الگرنون چارلز سوینبرن

مروری بر زندگینامه چارلز سوینبرن ، به همراه لیست آثار و شرحی بر افکار و اندیشه هایش

  • الگرنون چارلز سوینبرن ، نویسنده ، شاعر و منتقد ادبی انگلیسی ، به تاریخ ۵ آوریل ۱۸۳۷ در لندن دیده به جهان گشود.

    سوینبرن در لندن زاده شد، مادرش که قسمت مهمی از زندگی را در فرانسه و ایتالیا گذرانده بود و

    به ادبیات این دو کشور عشق می ورزید، این عشق را از کودکی به پسرش منتقل کرد.

    سوینبرن سالهای اول زندگی را در جزیره وایت گذراند و بعدها دلبستگی به دریا در آثار شاعرانه اش نمودار گشت.

    سوینبرن تحصیلات خود را در کالج ایتون آغاز کرد و در زبانهای خارجی استعداد فراوان نشان داد، چنانکه در ۱۸۵۲ به دریافت جایزه در زبانهای جدید نایل آمد.

    پس از آن در آکسفورد به تحصیل ادامه داد و در انجمن دانشجویان که ریاست آن با جان نیکول ، جمهوری خواه بود،

    شرکت کرد و زیر نفوذ او شیفته انقلاب ایتالیا و مرد انقلابی آن ماتتسینی گشت و این شیفتگی را در سراسر زندگی حفظ کرد،

    چنانکه اولین نمونه آن را در شعری تقدیم به ماتنسینی می توان دید.

    سوینبرن پس از آن با مجله وابسته به انجمن دانشجویان همکاری کرد و منظومه ملکه ایزولت و مقاله ی

    نخستین نمایشنامه نویسان انگلیسی را در این مجله انتشار داد. در ۱۸۵۹ سوینبرن، بی آنکه مدرکی بدست آورد، دانشگاه را رها کرد.

    در این زمان به وسیله یکی از دوستان با آثار مار کی دو ساد داستان نویس فرانسوی آشنا شد و نشانه ای از احساسهای شخصی و هوای نفسانی خود را آنها بافت.

    مطلب پیشنهادی : نامه عاشقانه

    در ۱۸۶۰ دو تراژدی انتشار داد. تراژدی منظوم مادر ملکه که اشاره ای است به ملکه کاترین دو مدیسی مادر شارل نهم و شب سن بارتلمی .

    این نمایشنامه به سبک تراژدی نویسان عصر الیزابت مارلو و شکسپیر نوشته شده و از نظر قالب شعر و قدرت نمایش و

    استادی شاعر در بکار گرفتن منابع تاریخی، اثری قابل توجه بشمار آمده است. نمایشنامه دیگر روزاموند است که چندان جلب توجه نکرد.

    سوینبرن در ۱۸۶۱ از ایتالیا دیدن کرد و در باز گشت، در لندن مستقر شد و با گروه شاعران پیش از رافائلیان ارتباط بافت.

    تراژدی آتلانتا در کالیدون بسیار جلب توجه کرد و راسکین در باره آن نوشت: «باشکوه ترین چیزی که جوانی تا به حال خلق کرده است.» .

    با آنکه در این اثر تاثیر تراژدی های یونان، خاصه آشیل دیده می شد،

    از غنای کامل و طرز تفکر بسیار نویی برخوردار بود که بلافاصله سوینبرن را به مقام اول در ادبیات انگلستان رساند.

    چارلز سوینبرن پس از این پیروزی در همان سال تراژدی منظوم چستلارد را در پنج پرده ساخت که موضوع آن ماری استوارت ملکه اسکاتلند و

    عشق چستلارد به او و زندانی شدن و محکومیت وی به اعدام به وسیله ملکه الیزابت است.

    عشق این مرد که از شوق فداکاری در راه نجات ماری استوارت می سوخت، به سوینبرن امکان داد که هوای تند نفسانی خویش را بیان کند.

    این تراژدی همه خصوصیت های نمایشنامه نویسی عصر الیزابت را نمایان می سازد و به طور قطع از مهمترین و قویترین این نوع نمایشنامه ها بشمار می رود،

    پیروزی چستلارد موجب شد که چارلز سوینبرن اثر دیگری انتشار دهد که با سر و صدا و جنجال فراوان همراه گشت و آن اولین دیوان از اشعار و بالادها است که

    بیان کننده احساسها و عواطف تند شهری بود و به صورت تاخت و تازی به عفاف و پاکدامنی جامعه عصر ویکتوریا تلقی گردید و

    موجب شد که در باره طبع شیطانی شاعر، افسانه ها بر زبانها بیفتد، در حالی که تحقیقات در زندگی خصوصی چارلز سوینبرن این موضوع را ثابت کرده است که

    در این اشعار بیشتر تصویر ذهنی شاعر دخالت داشته تا تجربه شخصی که همگان به آن معتقد بودند.

    مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

    دیوان اشعار و بالادها شامل سه جلد است که به ترتیب در ۱۸۷۸ ، ۱۸۶۶ و ۱۸۸۹ انتشار یافت و اولین آن با وجود رسوایی فراوانی که به بار آورد،

    به سبب موسیقی کلام و خوشاهنگی خارق العاده، معاصران را شیفته خود ساخت و به شاعر مقام درجه اول را در شعر بخشید،

    اما دومین و سومین دیوان کمتر شهرت یافت. چارلز سوینبرن در لندن بر اثر فشار کار و افراط در نوشیدن الکل به بحرانهای روحی و خستگی شدید و افسردگی دچار شد که

    در ۱۸۷۹ شکل حادی به خود گرفت، پس به وسیله یکی از هواخواهان خود به خانه ای دور افتاده برده شد و همه نوع وسایل آسایش برایش فراهم آمد،

    بدین طریق توانست در گوشه خلوت و دور از هر نوع مشغله ذهنی سلامت خود را بازیابد و در میان سکوت و

    بی اعتنائی مردم تا دم مرگ که بر اثر ذات الریه رخ داد، به خلق تراژدی ها، منظومه ها و نوشته هائی در نقد ادبی ادامه دهد.

    منظومه تریسترم لئونی منظومه ای رمانتیک و عاشقانه در نه بند است که از آثار مهم سوینبرن بشمار آمد.

    سرچشمه اصلی این منظومه داستان تریسترم و ایزالده یا تریستان و ایزوت، منظومه قرن سیزده است، اما شاعر جز این اثر از داستان های دیگر نیز

    درباره تریستان و ایزوت استفاده کرده است و مانند تریستان اثر واگنر، عشق را مهمتر از پیشامد دانسته و پس از عشق، از طبیعت الهام گرفته است.

    توصیف آسمان و دریا در این اثر تمثیلی است از حال روحی قهرمانان که استادانه به رشته ی تحریر در آمده است.

    در واقع منظومه تریسترم اثر سوینبرن از تغزلی قوی برخوردار است و در نظر عده ای لطیف ترین آثار او بشمار می آید،

    تنها پیچیدگی و استعاره و کنایه فراوان مانع شده است که این اثر شاه کاری خوانده شود.

    آثار منثور چارلز سوینبرن شامل مقاله ها و مطالعه ها است. سوینبرن نقدهای ادبی فراوان دارد که مشهورترین آنها در باره شکسپیر،

    ویکتور هوگو، بن جانسون و سایر نمایشنامه نویسان عصر الیزابت است.

    همچنین نقدهای در باره نویسندگان عصر جدید مانند، چارلز دیکنز، بلیک و دیگران. سوینبرن که در ۱۸۶۷ با ماتتسینی،

    جمهوری خواه معروف ایتالیا ملاقات کرده و از طرفداران پرشور وی بشمار آمده است، دیوان ترانه های سپیده دم را در ۱۸۷۱ به نام او ساخت.

    مطلب پیشنهادی : قانون جذب

    سپیده دم در این دیوان تمثیلی است از سپیده دم آزادی که از مبارزه ملت برای بدست آوردن استقلال الهام گرفته است.

    روح سوینبرن، شاید بر اثر حساسیتهای تند شهری از تناقضی آغشته است که همواره او را به جانب دو تمایل می کشانده است،

    تمایل به پرستش و اطاعت محض از کسانی مانند ما تتسینی، هوگو و دیگران و تمایل به عصیان که خود آمیخته ای بود

    از صفات کودکانه و انحراف جنسی اضطراب آور و وقار و خویشتن۔ داری و تعادل.

    آگاهی وسیع سوینبرن از ادبیات فرانسوی و یونانی و ایتالیایی موجب نفوذ وسیع آثار او در کشورهای اروپایی گشته است،

    اما این آثار به طبقه شاعران و روشنفکران بیشتر اختصاص دارد تا به عامه مردم. راسکین درباره سوینبرن نوشته است:

    «در قلمرو تخیل و ادراک ، او مرا از میدان به در می کند. چنانکه سیلی سنگ ریزه ای را.» . وی به تاریخ ۱۰ آوریل ۱۹۰۹ در لندن انگلستان و در سن ۷۲ سالگی در گذشت.

    آثار چارلز سوینبرن

    • اشعار و بالادها
    • تریسترم لئونی
    • مقاله ها و مطالعات
    • ترانه های سپیده دم
    • مادر ملکه
    • چستلارد

    مروری بر آثار چارلز سوینبرن

    یکی از بزرگترین و ارزشمند ترین نعمت های الهی در وجود بشر تخیل است.

    اگر ما تخیل را یک نعمت بزرگ و ارزشمند بدانیم و بخواهیم در دنیای ادبیات ، شاهد مثالی برای شخصی پیدا کنیم که به بهترین شکل ممکن ،

    تخیل در او متجلی شده است و صاحب این نعمت است ، کسی جز سوینبرن را نخواهیم یافت.

    چارلز سوینبرن ، شاعری بسیار خوش قریحه ، با ادراکات بالا و صد البته تخیلی سرشار از ایده های رنگارنگ است که هر کدام از

    شعرهایش دریچه ای نو به سمت جهان و کائنات برای انسان باز می کند.

    سبک اشعار سوینبرن ، بسیار کلاسیک است ، اما محتوای اشعار او به غایت ، گسترده و آزاد است.

    البته این امر نیز در زمان نویسنده ، یک نوع جنبش به حساب می آمده است که شاعران به عنوان نغمه سرایان احساسات مردمی ،

    به سمتی میل کنند که در آن رنگ آزادی ، یعنی جنسی از احساسات مردمی در شعر شان حضور داشته باشد.

    از این رو سوینبرن هم که انسانی بسیار پر شور در مسائل مربوط به سیاست بود ،

    این رویه را در پیش گرفت و سعی کرد اشعاری از خودش به جای بگذارد که به مردم نزدیک تر باشد و

    احساسات آن ها را بیشتر در بر بگیرد. او سعی کرد که به اشعار اروتیک روی بیاورد و برای عشق جایگاهی بسیار رفیع تر از دیگر شاعران قائل شود.

    اشعار او همگی از نمونه های بارز شعر انگلستان در عصر ویکتوریا است و در عین حال نیز بن مایه های تحول گرایی در

    آن دیده می شود. در ادامه شعری از او را که بطور اختصاصی توسط تیم مطالعاتی استاد تیموری ترجمه گردیده است را با هم مطالعه می کنیم :

    اگر عشق گل رز بود

    و من مانند برگ بودم

    زندگی ما با هم پیش میرفت

    در غم و نغمه سرایی هوا

    دشت های شکفته یا محوطه های پر از گل

    چراگاه های سبز یا غم خاکستری

    اگر عشق گل رز بود

    و من مانند برگ بودم

    اگر من کلمات بودم

    و عشق مانند آوا بود

    با صدای کشیده و کوتاه

    لذب لب های ما را می آمیخت

    با بوسه هایی به شادی پرندگانی

    که بارون مطبوعی ظهر  هنگام می‌گیرند

    اگر من کلمات بودم

    و عشق مانند آوا بود

    اگر تو زندگی بودی، عزیز من

    و من،عشق تو، مرگ بودم

    ما با هم می درخشیدیم و می باریدیم

    قبل از این که مارچ هوا را دلپذیر کند

    با نرگس زرد و سار

    و ساعت ها رایحه ی مثمر

    عزیز من، اگر زندگی بودی

    و من عشق تو مرگ بودم

    اگر تو برده ی غم بودی

    و من پیشخدمت لذت بودم

    ما برای فصل ها و زندگی ها بازی میکردیم

    با چهره هایی عاشقانه و بی وفایی ها

    و اشک های شب و فردا

    و خنده های زن جوان و پسر

    اگر تو برده ی غم بودی

    و من پیشخدمت لذت

    .

    اگر تو بانوی آوریل بودی

    و من حاکم می

    ما ساعت ها با برگ ها پرتاب میکردیم

    و برای روز ها با گل میکشیدبم

    تا روز همانند شب سایه افکند

    و شب همانند روز بدرخشد

    اگر تو بانوی آوریل بودی

    و من حاکم می

    اگر تو ملکه ی لذت بودی

    و من پادشاه درد

    ما تمامی عشق را با هم شکار میکردیم

    پرپروازش را میچیدیم

    و به پاهایش یک مقیاس می‌آموختیم

    و دهانش رایک افسار می یافتیم

    اگر تو ملکه ی لذت بودی

    و من پادشاه درد

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *