گیوم آپولینر

 │ صد نویسنده برتر جهان

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” گیوم آپولینر ” ، نویسنده  ی ایتالیایی و خالق اثر جاودانه “الکل ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

گیوم آپولینر ، نویسنده ، شاعر و هنرمند معروف فرانسوی به تاریخ ۲۹ اوت ۱۸۸۰ در ایتالیا متولد شد. آپولینر در شهر رم زاده شد و بیش از نیمی از زندگی خودش را در این شهر گذراند. مادرش از اشراف زادگان لهستان و پدرش ایتالیائیِ فرانسوی زبان بود. آپولینر نزد مادر پرورش یافت و در مدارس مذهبی نیس Nice و موناکو Monaco و پاریس Paris تحصیلات درخشانی انجام داد و معرفتی وسیع در زبان و ادبیات یونانی و لاتینی کسب کرد. ابتدا با عنوان سرپرست همراه خانواده ای به آلمان رفت، پس از آن پیاده به نواحی مختلف از جمله به هلند سفر کرد.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

سه سال زندگی در آوارگی، در روح شاعر تأثیر فراوانی بر جای گذاشت و مایه های ارزنده و نقش های تازه ذهنی برای شعر و داستانهایش فراهم آورد. در بازگشت به پاریس به کار کوچکی در بانک اشتغال یافت که به سبب ورشکستگی بانک آن را از دست داد. آپولینر کار ادبی را از ۱۹۰۲ آغاز کرد، در مجله های گوناگون به کار پرداخت و قصه ها و شعر های خود را منتشر کرد. در ۱۹۰۳ با همکاری آندره سالمون André Salmon مجله لو فستن دزوپ را تأسیس کرد و با پیشروان هنر، مانند ماکس ژاکوب، پیکاسو و براک آشنائی یافت. در ۱۹۰۹ داستان جادوگر پوسیدنی را در نثر آمیخته با شعر انتشار داد. موضوع داستان از افسانه های اساطیری و جادوگری گرفته شده و سرگذشت غم انگیز جاودان بشری است که فدای سرنوشت و زندانی تنهائی خویش گشته است. در واقع آپولینر خود را در وجود قهرمان داستان می بیند، انسانی که بینشی قوی تر از دیگران دارد  و آنچه را می بیند و درک می کند، دیگران از دیدن و در کش عاجزند. پس شاعر و پیامبر ، تنها و جدا از دیگر آن باقی می ماند. در ۱۹۱۰ مجموعه داستان مرتد و شرکا را انتشار داد. در این قصه ها نفوذ هوفمان، نروال، ویلیه دو لیل آدام و ادگار پو دیده می شود و قصه هایی است از صور ذهنی، کابوسها و امور خارق العاده و کارهای اهریمنی و کفر و الحاد که پیش چشم مستان و تبهکاران و کافران و ملحدان و کیمیاگران ظاهر می شود. این اثر در سبکی کمال۔ یافته و بی نقص نوشته شده و بیشک شاهکار نثر آپولینر بشمار می آید. آپولینر در ۱۹۱۱ به اتهام شرکت در سرقت مجسمه ای از موزه لوور به زندان افتاد و بعضی از اشعار دیوان الکل Alcohols را در زندان سرود. دیوان الکل در ۱۹۱۳ او را به شهرت رساند. در نظر آپولینر نغمه های روان و سیال که ناخواسته از ذهن آدمی تراوش می کند مانند نغمه پرندگان طبیعی است و گاه در قالب موجهای زندگی ریخته میشود و بر حسب پیچ و خم ها و جنبش ها، به وزن و آهنگی تبدیل می گردد. از معروفترین اشعار دیوان الکل قطعه پل میرا بو Le Pant Mirabeau است که زیبائی تأثر انگیز و منقلب کننده ای دارد، نهانی ترین و غم انگیز ترین احساس شاعر را با آهنگی دلنشین می نمایاند و او را در حالی نشان میدهد که بر رودخانه سن Seine خم شده و عشق گذشته را بخاطر می آورد، عشقی که چون رود در گذر است. قطعه پل میرا بو از عشق آپولینر به ماری لورانسن Marie Laurencin الهام گرفته است. آپولینر در اشعار خود نقطه گذاری معمول را کنار گذارده و شعر را تابع صوری ذهنی ساخته که به دست الفاظ سپرده شده است. بی شک هیچ اثری در عصر شاعر نفوذی مشابه کتاب الکل بر سراسر شعر فرانسه در نیمه اول قرن بیستم نداشته است. همه کسانی که از خشکی مکتب پارناس و رنگ ابهام آمیز مکتب سمبولیسم خسته شده بودند، در کتاب الکل مجموعه ای از خیال انگیزی و فریبندگی و تندی و نرمی نغمه های عامیانه و تفنن پر جاذبه شاعری را یافتند که با احساسی غالبا غم انگیز همراه بوده است و آپولینر با قراردادن تعبیر های تازه و غیر معمول و تصویرهای ذهنی کاملا نو در کنار جناس ها و استعاره های سبک سنتی و قراردادی خواسته است نشان دهد که چگونه می توان زندگی گذشته را با زندگی نو تلفیق کرد. آپولینر در جنگ جهانی اول داوطلبانه شرکت کرد، ابتدا در قسمت توپخانه ، سپس به درخواست خود، در پیاده نظام به خدمت پرداخت و در ۱۹۱۶ از ناحیه سر به سختی مجروح گشت. او را به پاریس بردند و تحت عمل جراحی قرار دادند. بار دیگر به زندگی سابق بازگشت و همکاری خود را با مجله ها از سر گرفت و به سبب آنکه بر اثر عمل های جراحی و زخمهای التیام ناپذیر بسیار رنجور و ضعیف گشته بود، پس از ابتلای به گریپ شایع ناگهان از پا در آمد و در پائیز ۱۹۱۸

در گذشت. آپولینر از دوره جنگ اشعاری به همراه آورد که در دیوان او به نام کالیگرام ( خطاطی ) در ۸ روز پس از مرگش انتشار یافت. این دیوان شامل اشعار بسیار زیبای قبل از جنگ و زمان جنگ است با رسم الخطى خاص. آپولینر از میان تازه جوئی های عجیبی که داشت، بدعتی آورد، در طرز نوشتن اشعار و خطاطی تصویری که نام دیوان از آن گرفته شده بود، به این معنی که به جای قرار گرفتن منظم بیت ها در زیر هم، سطرها و کلمه ها طوری چیده می شد که نمودار تصویر اشیا بود، چنانکه در شعر باران می حروف طوری بر صفحه چیده شده بود که گوئی قطره های باران از بالا به پائین سرازیر است، یا شکل مرغی را نمایان می سازد که در فارسی مطیر خوانند. اشعار این دیوان نیز غالبا از زیبائی و گیرائی بیان شاعرانه برخوردار است. کتاب شاعر مقتول در ۱۹۱۶ به چاپ رسید و بار دیگر در ۱۹۲۷ به وسیله گروه نویسندگان سوررئالیست تجدید چاپ شد. این اثر داستانی و خیال پردازانه با زمینه هجوآمیز، در دوره بحرانی ادبی که سمبولیسم را از سوررئالیسم جدا می کرد، اثری مهم بشمار آمد. از آثاری که پس از مرگ آپولینر منتشر شد، داستان زن نشسته است که در۱۹۲۰انتشار یافت. این اثر به هنگام جنگ نوشته شده و نشان میدهد که چگونه سربازی در لحظه های کوتاه مرخصی تنها به فکر آن است که دم را غنیمت بشمارد و آنچه دلخواه اوست بدست آورد و به وصف لحظه های شیرین زندگی بپردازد. کتاب زن نشسته شاهکاری پراکنده و آشفته است که اگر چه نوشتن آن برای آپولینر به هنگام جنگ سرگرمی و تفننی به شمار می آمده، از سبکی دقیق برخوردار است، خاصه توصیف جاندار و گویائی که در آن از محله مونبارناس قبل از جنگ بعمل آمده، اثر را بسیار گیرا و تاریخی ساخته است. آپولینر در نمایشنامه نویسی نیز کوششی به کار برده است. نمایشنامه پستان ها در ۱۹۱۶ منتشر شد که نویسنده خود آن را درام سوررئالیست خواند و اولین بار این کلمه را بکار برد تا با آن دری به سوی دنیای غیر عقلانی بگشاید و دنیای واقعی برتر را نشان دهد. از این نمایشنامه او اپرائی عالی ساخته شد. آپولینر نه تنها در شعر، بلکه در راه ابداع و تازگی هنر نقاشی نیز پیوسته مبارزه می کرد و از صاحب نظران سبک کوبیسم به شمار می آمد و در این زمینه کتاب نقاشان کوبیست را انتشار داد که در آن هدف این سبک را روشن ساخت و آئین های قراردادی و فنی علم مناظر و مرایا را لغو کرد. در شعر نیز همین اصل را بکار برد و در پی آن شد، که جهات مختلف اشیا را پیش چشم بگذارد. شعر در نظر آپولینر مکاشفه ای است از روی نامرئی امور واقعی و شاعر کسی است که نگاه شگفتی زده اش را  به دنیای نامرئی که در ورای عالم محسوس است، نفوذ بدهد. آپولینر بزرگترین شاعر فرانسه در نیمه اول قرن بیستم و پیشرو شاعران نسل خویش است و تأثیرش بر هنر جدید فرانسه در نیم قرن اخیر بسیار عمیق و انکارپذیر است. تاریخ مرگ وی را ۹ نوامبر ۱۹۱۸ بیان کرده اند.

آثار

  • الکل‌ها
  • کالیگرام‌ها
  • زن نشسته
  • شاعر مقتول
  • پستان‌های تیرزیاس
  • نقاشان کوبیست
  • مرتد و شرکا

مروری بر آثار

گیوم آپولینر یکی از شاعران تاثیر گذار قرن بیستم بوده است. او آثاری را خلق کرد که دریچه های خلاقیت در ادبیات را به روی مخاطبین این رشته گشود و آن ها را با زوایای ناشناخته ی آثار ادبی آشنا کرد. پتانسیل کارهای آپولینر به جد به جامعه ی جهانی نشان داد که چه میزان قلم می تواند تاثیر گذاری فراوانی در نوع نگاه و زندگی مردم داشته باشد. او سبک های مختلفی از ادبیات را مورد بررسی قرار داد و در آن خلق اثر کرد و حتی در زمینه ی ژانر های ادبی دست به بدعت نیز زد . خوانش آثار گیوم می تواند به شاعران و نویسندگان نوپا انگیزه ی متفاوت نوشتن را بدهد. شاید بارها ما از واژه ی انقلاب آفرینی در ادبیات توسط نویسنده ها بهره گرفته باشیم ، اما امثال آپولینر که بسیار هم کم هستند ، نه تنها انقلابی بوجود آوردند ، بلکه یک جریان سازی در زمینه ی متفاوت نویسی و متفاوت سرایی را نیز عهده دار شدند. پس اگر در ذهن ایده ای متفاوت دارید و یا نوع نوشتار متفاوتی مد نظر شماست ، حتما سری به نوشته های آپولینر بزنید. این نوشته ها می تواند راهگشای شما در رسیدن به تفاوت های دنیای نویسندگی باشد. در ادامه یکی از اشعار او را با هم مطالعه می کنیم. این  شعر را نیلوفر حسامی ترجمه کرده است.

زیر پل میرابو رود سن جاریست

چون عشق هامان

باید به خاطر سپرد

پیوسته شادی ازپی غم می آید.

شب می آید و زمان نواخته می شود

روزها درگذرند و من می مانم

ما دست در دست هم و رو در رو

تا آن هنگام که زیر بازوانمان

نگاه های ابدی و موجی بس خسته جاریست

شب می آید و زمان نواخته می شود

روزها درگذرند و من می مانم.

عشق چون آب روان در گذر است

عشق اندر گذر است

آرام به سان زندگی

تند و تیز به سان آرزو

شب می آید و زمان نواخته می شود

روزها در گذرند و من می مانم

روزها و هفته ها درگذرند

نه زمانی که گذشت

باز میگردد و نه عشق

زیر پل میرابو رود سن جاریست.

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *