روبن داریو

مروری بر زندگینامه روبن داریو ، به همراه لیست آثار و شرحی بر افکار و اندیشه هایش

  • زندگینامه روبن داریو ، نویسنده و روزنامه نگار مشهور اهل نیکاراگوئه ، به تاریخ ۱۸ ژانویه ی ۱۸۶۷ دیده به جهان گشود .

    روبن داریو تحصیلات خود را در مدرسه مذهبی یسوعیان انجام داد و به سبب هوش و استعداد زودرس بسیار جلب توجه کرد .

    از کودکی شعر می سرود، چنانکه در آمریکای مرکزی به « پسر بچه شاعر» معروف شده بود .

    در پانزده سالگی به خبرنگاری پرداخت و امکان آن را یافت که از کشورهای مرکزی و پس از مدتی از آمریکای جنوبی و کشورهای شیلی و آرژانتین دیدن کند .

    در آرژانتین با روزنامه لاناسیون چاپ بوئنوس آیرس همکاری را آغاز کرد و کار خبرنگاری آن را در کشور های خارج بر عهده گرفت و این شغل را تا آخر عمر حفظ کرد .

    داریو در ۱۸۸۵ اولین اثر شاعرانه خود را با عنوان نخستین یادداشت ها انتشار داد و کمی بعد سه دیوان دیگر که میان آنها دیوان آسمان در بیست و یک سالگی او را به شهرتی روزافزون رساند .

    روبن داریو

    مطلب پیشنهادی : نامه عاشقانه

    دیوان آسمان آمیخته ای بود از شعر و نثر و سرآغاز تحول شعر و مدرنیسم در ادبیات اسپانیائی (مدرنیسم واکنشی بود در برابر مکتب رمانتیسم و رئالیسم و تمایلی به جانب سمبولیسم.) داریو در این سبک هر نوع قرارداد ادبی را که تا آن زمان بر شعر اسپانیا حکومت داشت ، رها کرد و شیوه ای کاملا شخصی برگزید که از طرفی تحت نفوذ مکتب پارناسی و سمبولیسم فرانسوی و ادراک های گوناگون هنری قرار داشت و از طرف دیگر از شعر کلاسیک اسپانیا مایه می گرفت .

    روبن داریو به سبب دقت فراوان در کمال شعر و آراستگی بیان و ظرافت ترکیب و زیبائی تغزل که در این اشعار بکار برده بود، از همان اوان جوانی، نبوغ و استادی خود را بر همه آشکار کرد و در ۱۸۹۲ این افتخار را یافت که از جانب کشورش در مراسم جشنی که به مناسبت یادبود کشف امریکا در اسپانیا برگزار می شد، شرکت کند .

    در اسپانیا امکان یافت که از سراسر کشور دیدن کند و با نویسندگان بزرگ آشنا شود. در بازگشت به آمریکا ، در سمت کسنولگری به بوئنوس آیرس رفت و مدت چهار سال که در این پایتخت اقامت داشت ، بت محبوب نسل جوان آرژانتین گشت .

    در ۱۸۹۶ مجموعه نقدی ادبی انتشار داد با عنوان نکته های کمیاب که در آن باریک بینی ها و پیچ و خم های شعر سمبولیسم را بکار گرفته بود .

    مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

    در همین سال دیوان نوشته های کافرانه واشعار دیگر را منتشر کرد که از شاهکارهای او به شمار آمد .

    داریو در این اثر بیان روشن و قاطعی از زیبایی شناسی در سبک مدرنیسم بدست می دهد و نفوذی از مکتب پارناسی و غنائی از ظرافت سمبولیسم را به خواننده القا می کند .

    شعر پاسخ به ورلی در این دیوان تجانس و تشابه میان دو شاعر را نمایان می سازد .

    گاه نیز لحن گوته و لوکنت دولیل را بیاد می آورد. در بعضی قسمتها داریو نویسنده ای عجیب می گردد که گاه فردی مؤمن و گاه کافر است. در ۱۸۹۸ داریو به اسپانیا بازگشت و ناگهان خود را به عنوان شاعر مبتکر و نوآور مشهور دید .

    در ۱۹۰۰ در پاریس اقامت گزید، با ورلن و مور آس و دیگر شاعران ملاقات کرد و همه جا چون شاعر جوانی خوش محضر و آراسته معرفی شد. داریو در ۱۹۰۱ به ایتالیا و اتریش و آلمان رفت. وی که تا آن زمان و پیش از هر چیز شاعری برجسته بود، با انتشار کتاب اسپانیای معاصر ، پاریسی و سرزمین آفتابی نثر نویسی بزرگ شناخته شد .

    داریو در ۱۹۰۶ به امریکا باز گشت و در سال بعد در سمت سفیر نیکاراگوا به اسپانیا رفت. بعد از آن به پاریس سفر کرد .

    اقامتش در آنجا دیری نپایید و به زندگی کولی وار خود ادامه داد، اما این زندگی پر تحرک و پر سفر هرگز او را از خلق آثار شاعرانه و پرشور باز نداشت. از جمله آثار این دوره این دیوان هاست :

    ترانه های زندگی و امید که بهترین اثر داریو و اوج هنری او شناخته شده است و در آن نوعی باز گشت روح، صداقت نخستین سالهای شاعری و رؤیاهای جوانی احساس می شود، لحظه های سرشار از امید ناگهانی از دل ناکامی ها و سرخوردگی ها چون برق بیرون می جهد و لطیف ترین گلهای شعر در میان احساسی بشری و اندوه و رنجی درونی، با درخشندگی محض و سرشار از خوش آهنگی می شکند .

    مطلب پیشنهادی : قانون جذب

    داریو در دیوان آسمان نثر اسپانیائی را تغییر داد و شعر را تحول بخشد و با بکار بردن فنونی از شعر پارناسی و سمبولیسم فرانسه، آمیخته با ادراکی زنده و گویا، آن را از ارزش والای هنری برخوردار ساخت، دیوان ترانه سرگردان در واقع ترانه سرگردانی و آوارگی ابدی شاعر است و مانند آثار دیگرش از رنگارنگی درخشان و طنین صوتی عمیق و شیوه نگارشی آراسته و نیروی ستایش انگیز بیان بهره مند برخوردار بوده است .

    در آستانه غروب زندگی، احساس دل بستگی عمیق به زاد بوم و بدبینی به تمدن جدید در روبن داریو بیدار می شود و آرزوی نیک بختی و بازگشت به زندگی بدوی در او جان می گیرد .

    آخرین دیوان داریو در ۱۹۱۰ در مادرید به نام شعر خزان و اشعار دیگر انتشار یافت .

    داریو در سراشیب عمر هنوز شایستگی آن شاعرلایق و درخور زندگی و آن قدرت خلاقه شگرف و آن عطش سیری ناپذیر به کلام خوش آهنگ و قالب نو و موزون و استواری لفظ و بیان را همچنان حفظ کرده بود .

    در روزهای اقامت در مایورکا آخرین شکوه ها و فریاد های اندوهبار خود را در رمان طلای مایورکا سرداده که در واقع زندگینامه خود او است و در آن گاه لحن پیروزمندانه زندگی به آخر رسیده ای به صورت موسیقی پر طنین منعکس می شود و گاه به صورت صدائی خفه ولحنی خاموش در می آید .

    داریو پس از آن اروپا را ترک کرد، بی آنکه هرگز امیدی به بازگشت داشته باشد. سلامتش به سبب افراط در همه چیز مختل شد و هنگامی که به نیویورک رسید به ذات الریه دچار گشت. سرانجام این کولی سرگردان در۱۹۱۶ در میهن خود و در آستانه پنجاه سالگی درگذشت .

    در همین سال کتاب زندگی دوبن داریو به قلم خود او انتشار یافت . داریو پس از دو ازدواج نافرجام، به دختری زیبا از روستاهای اسپانیا به نام فرانسیسکا دل بست که الهام بخش او در بسیاری از اشعار سال های آخر زندگیش گشت .

    روبن داریو استاد بی همتا در قلمرو بیان و شاعری پر اثر و مبتکر سبک مدرنیسم در اسپانیاست. وی از بزرگترین شاعران عصر جدید اسپانیا بشمار می آید که بر شاعران اسپانیائی نفوذ فراوان بر جای گذارده است .

    وی به تاریخ ۶ فوریه ۱۹۱۶ برای همیشه چشم از دنیا فرو بست اما این امر هیچ گاه مرگ آثار او را به همراه نداشت و او همچنان یکی از قدرت مند ترین شعرای نسل نو اسپانیایی محسوب می شود و جایگاه ویژه ای در تاریخ ادبیات اسپانیایی دارد .

    آثار روبن داریو

    • نخستین یادداشت ها
    • دیوان آسمان
    • نکته های کمیاب
    • دیوان نوشته های کافرانه و اشعار دیگر
    • اسپانیای معاصر
    • پاریسی
    • سرزمین آفتابی
    • ترانه های زندگی و امید
    • ترانه سرگردان
    • شعر خزان و اشعار دیگر

    مروری بر آثار روبن داریو

    روبن داریو ، یکی از بزرگترین و ارزشمند ترین شاعران و نویسندگان ادبیات اسپانیا است. او شاعری بسیار استوار و نویسنده ای بسیار خوش فکر بود و در تمام زندگی ادبی خود آثاری را خلق کرد که گواهی بر این دو صفت اطلاق شده بر وی می داد .

    او شاعری نوگرا بود. این نوگرایی را وی نه تنها در مفهوم و اندیشه بلکه در سبک و ایجاد یک جریان ادبی نو نیز اثبات نمود .

    او به مثابه دیگر شاعران شعر نمی سرود. بلکه با خود این عهد را بست که همه ی تکلف های موجود در شعر پیش از او را در هم بشکند و شعر را به گونه ای دیگر در اختیار مردم قرار دهد .

    او این کار را با هجمه های فراوان به ثمر رساند و تبدیل به یکی از شاعران موفق و مشهور ادبیات اسپانیایی گشت. بد نیست در این نقطه یک درس از زندگی او نیز برداشت کنیم و در سلسله درس های نویسندگی آن را جای دهیم .

    گاهی برای نوشتن یک اثر خارق العاده و شاهکار ما نیاز داریم که تمامی قواعد و اسلوب موجود در یک متن را از بین برده و آن را به طور کلی نابود سازیم و یک بنیان نو بنا کنیم. این امر شاید برای دیگران غریب باشد ، اما در ذهن ما بعنوان یک نویسنده شکل گرفته و کاملا قریب است .

    همه ی نویسندگان دنیا و یا حداقل بی اغراق اکثریت آن ها از پیرنگ ها و آنچه که در ساختار پیرنگ ها وجود دارد به همان شکل و شیوه ی مرسوم که ما نیز در کتاب تابلوهای راهنمای رمان نویسی به آن اشاره کرده ایم استفاده می کنند و سعی می کنند که داستانی که می نویسند ، در قالب همان پیرنگ ها و همان سبک رمان نویسی قرار بگیرد .

    اما همانطور که در کتاب تابلوهای راهنمای رمان نویسی به ان اشاره کردیم ، گاها شکستن این قانون ها می تواند ما را به موفقیت برساند .

    از این رو چه اشکالی دارد که چون روبن داریو ، گاها پیرنگ را نادیده گرفت و یا چه اشکالی دارد که رمانی نوشت که در آن شخصیت پردازی صورت نگرفته باشد .

    این ها هنر یک نویسنده است. حهان امروز ادبیات ، جهان خلاقیت های ادبی است .

    جهان داستان پردازی ها به کنار رفته است و امروزه از ناچیز ، چیز درست کردن ، هنری است که یک نویسنده باید به آن آگاه باشد .

    با این اوصاف که گفتیم ، خوب است که یک شعر از روبن داریو بزرگ را نیز با هم مرور کنیم و با اشعار این شاعر ساختار شکن نیز آشنا شویم .

    نام این شعر در خزان می باشد و مترجم آن کامیار محسنین است .

    می دانم هستند کسانی که بپرسند :

    چرا او چون گذشته نمی خواند

    همان ترانه های سرکش را؟

    اما آنان ندیده اند زحمات یک ساعت،

    کار یک دقیقه، نوابغ یک سال را.

    من درختی سالخورده ام،

    که وقتی بزرگ می شدم،

    با صدایی شیرین و زیر لب زمزمه می کردم،

    چون نسیم نوازشم می کرد.

    اینک دیگر زمان لبخندهای جوانی گذشته است:

    اینک بگذار تندباد به خواندن وا دارد قلبم را .

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    6 پاسخ
    1. profile avatar
      اکبر اسمعیل پور می گوید:

      با درود بیکران بر شما
      ضمن تشکر از دانستنی های ارزنده ای که در سایت نصب کرده اید یاد آوری یکی دونکته را ضروری دانستم حضورتان عرض کنم:
      ۱٫ دیوان اسمان( که در اصل آبی است) در سال ۱۸۸۸ به زینت طبع آراسته شد.
      ۲ . کشور های مرکزی بایستی به کشورهای آمریکای مرکزی تغییر یابد

      ۳٫ نوشته ها یا “نگاشته ها/ متون کفر آلود” و یا”نثر های نازیبا یا کفر آمیز”

      پاسخ
      • profile avatar
        محمدرضا تیموری می گوید:

        درود بر شما
        سپاس از ارسال نکات و توجهتا
        موارد گفته شده به امور نویسندگان ارجاع داده شد و نتیجه اعلامی می گردد.
        به امید نظرات بیشتر از جانب شما

        پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *