جک لندن

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.

مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” جک لندن ” ، نویسنده آمریکایی و خالق اثر جاودانه “آوای وحش” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

جک لندن نویسنده ی شهیر آمریکایی به تاریخ ۱۲ ژانویه ی ۱۸۷۶ در سانفرانسیسکو دیده به جهان گشود.وی کودکی بسیار عجیب و غریبی طی نمود و علی رغ اینکه توانسته بود در پذیرش دانشگاه موفقیت ویژه ای بدست آورد ، اما ترجیح داد که وارد دانشگاه نشود و از این رو هیچ کجا هیچ مدرک رسمی ای مربوط به تحصیلات جک لندن وجود ندارد. اما از سوی دیگر بنا بر شواهد بسیار و بسیاری از گفته های خودش ، او بیش از ۹۰ درصد از اثار ادبی ای که در کتابخانه ی اوکلند ، یعنی محل زندگی اش وجود داشته است را خوانده و آن را مطالعه کرده است. سالهای سخت زندگی او اما از او یک نویسنده خلق کرده است. شاید به جرات بتوان گفت که میزان سختی های جک لندن در زندگی کوتاهی که پشت سر گذاشت به اندازه ی صدها انسان در صدها سال زندگی است. این نظر ما نیست ، بلکه منتقدین ادبی ، معتقدند که جک لندن همیشه از فشار بسیار بالایی در روح خود نسبت به هجمه هایی که علیه او بود ، رنج می برده است. همانطور که گفتیم او کودکی بسیار عجیبی را پشت سر گذاشه است.چرا که و پسر نا مشروعی بود که پس از ازدواج مادرش با جان لندن نام خانوادگی او را روی جک نیز گذاشتند .وی دوره کودکی را به دشواری گذراند و برای کمک به وضع مالی خانواده، به شغلهای مختلفی مانند روزنامه فروشی، کارگری در لباسشوئی، پیشخدمتی در تازه های بندری و کارگری در کشتی  دست زده و این میان نیز ؛ گاها به سبب ولگردی به زندان می افتاد.در واقع این مسئله مورد گمانه زنی های بسیار صورت گرفته است. نخست آنکه به این دلیل که او یک بچه نامشروع بوده است ، او را به این کارها وا می داشته اند و دو اینکه چون مادر او با مردی دیگر ازدواج کرد ، تاب تحمل بچه ی دیگری در خانواده وجود نداشت و از این رو او به این کارها اشتغال یافت.وی بعدها به اوکلند رفته و در اوکلند در یک دکان عطاری به کار مشغول شد. این دکان عطاری برای مادر شوهر او بود و او توانست آنجا اقامت کند و بعد هم به درس خواندن روی بیاورد. او پس از مدتی که درسش تمام شد ، در دانشگاه کالیفرنیا پذیرفته شد ، اما بنا بر آنچه که زندگی نامه نویسان در این باب گفته اند ، درس را رها کرد و به دانشگاه هم نرفت. در زندگی جک این طور آمده است که وی عاشق مطالعه بود. او مطالعه را به شدت دوست داشت و سعی می کرد که از هرفرصتی برای مطالعه کردن استفاده کند. او تمام تلاشش را کرد که بتواند بیشتر کتاب هایی که در دوره ی خودش به چاپ رسیده و از بهترین کتاب های عصر خود بوده را بخواند و از آن ها بهره ببرد. او در این میان توانست بسیاری از آثار مارکس را بخواند که خود یکی از بزرگترین تاثیر گذار ها بر روی قلم جک لندن بود. وی بعد تر ها با آثار نیچه آشنا شد و بسیار شیفته ی  این فیلسوف گشت. او در سالهایی که این کتاب ها را می خواند در بین بچه ها به عنوان یک بچه سوسیالیست معرفی شده بود. او بسیار سعی و تلاش کرد که یک زندگی متفاوت را برای خودش رقم بزند. او تمام تلاشش را کرد که بتواند روزی ثروت مند شود و روی پای خودش بایستد ، اما این میان راه به جایی نبرد. حتی درد سال ۱۸۹۶ تصمیم گرفت که به جستجوی طلا برود ولی در این کار نیز موفق نشد. در همان سالها بود که پدر خوانده اش فوت کرد و او مجبور شد که به اوکلند برود. اما بعد ، او نوشته های بسیاری از داستان های سفرش در آلاسکا دارد که همگی در مجله های مختلف زمان خود به چاپ رسیده اند و اقبال خوبی نیز دریافت کرده اند. او هنگامی که موفقیت داستان ها و سفرناه هایش در مجلات را دید ، تصمیم گرفت که برای گذران زندگی از شغل نویسندگی بهره بگیرد و نویسندگی را بعنوان ادامه ی مسیر زندگی خودش انتخاب کند. جک لندن قلم بسیار خوبی داشت. پول خوبی هم از روزنامه ها بدست می آورد ، اما مشکلش این بود که این پول ها را بی حساب کتاب خرج می کرد و این مسئله باعث شده بود که او همیشه در یک فقر به سر ببرد. او در سال ۱۹۰۳ تصمیم گرفت که نخستین کتابش را تحت عنوان آوای وحش روانه ی بازار کند. آوای وحش یک نوع سفرنامه بود. سفرنامه ی گرگی بود که پس از وفاداری های فراوان به ارباب ها ، تصمیم می گیرد که این خدمات را رها کرده و به جنگل برود. تنها به عشق ارباب مهربانش است که میان آدمیان می ماند و همینکه ارباب بد دست گروهی از بومیها کشته می شود، روانه جنگل می گردد تا به زندگی اجداده خود بپیوندد و در میان برادران جنگلی آوای شادی سردهد. رمان آوای وحش از پیروزی خارق العاده برخوردار شد و امریکائیان آغاز قرن بیستم که به دنیای صنعتی و ماشینی وارد شده بودند، از عطر تند و وحشی درختان جنگل و غریزه و سرشت زندگی در آغوش طبیعت که به وسیله لندن بسیار زنده و گویا وصف شده بود، سرمست گشتند. جک لندن در پی این رمان داستان گرگ دریا را نیز منتشر می کند. در واقع جک لندن یکی از ویژگی هایی که داشت ذکر این مسئله بود که به نیکی به این مسئله آگاه بود که چگونه راه نویسندگی خود را در مسیر درست ادامه دهد و بیشترین بازخورد ها را در زندگی حرفه ای خود یعنی در نویسندگی کسب کند. او هنگامی که این داستان را نوشت ، همه گمان کردند که او یک نسخه کپی از روی موبی دیک ملویل برداشته است و آن را به شکلی دیگر به تصویر کشیده است. اما این رمان ثابت کرد که بسیار قوی تر از آنچه که فکر جامعه ی ادبی می کشد ، مورد تحریر واقع شده است. اما بعد وی در سال ۱۹۰۴ ، پس از انتشار گرگ و دریا ،  ماموریت یافت که درجنگ های روسیه با خاور دور حضور پیدا کند. او پس از این که از این جنگ برگشت ، اولین کارش طلاق دادن همسرش بود. او پس از طلاق دادن همسر اولش تصمیم گرفت که یک کشتی بخرد و به دور دنیا سفر کند. اما این سفر تا استرالیا بیشتر پیش نرفت و جک لندن دوباره به نویسندگی مشغول گشت. او خاطرات تمام سفرهایی که پشت سر گذاشته بود را در رمان های مختلف به تصویر کشید و توانست یک سفرنامه ی داستانی بسیار جذاب خلق کند و تبدیل به یکی از نویسنده های نو در زمانه ی خودش بشود. این ویژگی جک لندن بود که توانست قالب های سنتی نویسندگی را از بین برده و شروع به نوشتن داستان هایی جدید و بسیار نو گرایانه کند. جک لندن را یک نویسنده ی عصر نو می دانند که از دل ماشین ها و تکنولوژی آن زمان سر برون آورده است و حقایق مربوط به زندگی انسان های نسل خویش را نشان میدهد. در واقع این همیشه یک روند و یک سیر در تفکر نویسندگان بوده است که بتوانند بخشی از تاریخ سرزمین خود باشند. اما جک لندن پا از این نیز فراتر گذاشته و تاریخ جهان را نشانه گرفته است. او یک نویسنده بسیار اجتماعی بود. هر چند که اکثر داستان های او ریشه در خیال دارند ، اما به جرئت می توان گفت که خوانش آثار فلسفی از یک سو و از سویی دیگر حضور در بسیاری از جوامع ادبی سیاسی مختلف به او یک خط مشی برای فکر کردن و نوشتن ، حتی به صورت غیر آگاهانه هدیه کرده بود که باعث شد نوشته هایش در طول تاریخ جاودانه شوند. در واقع او همیشه در تمام نوشته هایش دغدغه ی انسان را دارد. او همه ی نوشته هایش را به گونه ای نوشته است که گویی تماما گذران زندگی یک شخصیت در آن دیده می شود و این شخصیت ها داستان او را می سازند. او انسان هایی را تصویر می کند که در گیر و دار زندگی رنج هایی فراوان دیده اند و در راه رسیدن به پول و ثروت دست از همه ی ارزش ها و کرامت های انسانی کشیده اند. جک لندن نویسنده ای بود که با مخاطب خود بسیار رک بود و سعی می کرد که همیشه حقیقت را مد نظر داشته باشد و هیچ گاه جز حقیقت زبان به سخن باز نکند. حتی وی درس هایی که از زندگی خویش در اختیار مخاطبان قرار می داده است را این چنین صادقانه بیان می کند که : ” شراب خواری یک عادت در جوامع مدرن محسوب می شود. من روزی خودم شراب خورده ام. شراب خورده ام و از روی هوس هم این کار را کرده ام . اما بعدها دیگر هوسی در کار نبود ، تنها برای این که ثابت کنم منم فردی از اجتماع عظیم افرادی که در اجتماع زندگی می کنند ، هستم ، شراب می خوردم. “. او پس از سال ۱۹۱۳ به یک شهرت جهانی رسید. در واقع او از نخستین کارهایش در حوزه ی رمان نویسی یک نویسنده ی مشهور بود چرا که اکثر کارهای او با اقبال بسیاری مواجه می شد ، اما از سال ۱۹۱۳ آثار او به زبان های دیگر ترجمه شد و این ترجمه ها کمک کرد که او یک نویسنده به شدت سرمایه دار در دنیا باشد. بنا به گفته های خود او نیز ، او نویسنده ای بود که همیشه برای پول می نوشته است و انچه برای او مهم بوده ، ذکر این نکته بوده است که انتشاراتی ها با او قرار دادهای سنگین ببندد و کتابش پر فروش باشد. او مجموعا چیزی حدود پنجاه داستان را نگارش کرد که هر کدام از آن ها عمدتا برخواسته از همان فلسفه ی درونی او برای رهایی از زندگی ماشینی شکل گرفته است. وی در نهایت در سال ۱۹۱۶ بر اثر نارسایی کلیه در گذشت. البته این تنها یک روایت از مرگ اوست. عده ای دیگر معتقدند که او به علت اعتباد به الکل و زیاده روی از عمد ، خودکشی کرده است. به هر طریق تنها می توان این نکته را مورد اشاره قرار داد که او نویسنده ای بزرگ بوده و جهان نویسندگی به او مدیون است. روحش آرام باد.

آثار

  • آوای وحش
  • گرگ دریا
  • بازی
  • سپیددندان
  • قبل از آدم
  • پاشنه آهنین
  • مارتین ایدن
  • ماجراجو
  • طاعون سرخ
  • پسر آفتاب
  • دره ماه
  • ستاره گرد
  • خانم کوچک در خانه بزرگ
  • جری در جزیره
  • مایکل، برادر جری

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *