پیروزی بزرگی روبرو گشت.

در ۱۶۵۲ شاهکار اسکارون به نام دون ژافه ارمنستانیبر صحنه آمد، که از نمایشنامه ای اسپانیائی مایه گرفته و به شدت درون مایه های طنز در آن مشهود بود. اسکارون در چهل و دو سالگی با دختر جوان و فقیر و بی سرپرستی به نام فرانسواز دو بینیه ازدواج کرد که پس از مرگ اسکارون سرپرست فرزندان لوئی چهارده شد و پنهانی در ۱۶۸۴ باشاه ازدواج کرد و به مادام دومنتنون معروف گشت و پس از فوت شاه مؤسسه سنت-سیر را برای تربیت دختران جوان تأسیس کرد.

اسکارون پس از نوشتن چند نمایشنامه از جمله دانش آموز سالامانکادر ۱۶۵۴ نوعی رمان منتشر کرد که بیش از اشعار و حتی بیش از آثار نمایشی موجب شهرتش گشت. در ۱۶۵۱ اولین قسمت از رمان کمیک را انتشار داد و در ۱۶۵۷ دومین قسمت آن را به نشر رساند.

این رمان سر گذشت یک گروه بازیگر است که اسکارون به هنگام اقامت در مان با آنان رفت و آمد داشت. رمان کمیک یکی از چند اثر رئالیستی عصر وی بشمار آمد و با بهترین رمانهای پرماجرای ادبیات اسپانیائی برابری کرد، حتی امروز نیز یکی از شاهکارهای نوع خود در ادبیات فرانسه محسوب می شود. اسکارون به نمایشنامه نویسی باز گشت و یک سلسله تراژی – کمیک را میان سالهای ۱۶۵۵-۱۶۵۷ انتشار داد که یکی از آنها به نام ” احتیاط بی فایده” ،  الهام بخش مولیر در نمایشنامه مکتب زنان گشت. و “ریاکاران ” او الهام بخش وی در نمایشنامه تارتوف گردید.

نفوذ اسکارون در تئاتر تنها از راه اقتباس نمایشنامه هایش نبود، بلکه شیوه ی نگارش مکالمه ها و بسیاری از طرح ریزی های هنری و ادبی در نمایشنامه هایش راه را برای بسیاری از دیگر نمایشنامه نویسان گشود. میراث فعالیت اسکارون ، در ادبیات فرانسه ، میراث جاودان و ارزشمندی است. اگر با دقت به کارهای نمایشی و فعالیت های ادبی او نگاه کنید ، در می یابید که او انقلابی در عرصه ی نمایشنامه نویسی ، آن هم در ژانر طنز در ادبیات فرانسه بوجود آورده است.

این امر بسیار مهمی است که یک انسان با تفکر والا ، بتواند مسائل اجتماعی را به گونه ای طنز در صحنه ی ادبیات و هنز به منصه ی ظهور برساند. با آنکه شهرت نمایش های طنز  آمیز به  تدریج رو به ضعف نهاد، اسکارون پیوسته از احترام و محبوبیت عام بر خوردار بود و آثار خنده آورش که بر پایه آثار طنز آمیز اسپانیائی گذارده شده بود، او را استاد مطلق ادبیات هزل آمیز معرفی کرد.

آخرین سخنان استارون پیش از مرگ خطاب به اطرافیان این بود: “هر گز پس از مرگم شما را آنقدر نخواهم گریاند که در زندگی خندانده ام. ” .همین سخن به تنهایی کفایت می کند تا که ارزش اجتماعی کارهای او را درک کنیم. او با توجه به بیماری ای که در دوران جوانی به آن دچار شده بود و همین طور کهولت سن  در تاریخ ۱۶۶۰ جهان را بدرود گفت.

آثار

  • ریاکاران
  • ویرژیل در لباس مبدل
  • ژافه ی ارمنستانی
  • دانش آموز سالامانکادر
  • هوس های ناگهانی کاپیتان ماتامور
  • رمان کامیک

 

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *