ژان آنوئی

ژان آنوئی و هر آنچه که درباره زندگی و آثارش باید بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” ژان آنوئی ” ، نویسنده و نمایشنامه نویس فرانسوی و خالق اثر جاودانه “آنتیگون” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

مطلب پیشنهادی : نامه عاشقانه

زندگی نامه ژان آنوئی

ژان آنوئی ، نویسنده ی شهیر فرانسوی ، در تاریخ 23 ژوئن سال 1910 در فرانسه چشم به دنیا گشود. او یکی از مشهور ترین نمایشنامه نویسان و نویسندگان حوزه ی ادبیات داستانی در جهان می باشد.

آنوئی در شهر بوردو از پدری خیاط و مادری که ویولن می نواخت و موزیسین بود ، زاده شد. تحصیلات دانشگاهی را در سوربون به اتمام رساند و از نوجوانی استعداد و ذوق خویش را در تئاتر آشکار کرد. وی که بنا بر گفته خود «سرگذشتی ندارد» مدتی منشی لویی ژووه کارگردان معروف تئاتر بود و کار نویسندگی را با نمایشنامه سمور آغاز کرد که در ۱۹۳۲ بر صحنه آمد.

نمایشنامه لا ماندارین در ۱۹۳۳ با شکست روبرو شد و نمایشنامه يك زندانی وجود داشت در ۱۹۳۵ نیز پیروزی بزرگی بدست نیاورد، اما نمایشنامه مسافر بی توشه در ۱۹۳۷ با پیروزی بسیار همراه گشت. این نمایشنامه جوانی را نشان میدهد که به هنگام جنگی حافظه اش را از دست داده به دنبال گذشته ی خویش است.

نمایشنامه زن وحشی در باره عشقی ناممکن در ۱۹۳۸ به اجرا در آمد که آن نیز پیروزی فراوان بدست آورد. در همین سال کمدی مجلس رقص دزدان به نمایش گذارده شد که مورد توجه بسیار قرار گرفت. از آن پس آنوئی بلاانقطاع به خلق نمایشنامه هایی با ارزشهای متفاوت پرداخت. موضوع تعدادی از نمایشنامه های آنری از اساطير باستانی یونان گرفته شده که اگر چه به صورت نوینی عرضه گشته، از استحکام تراژدی های باستانی برخوردار است.

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

دسته دیگر از نمایشنامه های آنوئی از دنیای محض خيال الهام گرفته است. آنوئی آثار نمایشی خود را بر حسب آنکه جنبه های روشن یا تاريك زندگی را نشان می دهد، به چند مجموعه تقسیم کرده است که در واقع نمایشنامه های مطبوع یا نامطبوع بشمار می آید. مجموعه نمایشنامه های سرخ در ۱۹۴۳ منتشر شد و شامل این نمایشنامه هاست: مجلس رقص دزدان (۱۹۳۲)، ميعاد در سانليس و مجموعه نمایشنامه های سیاه۱۹۴۶ جز نمایشنامه های سمور، زن وحشی و مسافر بی توشه، شامل این نمایشنامه هاست. اوریدیس و آنتیگون از این دسته نمایش نامه ها می باشند. آنوئی همچنين يك سلسله آثار تاریخی انتشار داد، از آن جمله  بکت که شاهکار او، و بكت قهرمانش از درخشان ترین شخصیت های نمایشی او به شمار می آید.

نمایشنامه های مطبوع ژان آنوئی از مزه تلخ و شیرین زندگی برخوردار است و عشقهای رومانتيك آن همه پایان خوش دارد، در حالی که نمایشنامه های نامطبوع از بدبینی سرشار است و اگر چه در نفی و انکار همه چیز نیست، لااقل ارزش چشم پوشی از شادیهای بی ثبات را نشان میدهد. مهمترین نکته ای که در این نمایشنامه ها به چشم میخورد صفا و خلوصی است که با فقر و سرنوشت تلخ منافات دارد، یا دوره کودکی که تمایلات پاك آن با الزامهای اجتماعی و سیاسی مغایر است، با خاطرات گذشته که از موضوعهای اصلی نمایشنامه ها بشمار می آید و رنگ نمایشنامه های پیراندلو نمایشنامه نویس ایتالیائی را به خود می گیرد یعنی تئاتر در تئاتر .

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

در نظر آنوئی بشر به وسیله خاطرات خود، چه به صورتی ارادی، چه غیر ارادی، به گذشته می پیوندد و هرگز نمی تواند از چنگ آن رهائی یابد. مسأله زناشویی نیز موضوع دیگر این نمایشنامه هاست که در آنها پیوند معنوی دو انسان که هر يك به گذشته خاص خود وابسته است، محال می نماید. بشر از برابر سرنوشتی که به صورتهای گوناگون پیش چشم او ظاهر می شود، راه گریز ندارد، مگر به وسیله قوه تخیل و عالم رؤيا و مسخرگی در عالم بیهودگی و پوچی. عالم بیهودگی تنها پناهگاهی است در برابر سرنوشت. ژان آنوئی به سبب زندگی بارور و آثار فراوان بزرگترین نویسنده آثار نمایشی نسل خود بشمار می آید و شهرت او خاصه در خارج از کشور فرانسه قابل توجه است. تاریخ مرگ وی را 7 اکتبر 1987 ذکر کرده اند.

آثار ژان آنوئی

  • مِده‌آ
  • مسافر بی‌توشه
  • آنتیگون
  • رومئو و ژانت
  • نمایشنامه بکت
  • سمور
  • زن وحشی

مروری بر آثار ژان آنوئی

یکی از آثار درخشان او که برگرفته از اقتباسی از دنیای حماسه های یونان است ، نمایشنامه ای است تحت عنوان آنتیگون که نسخه های دیگری نیز از آن از نویسنده های دیگر نیز موجود است ، اما نسخه ی آنوئی چیزی است که بسیاری از منتقدین ادبی خصوصا در حوزه ی ادبیات نمایشی آن را ستوده اند و آن را یک اثر بسیار تحول آفرین در دنیای ادبیات نمایشی دیده اند.

این اثر نمایشی تا به کنون بارها و بارها در روی صحنه ها ظاهر شده است و هر بار نیز با یک موفقیت بسیار عالی روبرو شده است . با این وجود باید این چنین گفت که اگر این نمایش و این نمایشنامه را پایه و بن مایه ی کارهای آنوئیی فرض کنیم ، او یک نمایشنامه نویس ماندگار در طول تاریخ با تفکری خلاق است. در ادامه بخش هایی از آنتیگون او را با هم می خوانیم. این بخش ها برگرفته از یک توضیح صحنه از نمایشنامه های اوست :

“در حالى که چند زن و مرد روى صحنه در حال گپ زدن، بافتن ژاکت، وررفتن با موبایل و بازى نرد‌اند، یک نفر جلوى صحنه ایستاده است و شخصیت‌هاى نمایش را به تماشاگران معرفى می‌کند. همه شخصیت‌ها آدم‌هاى عادى‌اند که امروزه در هر شهرى می‌توان سراغ گرفت. طرز لباس پوشیدنشان هم امروزى و عادى است؛ یا شلوار جین و تى‌شرت و لباسی آبى رنگ و سیاه به تن دارند یا پیراهن سفید و شلوار سیاه و کفش کتانى پوشیده‌اند. همه با زبان مردم کوچه و بازار صحبت می‌کنند.

صحبت از سیگار، اتومبیل، کافه، سینما، موبایل، اینترنت و این جور چیزها است.پیرمردى که روى صندلى نسبتاً بلندى نشسته است، رداى سیاهى به تن و عینک طبى دودى به چشم دارد و در حالى که دست راستش بى‌جان روى زآنوئیش افتاده، با دست چپ ریش سفید خود را مرتب می‌کند و گه‌گاه به روزنامه‌هایى که کنار دستش روى میز کوچکى قرار دارند، نگاه می‌کند. در پسِ پشت پیرمرد، سه نفر مرد جوان با ته‌ریش و لباس‌هاى شخصى یک‌شکل – پیراهن‌هاى سفید با یقه‌هاى بسته و شلوارهاى سیاه – روى چهارپایه‌هاى چوبى کوتاهى نشسته‌اند و در حالى که دو نفرشان نرد بازى می‌کنند، نفر سوم مدام با تلفن همراه صحبت می‌کند و گاهى هم نگاهى به بازى نرد می‌اندازد.

پسر جوانى با کلاه ایمنى ویژه موتور سوارى در گوشه تاریک صحنه ایستاده است و با آستین پیراهنش صحبت می‌کند.دو زن میانسال روى نیمکتى سفید با بالش‌هاى قرمز نشسته‌اند.

یکى ژاکت می‌بافد و دیگرى موهاى طلایى عروسکى را شانه می‌زند. دختر جوانى با آرایش صورت غلیظ و کلاه حصیرى بزرگى، کنار ستونى روى صندلى نشسته است و ناخن‌هاى دستش را سوهان می‌زند. جوان خوش سیمایى که موهاى سرش را روغن زده، به ستون تکیه داده است و در حین بازى با موبایل، با دختر جوان خوش و بش و شوخى می‌کند و گاه هر دو می‌خندند. در گوشه صحنه، جدا از این جمع، دخترى باریک اندام و رنگ پریده، بدون هیچ آرایشى، لباسی سیاه پوشیده و در حالى که روى زمین چمباتمه زده و زانوهایش را در بغل گرفته، به نقطه نامعلومى خیره شده است. مرگ در انتظار آنتیگون نشسته است اما او آماده پذیرش پیامد نافرمانى خود است. او نه تنها قانون را زیر پا می‌گذارد، بلکه قاعده بازىِ حیات را هم بر هم می‌زند. آنتیگون مرگ خود را از کرئون می‌خواهد و همزمان با آن، کل حیات را نفى می‌کند.

او خواستار آزادى حق نفى زندگى است. از سوى دیگر، کرئون به مرگ آنتیگون راضى نیست، می‌خواهد او را از مجازات مرگ برهاند، آن هم نه به این خاطر که آنتیگون برادر‌زاده و همسر آینده فرزند او “همون” است، بلکه به این سبب که “نه گفتن” آنتیگون به زندگى، نه تنها منافع نظام را به مخاطره می‌اندازد و ممکن است به توده مردم هم سرایت کند و آنان را بر او بشوراند، بلکه نگرش مثبت او به زندگى را هم زیر سئوال می‌برد. کرئون می‌داند که در این نمایش نقش قهرمان را به آنتیگون داده‌اند، ولى حاضر نیست نقش ضد قهرمان را به عهده گیرد. با آنکه چندین بار برآشفته می‌شود و خشمگین، اما در عین حال سر سازگارى دارد. زبان به پند و اندرز می‌گشاید اما آنتیگون اهل سازش نیست، آن هم سازشى که آدمى را به خیانت و دروغ و حتى به جنایت موظف می‌کند و در عوض “اندکى خوشبختى” به او عطا می‌کند.”.

 

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

داستان دو قورباغه
استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *