هارولد پینتر

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” هارولد پینتر ” ، نویسنده انگلیسی و خالق اثر جاودانه “بازگشت به خانه ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

 

زندگی نامه

هارولد پینتر ، نویسنده  ، شاعر و نمایشنامه نویس شهیر بریتانیایی ، در اکتبر سال ۱۹۳۰ ، در شهر لندن در محله ای که هاکنی نام داشت ، دیده به جهان گشود. او یکی از بزرگترین نویسندگان و نمایشنامه نویسان قرن بیستم بود و جایگاه بسیار عظیمی در هنر و ادبیات داشت. اما بعد ، اگر بخواهیم به زندگی او بپردازیم ، باید این چنین بگوییم که او در خانواده ای تقریبا متوسط دیده به جهان گشود. پدرش یک خیاط بود و گرایشات ضد یهود داشت. از این رو خود نیز بارها به این امر اشاره می کند که یکی از  تفکراتی که در دوران کودکی بسیار بسیار محیط خانواده ی ما را فرا گرفته بود ، همین تفکر یهود ستیزی بود و من با این تفکر به گونه ای بزرگ شدم. از سویی دیگر بسیاری از ادیبان وقت معتقد به آن بودند که همین ضد یهود بودن خانواده ی او اتفاقا جرقه ی نمایشنامه نویس شدن او را در پیش کشید. با این مسئله در ادامه بیشتر آشنا خواهیم شد اما به هر طریق باید گفت که زندگی او از دوران کودکی ، یک زندگی مبتنی بر تفکر بوده است. او نه سال بیشتر سن نداشت که به دلیل شروع جنگ جهانی ، محبور به ترک لندن شد. خانواده ی او به این دلیل که زندگی آرام تری را خواستار بودند ، از لندن مهاجرت کرده و پس از پایان جنگ ، زمانی که می توان گفت هارولد ، دوازده سال داشت ، دوباره به لندن بازگشتند و در آنجا زندگی خود را ادامه دادند. اما این مهاجرت تنها یک مهاجرت ساده نبود. بلکه پینتر سالیان سال بعد به این مسئله اشاره می کند که تجربه ی دیدن و شنیدن صدای بمباران و آن انسان هایی که به زیر بمب ها له می شدند ، هیچگاه از ذهنش پاک نشده است و زندگی او سراسر با یاد این اتفاقات رقم خورده است. از آن پس اما زندگی برای هارولد پینتر کمی شکل متفاوت تری گرفت. به این دلیل که او به مدرسه هاکنی رفت و در مدرسه ی هاکنی با افرادی آشناشد که اهل تفکر بودند و این افراد در او بذری کاشتند تحت این عنوان که فاشیسم نابودگر دنیاست و باید روبروی آن ایستاد. این مسئله برای هارولد پینتر تازگی نداشت ، چرا که او خودش پیش از اینکه این فضا در مدرسه برای او حاکم شود ، در خانه این مسائل را تجربه کرده بود و تفکر ضد یهود بسیار بسیار در او شکل گرفته بود و از سویی دیگر البته فضای اجتماعی آن زمان لندن بر روی این تفکر بسیار تاثیر گذاشته بود و از هارولد پینتر انسانی ضد یهود ساخته بود. با این اوصاف ، روحیه ی هارولد پینتر ، یک روحیه ی متفاوت بود. او در دوران مدرسه به دنبال بازیگری می رود و این نخستین بارقه های طلوع یک انسان هنرمند در هارولد پینتر بوده است. او  در مدرسه نقش مکبث را بازی می کند و بعد از آن از متن کارهای شکسپیر استقبال می کند و شروع به باززی کردن در نقش هایی چون رومئو می کند که بسیار بسیار در زندگی حرفه ای تاثیر می گذارد و به کمک یکی از کارگردانان بزرگ آن زمان در لندن ، او وارد صحنه ی بازیگری حرفه ای می شود. بعد از این که تحصیلات دوره ی ابتدایی وی تمام می شود ، وی برای انتخاب رشته تصمیم می گیرد که رشته ی هنر های نمایشی را انتخاب کند. این رشته برای او گویی جایی بود که می توانست تمام آرزوهای زندگی خویش را درون آن ببیند و بیشترین بهره را از زندگی خویش در آن حا ببرد. با این اوصاف او به آکادمی سلطنتی هنرهای نمایشی در انگلستان رفت و سعی کرد که آنجا به رویاهای خویش برسد  ، اما پس از مدتی این درک در او شکل گرفت که در این آکادمی راه به جایی نخواهد برد. از این رو پس از اینکه دو ترم تحصیل نمایش کرده بود ، آن جا را رها کرد و تحصیل را ترک کرد. وی پس از آن دو بار بخاطر نرفتن به سربازی و عدم توجه به هشدارهای دولت ، جریمه شد. اما هیچ توجهی نکرد و رویه ی کارهای هنری اش را در پیش گرفت. وی پس از اینکه مدرسه ی نمایش را ترک می گوید ، تصمیم می گیرد که به نویسندگی روی بیاورد. در واقع تمام انچه که تا به آن روز ترک مدرسه ی نمایش برای هارولد پینتر رخ داده بود ، گویی انباشته ای از اطلاعات بود که قرار بود روزی چون کوه آتشفشانی خودش را نمایان سازد. با این اوصاف ، او نخستین اشعار خودش را در سال ۱۹۵۰ به چاپ رساند. اما بعد ، او دوباره به سوی تیاتر رفت. او کارهای شکسپیر را بر روی صحنه برد و این کار باعث شد که او به حد زیادی مشهور گردد. اما بعد ، او یک نمایش نامه نوشت. این نمایشنامه که به نام اتاق شهرت داشت ، توسط انتشارات دانشگاه بریستول به چاپ رسید که بسیار بسیار با اقبال روبرو شد و او را در قامت یک نویسنده و نمایشنامه نویس به جهان معرفی کرد. حدودا ابتدای دهه ی شصت بود که هارولد پینتر به عنوان یک نمایشنامه نویس معروف کار حرفه ای خود را در صحنه های تیاتر آغاز کرد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که در چندین سالی که پس از نوشتن اولین نمایشنامه اش و نخستین کارهای تیاترش می گذشت ، مصائب و شکست های بسیاری را تحمل نمود. حتی یکی از نمایشنامه هایش در لندن به این علت که بسیار مفهومی بود و بسیار افسانه ای ساخته شده بود ، شکستی را تحمل می کند که در تاریخ تیاتر لندن بی سابقه بوده است و تنها یک هفته اجرا می رود و بعد دیگر به دلیل نبود حتی یک مخاطب اجرایش تمام می شود  و به کل تعطیل می شود. اما همه ی این سختی ها باز هم او را ناامید کرده و او باز هم به عنوان یک انسانی که در مسیر رسیدن به هدف هایش می جنگد ، نوشتن را از سر می گیرد و تیاتر را دنبال می کند. پس از مدتی وی آثاری خلق می کند که به او لقب ، نماینده تیاتر بریتانیا در جهان را می دهند. او پس از شکسپیر بعنوان یکی از بزرگترین نمایشامه نویسان و نویسندگان دنیا شناخته می شود. او مبدع یک کمدی جدید می شود. کمدی که می تواند زشت ترین وقایع ممکن را به روی صحنه بیاورد و هیچ از زشتی و پوچی آنها کم نکند اما همچنان بیشترین و بهترین تاثیر را به لحاط کمدی بودن روی مردم بگذارد.  در واقع این نوع کمدی این امکان را برای نویسنده فراهم می کرد که بتواند با تمرکز بالا بر روی تک تک دیالوگ ها و نوشته ها ، آن احساس واقعی ای که پشت انجام یک حادثه یا یک عمل بود را به زبان بیاورد ، اما برای جلوگیری از نیش دار بودن آن کمدی را بعنوان یک چاشنی اضافه کرده و از آن بهره می گیرد. این تکنیکی بود که هارولد پینتر از آن بهره گرفته بود و با همین شیوه موفق ترین نویسنده ی نمایش نامه های قرن بیستم نام گرفت. اما اثر معروف او یعنی بازگشت به خانه معادلات یک جهان را نسبت به نویسندگی هارولد پینتر بهم زد. همه انتظار آن را داشتند که هارولد همان سبک معروف خودش را در نمایشنامه نویسی دنبال کند ، اما او اثری خلق می کند به نام بازگشت به خانه که مرزهای نمایشنامه کلاسیک و سبک خودش را در هم می نوردد و یک کار خارق العاده ایجاد می کند.وی پس از آن موفق به کسب جایزه ی نوبل می شود. نوبل برای او کمی دردسر ساز هم بود.چرا که وی در سال ۲۰۰۲ سرطان گرفت و بیماری در تمام بدن او پخش شد ، اما با این حال می دانست که یکی از آن نوبل های آکادمی نوبل باید به او تعلق بگیرد. از این رو دست از تلاش برنداشت. سعی کرد تا می تواند بنویسد و نوشته هایش را گسترش دهد ، تا اینکه در نهایت در سال ۲۰۰۵ ، اوبرنده ی جایزه ی نوبل شد.سالی که او نوبل گرفت ، همه گمان بردند که این نوبل سیاسی است و بسیاری از افرادی که منتقد ادبی بودند ، بر این باور بودند که این یک تصمیم گیری سیاسی از شورای نوبل بوده است ، اما بهر طریق این نوبل اهدا شد و پینتر هم به رده ی بزرگترین نویسندگان جهان که برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شده اند پیوست. وی در سخنرانی خود در نوبل می گوید که : ” تشخیص بین این‌که چه‌چیز واقعی و چه‌چیز غیرواقعی است سخت نیست، همین‌طور بین چیزی که درست است و چیزی که غلط است. لازم نیست چیزی درست باشد یا غلط، می‌تواند هم درست باشد هم غلط. اعتقاد دارم که این تأکیدها هنوز هم در کشف واقعیت از طریق هنر، کاربرد دارد؛ بنابراین به عنوان یک نویسنده از این تأکیدها حمایت می‌کنم ولی به عنوان یک شهروند باید بپرسم: درست چیست؟ غلط چیست؟دولتمردان آمریکا باید چند نفر را بکشند تا به‌عنوان جنایتکار جنگی و قاتل شناخته شوند؟ صد هزار؟ ما برای ملت عراق شکنجه آوردیم، بمب آوردیم، کشتار بی هدف و بی‌دلیل آوردیم، بدبختی و مرگ را آوردیم، و با این همه ادعا می‌کنیم برای ملت‌های خاورمیانه آزادی و دموکراسی را آوردیم.” . وی به هر طریق پس از سالها تلاش در نویسندگی و به جای گذاشتن آثاری پر بار در زمینه ی نویسندگی در سال ۲۰۰۸ در بیست و چهارمین روز از سپتامبر این سال زمین را برای همیشه بدرود گفت.

 

آثار

  • اتاق (۱۹۵۷)
  • جشن تولد (۱۹۵۷)
  • کوهستانی
  • خاکستر به خاکستر
  • بالابر غذا (۱۹۵۷)
  • درد مختصر
  • آسایشگاه
  • چند نمایشنامه کوتاه
  • شبی بیرون از خانه
  • سرایدار
  • مدرسه شبانه
  • کوتوله‌ها
  • کلکسیون
  • فاسق
  • مهمانی چای
  • بازگشت به خانه
  • منظره
  • سکوت
  • شب
  • روزگار سپری شده
  • تک‌گویی
  • وقت ضیافت
  • پیک آخر هارولد پینتر

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *