لودوویکو آریوستو

لودوویکو آریوستو هر آنچه که درباره زندگی و آثارش باید بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” لودوویکو آریوستو” ، نویسنده ی ایتالیایی و خالق اثر جاودانه “اورلاندوی خشمگین” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

لودوویکو آریوستو ، شاعر شهیر و نویسنده ی مشهور ایتالیایی در تاریخ 8 سپتامبر 1474 دیده به جهان گشود. لودوویکو فرزند بزرگتر از ده فرزند خانواده بود  و پدرش افسر عالی مقام شهر فرارا بود، پس از سالها سفر به همراهی پدر، تحصیلات واقعی را در فرارا انجام داد و رشته حقوق را که پدر برایش تعیین کرده بود، رها کرد و به دلخواه تحصیل در رشته زبان و ادبیات باستانی را برگزید، به قرائت اشعارلاتینی پرداخت و خود نیز به زبان لاتینی شعر سرود، چیزی نگذشت که به سبب مرگ پدر، ناچار گشت اداره امور خانواده را بر عهده گیرد، به این منظور منشی رجال معروف شهر گشت و هر چه شهرت ادبيش گسترده تر می شد، وضع اجتماعیش بیشتر رونق می یافت، تا آنکه مورد حمایت خانواده استه قرار گرفت که مدتها برفرارا فرمانروائی داشتند.

در ۱۵۲۷ با آلساندرا بنوچی که در زیبائی شهرت فراوان داشت و وی سالها به او دل بسته بود، ازدواج کرد. در ۱۵۲۲ فرماندار یکی از ایالتها گردید و در حالی که این شغل با روح شاعرانه اش منافات داشت، به سبب نیاز مالی آن را پذیرفت و با جدیت و قدرت و دقت بسیار بر شهر حکومت کرد، چنانکه در ۱۵۲۵ ودر پایان کار موفق شده بود تا حد بسیار به شهر بی نظم و غارت شده سرو سامانی بخشد و رنجهای مردم بینوا و فراموش شده را تخفیف دهد. پس از آن شغلی نپذیرفت و به فرارا بازگشت و ارثیه خانوادگی را میان برادران تقسیم کرد و در میان خانواده و فرزندانش زندگی سعادتمندانه ای را در صلح و آرامش پیش گرفت. آریوستو آثار فراوان دارد. اشعار تغزلی وی که به زبان لاتینی میان سالهای ۱۴۹۳ و ۱۵۰۳ سروده شد، شامل بهترین اشعار جوانی شاعر است که در آنها با صداقت فراوان عشقها و شادي ها ولذت زیستن را در منظومه های بسیار لطیف و زیبا بیان کرده است.

هجويات که تعدادش به هفت می رسد و میان سالهای ۱۵۱۷ و ۱۵۲۵ ساخته شده ، پس از مرگ شاعر در ۱۵۳۴ انتشار یافت. این اشعار چهره واقعی شاعر ،خواستها و رنجهای درونی او را نشان می دهد و سرگذشت هنرمند و انسان و جامعه زمان را با سبکی بسیار گویا و صادقانه بیان می کند. آریوستو پنج کمدی نوشته است، از جمله کمدی صندوقچه در پنج پرده (۱۵۰۸) که اگرچه شاعر در دیباچه آن گفته است که در این اثر از تقلید تئاتر یونانی ولاتینی دست بازداشته، روح نمایش و اشخاص آن مانند پیرمردان، خدمتکار آن، جوانان، اربابان و غلامان، یادآور صحنه های تئاتر عهد کهن است. کمدی احضار کننده ارواح  ساخته شد و در ۱۵۳۰ بر صحنه آمد که با وجود موضوع پر هیجان و هجوآمیز، پایانی سرد و بیشور دارد.

نویسندگان قرن شانزدهم که دارای فرهنگی بسیار ظریف بودند و ذهنشان پیوسته به استعاره و مجاز کشیده می شد به زندگی واقعی دسترسی نمی یافتند و تنها واقعیت را در وجود قهرمانان ذهنی خود می دیدند، در حالی که آریوستو در کمدیهای خود به زندگی واقعی نزديك شده و با نکنه بینی فراوان اشخاص نمایش را مورد مطالعه قرار داده است، در کمدی لنا که در پنج پرده در ۱۵۲۹ به نمایش در آمد و بهترین کمدی آریوستو شناخته شد، شاعر تصویری از شهری که در آن می زیسته و فسادی را که در جامعه قرن شانزدهم رواج داشته، به سبکی گویا و پر هیجان پیش چشم می گذارد. واقع بینی در این نمایشنامه، در تئاتر ایتالیا بی سابقه بوده است. نوشتن نمایشنامه دانش پژوهان در ۱۵۱۸ آغاز شد که ناتمام ماند، به وسیله پسر شاعر به پایان رسید و پس از مرگش انتشار یافت.

کمدی های آریوستو غالبا در دربار شهر فرارا با تجمل و شکوه فراوان بر صحنه می آمد، اما شاهکار جاودان آریوستو منظومه قهرمانی اورلاندوی خشمگین (رولان خشمگین) است در ۴۶ قطعه که سرودن آن از ۱۵۰۲ آغاز شد، قسمتی از آن در ۱۵۱۶ انتشار یافت و چاپ کاملش در ۱۵۳۲ انجام گرفت. نام واقعی که می توان به این شاهکار داد خشمهای اورلاندو است که بر زمینه حماسه هائی که در سراسر اروپای جنوبی رواج داشته، ساخته شده است. در اثر آريوستو سه موضوع اساسی وجود دارد: جنگهای پارلمانی و دو موضوع عاشقانه یکی دیوانگی های رولان که از عشقی سرخورده و ناکام پدید آمده و دیگر عشقهای روجر و برا دامانته زن جنگجو. نکته ای که این اثر را بدیع و یگانه می سازد، قدرت و تسلطی است که شاعر در تسلسل وقایع و نظم داستان بکار برده است.

در واقع هیچ اثری تا این حد از تصویر های واقعی عالم انسانی و در عین حال از خیال انگیزی و طنز و لطف شعر برخوردار نیست. در ابتدا چنین بنظر می آید که شاعر عنان خود را به دست تصویرهای ذهنی وروح خلاته سپرده است، اما به سبب استادی درهنر و چیرگی نبوغ، بادقت و نازک بینی فراوان توانسته است همه جا تعادل را حفظ کند و از هر عنصری به اندازه لازم به کار برد و در مجموع، از چهل و شش قطعه، بنائی از شعری بسیار لطیف ، خوشاهنگ و عظیم برپا کند. این اثر او توانست مرزهای ادبیات ایتالیا را به کلی جایجا کند. شاید کمتر کسی پیدا شودکه این اثر را در ایتالیا نخوانده باشد. این اثر در ایتالیا بخشی از سرمایه ی ادبی این کشور حساب می شود. از بر این اثر اقتباس های بسیاری یافت می شود که هر کدام در جای خود به ذکر این نکته می پردازند که چه میزان آریوستو در نویسندگی انسانی بلند مرتبه بوده است. در واقع اگر بخواهیم تاریخ ادبیات را مورد بررسی قرار دهیم و تمامی زوایای تاریک و روشن آن را زیر نظر بگیریم ، باید بگوییم که آثار بسیاری هستند که رنگ حماسه دارند و افراد زیادی حماسه سرایی کردند. شاید کسانی چون دانته انسان هایی هستند که بر سر در این حماسه سرایی ها نقشی دارند. اما در حماسه سرایی ما دو رویکرد داریم. یک آنکه اثر ادبی عظیمی خلق شود و دوم آنکه مردم بتوانند با این آثار ارتباطط برقرار کنند.

کم نویسنده ای در جهان وجود دارد که بتواند در قالب حماسه سرایی هر دوی این زوایه ها را کنار یکدیگر قرار دهد ، اما آریوستو توانست هم اثری ادبی در خوری خلق کند و هم اینکه مردم را به سمت و سوی این اثر بکشاند.  وی نسل های بعد کمدی الهی اثر دانته را اثری سرشار از غنا وعمق معنی دانسته، اما کمتر توانسته اند آن را بخوانند و با آن آشنائی کامل و نزديك يابند، در حالی که رولان دیوانه پیوسته با شوق و علاقه بسیار خوانده شده است. غنای فکر و لحن رنگارنگش همه جلوه های دوره رونسانس ایتالیا را منعکس کرده و گذشت قرن ها هرگز از درخشندگی آن کاسته است. آریوستو سالهای آخر زندگی را به گلکاری و درختکاری در باغ خود و به تجدید نظر واصلاح دیوان اشعارش که در ۱۵۳۲ منتشر شد، گذراند. وی در ۱۵۳۳ در گذشت، بی آنکه مقامات عالی رتبه دستگاه حکومتی یا مذهبی ارزش نبوغ او را چنانکه شایسته بود، بشناسند.

آثار

  • اورلاندو خشگمین
  • هجویات
  • اشعار لاتین
  • داستان های آریوستو

مروری بر آثار

آریوستو یکی از شاعران صاحب سبک ایتالیا بود. منتقدین ادبی سراسر جهان به این امر اعتقاد  دارند که آریوستو انقلابی در شعر ایتالیا بوجود آورد و مخاطبان بسیاری را از طریق اشعار خویش با ادبیات ایتالیا آشنا کرد. او به جد یکی از تاثیر گذار ترین ادیبانی بود که در خطه ی جغرافیایی اروپا بخصوص ایتالیا پا به عرصه ی نویسندگی گذاشته است. در ادامه یکی از اشعار او را با هم مطالعه می کنیم :

مردمی وحشی، نامهربان، و خشن

زیباترین زن را برهنه،

بدان سان که هنگام زادن از مادر بود،

بر ساحل نهادند تا طعمة حیوانی سبع شود.

کوچکترین حجابی تن سیمگون وی را نمی پوشاند،

و گلهای ارغوانی جسمش را دربر نمی گرفتند،

وگلهایی که گرمای تموز و سرمای آذر را بی آسیب

تحمل می کنند و بر اعضای درخشانش پرتو می افکنند.

اگر آن اژدها قطره اشک درخشانی را

از میان گلهای سرخ و سفید دو گونه اش

افتان نمی دید،

و پستانهای شبنم زده اش را

همچون دو سیب سفت نمی یافت،

و بازی نسیم را بر گیسوان زرینش مشاهده نمی کرد،

شاید او را پیکری از رخام می پنداشت،

یا پیکره ای مرمرین تصور می کرد.

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

داستان دو قورباغه
استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *