والمیکی

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” والمیکی  ” ، شاعر هندی و خالق اثر جاودانه “رامایانا ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

والمیکی شاعر بلند پایه و والا مقام هندی ، در چهار صد سال پیش از میلاد مسیح در شمال هند ، زندگی می کرده است. بنا بر این امر که زندگانی او در تاریخ بسیار دوری صورت گرفته است و هیچ اثری از او جز منطومه هایی که سروده است در جهان موجود نیست ، نمی توان بسیار در باب زندگی او صحبت کرد. حتی بزرگترین دانشنامه های دنیا نیز در باب او چند خطی نوشته اند و بیشتر از ستایش اثری که باقی گذاشته است ، سخن گفته اند. اما با این اوصاف ، همان خرده اطلاعاتی که از این فرد بزرگ در ادبیات و تاریخ ادبیات موجود است را با هم مرور می کنیم و سعی می کنیم که بیشترین توشه را از زندگی او با یکدیگر برداریم و از آن بهره مند بشویم. بنا بر آنچه که از زندگی او گفته اند ، او در کودکی ، بنا بر رسوم هندوها ، با ادبیات آشنا شده و از سویی به سیر و سلوک پرداخته است. او در معابد عبادت کردن را آموخته و پس از آن شروع به سرایش اشعاری عرفانی و مذهبی می کند. اما بعد ، طبع شاعرانگی او از یک شاعر به یک خالق ادبی تغییر وضعیت داده و او تبدیل به یک داستان سرا و حماسه پرداز هندی می شود. او را پدر ادبیات و شعر سرایی هند نامیده اند . چرا که او نخستین کسی است که توانسته یک منطومه ی ادبیاتی بسیار گسترده را به رشته ی تحریر در بیاورد و آن را این چنین جهانی کند. همچنین این اثر باعث شد که زبان سانسکریت نیز در طول دوران از شر بسیاری از هجمه های زبانی در امان بماند. اگر بخواهیم یک تشبیه داشته باشیم و جایگاه والمیکی در ادبیات هند را خدمتتان عرض کنیم باید بگوییم که او به مثابه فردوسی ما ایرانی ها برای هندی ها ارجمند است. از سوی دیگر اما او علاوه بر اینکه حافظ ادبیات آن ها بوده است ، یک مکتب دینی نیز رواج میدهد که این مکتب دینی بر اساس کتاب و آموزه های او در رامایانا شکل گرفته و امروزه به مکتب دینی والمیکیسم شهرت دارد. اما بعد ، مهم ترین اثری که از او به رشته ی تحریر در آمده است و در لیست صد کتب برتر جهان نیز قرار دارد ، کتابی است با عنوان رامایانا. رامایانا یک حماسه باستانی هندی است. گفته ها و گمانه زنی های متعددی در باب تاریخ نگارش این کتاب صورت گرفته است ، اما اگر بخواهیم به صورت یک بازه مطمئن به آن نگاه کنیم ، باید به این امر اشاره کنیم که این کتاب بین سالهای ۴۰۰ تا ۲۰۰ پیش از میلاد به رشته ی تحریر در آمده است. از سوی دیگر در کنار رامایانا کتابی دیگر نیز مورد تالیف قرار گرفته است که این کتاب مهاباراتا نام دارد. این دو کتاب به جد بزرگترین منظومه هایی هستند که در ادبیات هند وجود دارند. ژانر ادبی و گونه ی ادبی این کتاب ها ، حماسه پردازی منظوم است. رامایانا ، مجموعه ای از دساتان های رزمی هند و آموزه های عرفانی هندیان است. این کتاب برعکس مهاباراتا است که تنها به رزم ها می پردازد. همانطور که میدانید هند یکی از غنی ترین مراکز عرفان و آموزه های دینی و باورهای فرا زمینی است. هر ساله انسان های بسیاری از سراسر جهان میل به دیدار هند و مرتاض های آن می کنند و طعم آرامش را در معبد های آن می چشند. اما یقینا هر اعتقادی ریشه در یک خاستگاهی دارد و خاستگاه باورهای دینی هند و تمامی آنچه که در هند امروز جایگاهی دارد ، اثر ادبی رامایانا است. رامایانا دستورات زندگی ، گفته های حکیمان و عابدان هندی را شامل می شود و بنا بر اعتقادی که بسیاری از خود مردم هند دارند و روحانیان هندی نیز بر آن استوار هستند  ، والمیکی یک انسان راهنما بوده و کتاب رامایانا یک کتاب راهنمای زندگی صحیح در این جهان می باشد. به گفته ی بسیاری از مورخین و مورخین ادیب ، نظم والمیکی یعنی همان طبع شاعرانگی او کاملا شهودی بوده است و وی آموزگاری نداشته است و بصورت خودجوش همه چیز در ذهن او شکل می گرفته است و به صفحه ی کاغذ می آورده است. البته ممکن است برای شما جای سوال باشد که چطور چنین چیزی ممکن است ، اما باید بگوییم که در طول تاریخ شاعران بسیاری بوده اند که بطور خودجوش شعر گفته اند و منظومه سرایی کرده اند. یکی از آن ها خود فردوسی بزرگ ، دیگری مولانا و بسیاری از کسانی در جهان نیز این چنین بوده اند . اما اگر پی دلیل آن می گردید باید به این امر اشاره کنیم که شاعری و شاعرانگی اتفاقی است که یک انسان  در گذر احوالات انسانی و در معرض انرژی های مثبت قرار گرفتن ، به دست می آورد. در واقع همه ی انسان ها عاشق اند. انسانی که بتواند شادی ، عشق و شور را در درون خودش ماندگار کند و بتواند زیبایی جهان را درک کند ، انسانی عاشق است و جایگاه او به نزد خداوند و طبیعت جایگاه بلندی است.انسانی که به این حجم از زیبایی جهان پی برد ، ناخودآگاه روان او پر می شود از شاعرانگی و طبیعت حسی را در درون او می کارد که تبدیل به درخت شاعرانگی می شود. رامایانا ، از ترکیب دو واژه به معنی “سفر رام ” که شخصیتی در داستان را در یک سفر توصیف می کند تشکیل شده است. رامایانا از هفت بخش نیز تشکیل شده است که این بخش ها عبارت اند از   :

  • بال کاند (بخش کودکی رام)
  • اجودهیا کاندیا (ایودهیا کاند) (بخش تبعید رام)
  • بن کاند یا ون کاند (بخش زندگی رام در جنگل)
  • کسکندها کاند (بخش توقف رام در کسکندها)
  • سندر کاند (بخش رفتن هنومانبه لنکا و آتش زدن)
  • لنکا کاند (بخش جنگ و نبرد)
  • اوتر کاند (بخش پایانی زندگی رام و تبعید سیتا و…)

این فهرست فوق برگرفته از نسخه ی اصلی کتاب رامایانا است که در تمامی دانشنامه های جهان نیز موجود است. رامایانا پس از سالیان سال زندگی طولانی ، بنا بر آنچه که گفته اند در ۱۵۰ سال پیش از میلاد برای همیشه زمین خداوند را ترک گفت.

 

آثار

  • رامایانا
  • مهابهاراتا

 

مروری بر آثار

رامایانا یکی از صد کتاب برتر دنیاست که در بخش کمپین مطالعاتی تیم مطالعاتی استاد تیموری نیز به آن اشاره شده و یک مقاله ی مفصل در باب آن مورد نگارش قرار گرفته است. اگر علاقمند ادبیات هند هستید ودوست دارید با این سفر شگفت انگیز آشنا شوید ، می توانید حتما سری به این مقاله زده و از این مقاله بهره بگیرید. در ادامه بخشی از حماسه ی منظوم رامایانا که به نام ” مناجات ” هست را با هم مطالعه می کنیم :

خداوندا ز جام عشق کن مست

که در مستی فشانم بر جهان دست

 لبالب بر لبم نه جام امید

که باشد جرعه حسن طاس خورشید

مپی کز بوی او موسی شد از هوش

 نه آن می کز دل ساغر زند جوش

از آن می نشئهای در جام انگیز

که گردم همچومی از شوق لبریز

بنوشم باده گر همدم تو باشی

چه بهتر زانکه ساقی هم تو باشی

از دست دوست خواهم دوستگانی

 چه باشد خضر و آب زندگانی

ندانم چون کشم ساغر من مست

 کز آب دست ساقی رفتم از دست

گل داغم، بخندان بی گل باغ

 نشان ز الماس شبنم بر گل داغ

کرامت کن دل پرونده درد

به خون دل نگارین چهره زرد

جگر کن چاک چاک از خنجر ناز

 نمک را مرهم ریش جگر ساز

به تیغ عشق کن رنگین کفن را

زیارت کن شهید خویشتن را

شهید نو نخواهد شمع از کس

 تو شمع تربت من باش زان پس

مراهم شمع از نور تو باید

تجلی ختم بر موسی نشاید

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *